سرخط خبرهای پیک ایران

۱۳۸۸/۷/۱۶

خواهر محمد کامرانی: ما مطمئنیم که محمد در کهریزک کشته شده سعید مرتضوی: کشته‌شدگان کهریزک آسیب‌دیدگی قبلی داشتند


دويچه وله : در حالی که اعلام شده گزارش کمیته‌ی ویژه‌ی مجلس در مورد بازداشت‌گاه کهریزک به زودی منتشر می‌شود، سعید مرتضوی دادستان سابق تهران در یک مصاحبه، دخالت خود در انتقال زندانیان به این بازداشت‌گاه را انکار کرد.
همه‌چیز از یک گزارش آغاز شد. روز شنبه یازدهم مهرماه پایگاه خبری جهان نیوز از سایت‌های نزدیک به دولت دهم، اعلام کرد که اطلاعاتی در مورد متهم اصلی جنایت کهریزک به دست آورده است. در این گزارش عنوان شده بود که انتقال زندانیان به کهریزک با ابلاغیه‌ی کتبی رئیس وقت قوه‌ی قضائیه تنها در اختیار یک مقام قضایی بوده و هیچ فرد دیگری اجازه اعزام زندانیان به کهریزک را نداشته است.
طبق این گزارش به محض اینکه آیت‌الله خامنه‌ای از انتقال بازداشت‌شدگان به کهریزک مطلع می‌شود دستور می‌دهد که زندانیان به جای دیگری منتقل شده و کهریزک نیز تعطیل شود. اما این مقام قضایی به این بهانه که جای دیگری برای زندانیان وجود ندارد از دستور رهبر جمهوری اسلامی سرپیچی می‌کند.
بنا بر گزارش سایت جهان‌نیوز آقای خامنه‌ای برای بار دوم به دبیر شورای عالی امنیت ملی تاکید می‌کند که کهریزک باید تعطیل شود. اما مقام قضایی یادشده باز هم از دستور سرپیچی می‌کند تا اینکه حال چند نفر از زندانیان کهریزک وخیم می‌شود و سه نفر از آنان به نام‌های محسن روح‌الامینی، امیر جوادی‌فر و محمد کامرانی در راه انتقال به زندان اوین جان می‌سپارند.
در ادامه‌ی این گزارش آمده است: «با توجه به بازداشت مسئولین زندان کهریزک و ۱۰ نفر از پرسنل نیروی انتظامی، فشارهایی از سوی این مقام قضایی (که طبق گزارش هیات ویژه‌ی مجلس، متهم اصلی این پرونده است) در جریان می‌باشد که این گزارش قرائت نشود و صرفاً به نام چند متهم نیروی انتظامی بسنده شود. همچنین پزشکی قانونی هم از سوی این مقام قضایی تحت فشار بود تا گزارش خلاف واقع منتشر نماید و دلیل مرگ این افراد را مننژیت اعلام کند اما این سازمان علی رغم فشارها گزارش صحیح را منتشر کرد و اعلام نمود که علت مرگ جان‌باختگان کهریزک مننژیت نبوده است».
در گزارش سایت جهان نیوز هیچ نامی از این ’’مقام قضایی‘‘ برده نشده است اما یک روز پس از انتشار این گزارش، سایت پرچم که گفته می‌شود توسط نمایندگان حامی احمدی‌نژاد اداره می‌شود، برای اولین بار پس از ماجرای کهریزک با سعید مرتضوی دادستان سابق تهران در این مورد گفت و گو کرد و به طور مستقیم از او به عنوان کسی یاد کرد که در گزارش جهان نیوز به عنوان متهم اصلی کهریزک نامیده شده بود.
این گفت و گو با این پرسش آغاز شد: «آقای مرتضوی اولین نکته‌ای که این روزها به نوعی ابهام و اشکال در مدیریت واقعه کهریزک به وجود آورده ماجرای تلفن دبیر شورای عالی امنیت ملی به شماست که پیام رهبری را درباره تعطیلی این بازداشتگاه ابلاغ کرده و گفته می‌شود که شما از فرمان رهبری تمرد کرده و به دلیل تاخیر در انجام دستورات ایشان فجایع کهریزک رخ داده است». بدین ترتیب برای اولین بار نام سعید مرتضوی مستقیما به عنوان متهم اصلی کهریزک در رسانه‌ها برده شد.
