فرخ نگهدار: جمهوری اسلامی از بالا تا پایین شکافته است
۱۳۸۸/۰۵/۲۲
در روزهای اخير، برخی از گروهها، احزاب و نمايندگان اصولگرای مجلس شورای اسلامی از محمود احمدی نژاد خواستهاند تا در تشکيل دولت آينده، از آنان نظرخواهی کند و با آنها تعامل داشته باشد.
اين درخواستها با نزديک شدن زمان معرفی وزيران مورد نظر محمود احمدی نژاد به مجلس شورای اسلامی ابراز شدهاند.
در ارتباط با همين موضوع مي توان سخنان محمد رضا باهنر، نايب رئيس مجلس شورای اسلامی، را مورد توجه قرار داد كه گفت: «نمايندگان مجلس خواهان ساز وکاری هستند که رئيس جمهور پيش از معرفی رسمی وزراء به مجلس گزينههای پيشنهادی را با آنان در ميان بگذارد.»
در ضمن میتوان به مواضع جامعه اسلامي مهندسين اشاره كرد كه اعلام كرد: «تصميم جامعه اسلامی مهندسين اين است كه سهمخواهی نداشته باشد، ولی دولت را منحصر به احمدینژاد نمیدانيم.»
همچنين اسدالله بادامچيان، از رهبران حزب موتلفه اسلامی و از نمايندگان اصولگرای مجلس شوراي اسلامی، گفت:« انتظار میرود وزرا به گونهای باشند كه در بررسیهای نمايندگان نكات منفیای مشاهده نشود.»
در كنار اينها، بايد مواضع اقليت مجلس را كه دربرگيرنده نمايندگان اصلاح طلب است، نیز افزود؛ داريوش قنبری، سخنگوي فراكسيون خط امام، گفته است كه اختلاف نظر دولت و مجلس در مورد تركيب هيئت وزيران جدی است.
فرخ نگهدار، تحليلگر سياسی در لندن، در گفت و گو با «راديو فردا» در اين باره می گويد:
انتخاب محمود احمدی نژاد تا امروز با چهار چالش عمده مواجه بوده است. اولين چالش نارضايتی مردم است، به خصوص در پايتخت که محل کار رئيس جمهور است اکثريت جمعيت به طور آشکار مخالف اين دولت هستند و تا اينجا نشان داده اند که می خواهند با اين وضعيت مقابله کنند.
دومين چالش از طرف نيروهای ناراضی در درون نظام جمهوری اسلامی است. به اين معنا که تمام طيف اصلاح طلب، مشروعيت نظام را قبول ندارد و اعلام کرده که دولت را به رسميت نمی شناسد. طيف وسيع تری از اصلاح طلبان شامل آقای هاشمی هم درمراسم تنفيذ و تحليف اصلاً حضور پيدا نکردند.
سومين چالش بزرگ درعرصه بين المللی است. اين برای اولين بار است که از طرف قدرت های بزرگ و مؤثر در صحنه بين المللی کسی به رئيس جمهور تبريک نگفته است.
چهارمين چالش، چالش بسيار سخت درون جناح اصولگرا است. مطالبی که در وبسايتها منتشر می شود، مناسبات بين مجلس و دولت و دعواهای درون کابينه نهم که منجر شد به اخراج عناصری که مورد قبول آقای احمدی نژاد نبودند ولی مورد قبول جناح راست يا اصولگرا بودند، اين چالش را به خوبی نشان میدهد. آخرين نمونه اين مسئله برکنار کردن آقای اژهای [غلامحسین محسنی اژهای، وزیر سابق اطلاعات ر/ف] بود.
جناح اصولگرا تا امروز تلاش کرده که کابينه مثل دوره قبل با تعامل درون تمام جناح های اصولگرا تشکيل شود و هر کدام از هر سو فشار میآورند.