سعید مرتضوی دراین گفت و گو ماجرای تلفن دبیر شورای عالی امنیت ملی به خود را تایید کرد اما گفت که این تلفن در ۲۲ تیرماه بوده و هیچ ربطی به ماجرای کهریزک نداشته چرا که همانطور که در رسانه‌ها نیز منتشر شد، ابلاغ دستور تعطیلی کهریزک توسط آقای خامنه‌ای در مرداد ماه بود و نه در تیرماه.
مرتضوی همچنین ادعا کرده که بازداشت‌گاه کهریزک هیچ مشکلی از نظر امکانات نداشته و در انتهای هر قسمت چندین سرویس بهداشتی با تجهیزات کامل وجود داشته است. وی همچنین گفته است: «هیچ کس ادعا نکرده که تجاوز و یا تعرضی در این زندان به او شده است. مثلا از جمله شکایت‌های زندانیان این است که مثلا مسئول بند یا زندانبان در ورزش اجباری آنان را بسیار اذیت کرده است. یا احیانا برخورد نامناسبی از سوی مامور زندان انجام شده است. حتی این سه تنی که در کهریزک جان باخته‌اند نیز در درگیری ها و اغتشاشات مجروح شده و به کهریزک برده شدند که دو تن از آنها به بیمارستان منتقل و یک تن نیز در راه جان باخت».
آزاده کامرانی خواهر محمد کامرانی یکی از کشته‌شدگان کهریزک در گفت و گو با دویچه‌وله می‌گوید مطمئن است که برادرش در کهریزک جان سپرده: « صددرصد. ما شک نداریم. ما خودمان از سلامت کامل محمد اطلاع داشتیم و هر بلایی که سر محمد آمده، همه توی کهریزک بوده. ما که به این مسئله شک نداریم و مطمئناً پزشکی قانونی هم همه را ثابت می‌کند. اصلاً برای ما جای هیچ شکی نیست. برای مردم هم همینطور».
وی در مورد علت مرگ محمد طبق گزارش پزشک قانونی می‌گوید: «گزارش پزشکی قانونی را هنوز به دست خود ما هم نرسانده‌اند. اما تا جایی که وکیل و تا حدودی هم پدرم اطلاع دارد، چه در مورد روح‌الامینی و چه در مورد محمد، پزشکی قانونی خودش عنوان کرده که به خاطر ضرب و شتم و شکنجه‌ای که شده‌اند، (نارسایی کلیه و کبد در اینها ایجاد شده بود».
آزاده کامرانی می‌گوید در گزارش پزشک قانونی هیچ صحبتی از مننژیت یا بیماری قبلی نیست. جهان نیوز هم در گزارش خود نوشته بود که پزشکی قانونی علت مرگ را مننژیت اعلام نکرده است.
بازداشت‌گاه کهریزک در حوزه‌ی دادستان تهران نیست!
ادعای دیگری که مرتضوی در گفت‌وگوی خود با خبرنگار پرچم مطرح کرده این است که اصلا بازداشت‌گاه کهریزک در حوزه‌ی استحفاظی تهران نیست و بنابراین مسئولیت آنجا هم با دادستان تهران یعنی مرتضوی نبوده.
خلیل بهرامیان وکیل و حقوقدان در این مورد می‌گوید: «ایشان دقیقاً در این مصاحبه مطرح می‌کند که خودش به‌عنوان یک مدیر زیر نظر آقای شاهرودی تمام کارهای زندان کهریزک را انجام داده. این فاجعه است! این فاجعه‌ای است که آقای مرتضوی آن را انجام داده، بعد نازشست هم به او داده‌اند و او را معاون دادستان کل کشور کرده‌اند. او در این مصاحبه تمام چیزها را مطرح می‌کند، بعد می‌بیند که کوره خیلی داغ است، می‌گوید در حوزه‌ی من نیست. مرد حسابی! تمام کارها را در تهران تو انجام دادی، چه کسی دستور داده که زندانیان را به کهریزک ببرند؟ مگر اینها در تهران نبودند، چرا آنها را به کهریزک فرستادی؟ حالا می‌خواهد تقصیرها را گردن دادستان کهریزک یا رییس مجتمع قضایی کهریزک بیندازد البته از نظر من او هم مسئول است، اینها همه بایستی تحت پیگرد قرار بگیرند که البته در ایران امکان‌پذیر نیست و این قضیه ‌به نظر من مقوله‌ی جنایت علیه بشریت است و عاملان آن باید به محاکمه کشیده بشوند و تحت پیگرد قرار بگیرند. به نظر من در این جریانات خیلی‌ها باید تحت پیگرد قرار بگیرند، ازجمله آقای مرتضوی به‌عنوان مسئول مستقیم تمام این مسایل باید تحت پیگرد قرار بگیرد».
اما دادستان سابق تهران تنها به گفت و گو بسنده نکرد و در روز سیزدهم مهرماه طی نامه‌ای که سایت تابناک آن را منتشر کرد، مدعی شد که علیرضا زاکانی نماینده‌ی مجلس که ماجرای تلفن دبیر شورای عالی امنیت ملی به مرتضوی را برای رسانه‌ها فاش کرده بود، با وی خصومت شخصی دارد.
مرتضوی یک بار دیگر مطالبی را که در مصاحبه با پرچم گفته بود در نامه‌ی خود تکرار کرده و مدعی شده که تاریخ تلفن دبیر شورای امنیت به وی توسط زاکانی تغییر داده شده. وی همچنین گفته است: «انگیزه مغرضانه آقای زاكانی از این جعل تاریخ و انتساب کذب مسلما فضاسازی كاذب و انتقام‌گیری شخصی است که قبلا در مطبوعات و سایت مورد اشاره در موضوعات دیگر نیز سابقه دارد».
وی همچنین در این نامه تایید می‌کند که بازداشت‌گاه کهریزک زیر نظر دادگستری استان تهران، دادسرا و فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ حدود ۱۰ سال قبل تاسیس شده بود.
نام بردن از نیروی انتظامی تهران در جریان کهریزک تنها از سوی مرتضوی صورت نگرفته. قبل‌تر برخی از سایت‌های خبری از احمدرضا رادان فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ به عنوان یکی از آمران و حتی عاملان شکنجه‌ی زندانیان در کهریزک نام برده بودند.
رادان در نشست مطبوعاتی‌اش در پاسخ به این اتهام گفت: «اقدام دومی که در انقلاب‌های رنگین صورت می‌گیرد این است که در صوت موفق نشدن تلاش می‌کنند نیروهای اثرگذار را از صحنه خارج کنند. ضربه‌هایی هم وارد شد که هدف، خارج کردن نیروهاست تا اگر غائله‌ای پیش آمد نتوانند کارآیی لازم را داشته باشند».
اما اینکه چرا مرتضوی اصرار بر این دارد که همه‌چیز در کهریزک عادی بوده، شاید به نوعی خود تاییدکنننده جنایاتی باشد که در این بازداشت‌گاه در فاصله‌ی روزهای ۱۸ تا ۲۳ تیرماه روی داده.
خواهر محمد کامرانی یکی از کسانی که در این فاصله در کهریزک جان باخته می‌گوید: «من فکر می‌کنم این سخنان آقای مرتضوی طبیعی باشد. چون هیچ کسی نمی‌آید مسئولیت این جنایت‌ها را به‌عهده بگیرد. خب طبیعی است که آقای مرتضوی یک جور از خودشان دفاع می‌کنند، نیروی انتظامی هم جور دیگری از خودش دفاع می‌کند. منتها حالا ما منتظریم ببینیم دادگاه چه رأیی می‌دهد و چه کسی را متهم می‌کند. این صحبت‌هایی که آقای مرتضوی گفتند، خب این باعث تأسف است ولی انتظار دیگری نمی‌شود از ایشان داشت. اینها همه عوام‌فریبی است».
آیا مرتضوی محاکمه می‌شود؟
این که دو سایت که هردو وابسته به دولت هستند، سعید مرتضوی دادستان سابق تهران را به عنوان متهم اصلی پرونده‌ی کهریزک زیر سوال برده‌اند، کمی غیرعادی است. آیا واقعا دستگاه قضایی با حمایت دستگاه اجرایی و البته قوه‌ی قانون‌گذاری قصد محاکمه‌ی دادستان جنجالی تهران را دارد؟
خلیل بهرامیان به این موضوع خوش‌بین نیست: «آقای مرتضوی را به‌عنوان معاون دادستان کل کشور تعیین