برخی براين عقيدهاند که درخواست چهرهها يا تشکلهای اصولگرا در مورد مشورت با آنها و مجلس در مورد کابينه جديد، ناشی از رفتار محمود احمدی نژاد در چهار سال گذشته است که بیاعتنايی او باعث شد اين تشکل ها از عرصه سياسی کشور کنار گذاشته شوند. از نظر شما اين ارزيابی تا چه حد درست است؟
گروهبندیهای درون جناح اصولگرا از رفتار آقای احمدی نژاد ناراضی هستند و اين دولت را تحميل شده به جناح اصولگرا میدانند و شايد يکی از دلايل آنها، پشتيبانی آقای خامنه ای از محمود احمدی نژاد است.
البته يک تحليل ديگر هم می گويد دولت خود را حتی به رهبر جمهوری اسلامی هم تحميل کرده و آقای خامنه ای را در اين ميان جزو مظلومين قلمداد میکنند.
اين که تا چه حد چنين تحليلی اهداف سياسی دارد و يا تا چه حد با واقعيت سازگار است، بايد منتظر ماند و ديد.
در شرايطی که محمود احمدی نژاد از ديد بخشی از جامعه و نخبگان سياسی ايران دارای مشروعيت نيست، فکر میکنيد دولت دهم دراين فضا چقدر میتواند کارآيی داشته باشد؟
جمهوری اسلامی ايران از صدر تا ذيل شکافته است، يعنی بنيان گذاران و برپا دارندگان نظام به دو طيف کاملا مستقل از يکديگر تبديل شدهاند و هر کدام پايگاههای اجتماعی و ابزارهای قدرت خود را دارند.
تا اينجا میبينيم که دولت احمدی نژاد قادر نبوده حداقل حمايت لازم را در درون سيستم و درون جامعه، حداقل خوشبينی لازم را درعرصه بين المللی و حداقل تعامل لازم را در درون جناح اصولگرا به دست بياورد.
هيچ يک از شاخصهای تحليل اوضاع سياسی نشان نمی دهد در طی اين دو ماهی که از انتخابات رياست جمهوری گذشته، گرايش مثبتی برای دولت ايجاد شده باشد تا به سوی کاهش تشنج، بهبود روابط و آشتی و مسالمت پيش برود.
بنابراين همه تحليلگران دراين زمينه متفق القول هستند که ارابه آقای احمدی نژاد از يک جاده بسيار ناهموار عبور می کند و مسير بسيار صعبالعبور است.
اين درخواستها با نزديک شدن زمان معرفی وزيران مورد نظر محمود احمدی نژاد به مجلس شورای اسلامی ابراز شدهاند.
در ارتباط با همين موضوع مي توان سخنان محمد رضا باهنر، نايب رئيس مجلس شورای اسلامی، را مورد توجه قرار داد كه گفت: «نمايندگان مجلس خواهان ساز وکاری هستند که رئيس جمهور پيش از معرفی رسمی وزراء به مجلس گزينههای پيشنهادی را با آنان در ميان بگذارد.»
در ضمن میتوان به مواضع جامعه اسلامي مهندسين اشاره كرد كه اعلام كرد: «تصميم جامعه اسلامی مهندسين اين است كه سهمخواهی نداشته باشد، ولی دولت را منحصر به احمدینژاد نمیدانيم.»
همچنين اسدالله بادامچيان، از رهبران حزب موتلفه اسلامی و از نمايندگان اصولگرای مجلس شوراي اسلامی، گفت:« انتظار میرود وزرا به گونهای باشند كه در بررسیهای نمايندگان نكات منفیای مشاهده نشود.»
در كنار اينها، بايد مواضع اقليت مجلس را كه دربرگيرنده نمايندگان اصلاح طلب است، نیز افزود؛ داريوش قنبری، سخنگوي فراكسيون خط امام، گفته است كه اختلاف نظر دولت و مجلس در مورد تركيب هيئت وزيران جدی است.
فرخ نگهدار، تحليلگر سياسی در لندن، در گفت و گو با «راديو فردا» در اين باره می گويد:
انتخاب محمود احمدی نژاد تا امروز با چهار چالش عمده مواجه بوده است. اولين چالش نارضايتی مردم است، به خصوص در پايتخت که محل کار رئيس جمهور است اکثريت جمعيت به طور آشکار مخالف اين دولت هستند و تا اينجا نشان داده اند که می خواهند با اين وضعيت مقابله کنند.
دومين چالش از طرف نيروهای ناراضی در درون نظام جمهوری اسلامی است. به اين معنا که تمام طيف اصلاح طلب، مشروعيت نظام را قبول ندارد و اعلام کرده که دولت را به رسميت نمی شناسد. طيف وسيع تری از اصلاح طلبان شامل آقای هاشمی هم درمراسم تنفيذ و تحليف اصلاً حضور پيدا نکردند.
سومين چالش بزرگ درعرصه بين المللی است. اين برای اولين بار است که از طرف قدرت های بزرگ و مؤثر در صحنه بين المللی کسی به رئيس جمهور تبريک نگفته است.
چهارمين چالش، چالش بسيار سخت درون جناح اصولگرا است. مطالبی که در وبسايتها منتشر می شود، مناسبات بين مجلس و دولت و دعواهای درون کابينه نهم که منجر شد به اخراج عناصری که مورد قبول آقای احمدی نژاد نبودند ولی مورد قبول جناح راست يا اصولگرا بودند، اين چالش را به خوبی نشان میدهد. آخرين نمونه اين مسئله برکنار کردن آقای اژهای [غلامحسین محسنی اژهای، وزیر سابق اطلاعات ر/ف] بود.
جناح اصولگرا تا امروز تلاش کرده که کابينه مثل دوره قبل با تعامل درون تمام جناح های اصولگرا تشکيل شود و هر کدام از هر سو فشار میآورند.
برخی براين عقيدهاند که درخواست چهرهها يا تشکلهای اصولگرا در مورد مشورت با آنها و مجلس در مورد کابينه جديد، ناشی از رفتار محمود احمدی نژاد در چهار سال گذشته است که بیاعتنايی او باعث شد اين تشکل ها از عرصه سياسی کشور کنار گذاشته شوند. از نظر شما اين ارزيابی تا چه حد درست است؟
گروهبندیهای درون جناح اصولگرا از رفتار آقای احمدی نژاد ناراضی هستند و اين دولت را تحميل شده به جناح اصولگرا میدانند و شايد يکی از دلايل آنها، پشتيبانی آقای خامنه ای از محمود احمدی نژاد است.
البته يک تحليل ديگر هم می گويد دولت خود را حتی به رهبر جمهوری اسلامی هم تحميل کرده و آقای خامنه ای را در اين ميان جزو مظلومين قلمداد میکنند.
اين که تا چه حد چنين تحليلی اهداف سياسی دارد و يا تا چه حد با واقعيت سازگار است، بايد منتظر ماند و ديد.
در شرايطی که محمود احمدی نژاد از ديد بخشی از جامعه و نخبگان سياسی ايران دارای مشروعيت نيست، فکر میکنيد دولت دهم دراين فضا چقدر میتواند کارآيی داشته باشد؟
جمهوری اسلامی ايران از صدر تا ذيل شکافته است، يعنی بنيان گذاران و برپا دارندگان نظام به دو طيف کاملا مستقل از يکديگر تبديل شدهاند و هر کدام پايگاههای اجتماعی و ابزارهای قدرت خود را دارند.
تا اينجا میبينيم که دولت احمدی نژاد قادر نبوده حداقل حمايت لازم را در درون سيستم و درون جامعه، حداقل خوشبينی لازم را درعرصه بين المللی و حداقل تعامل لازم را در درون جناح اصولگرا به دست بياورد.
هيچ يک از شاخصهای تحليل اوضاع سياسی نشان نمی دهد در طی اين دو ماهی که از انتخابات رياست جمهوری گذشته، گرايش مثبتی برای دولت ايجاد شده باشد تا به سوی کاهش تشنج، بهبود روابط و آشتی و مسالمت پيش برود.
بنابراين همه تحليلگران دراين زمينه متفق القول هستند که ارابه آقای احمدی نژاد از يک جاده بسيار ناهموار عبور می کند و مسير بسيار صعبالعبور است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر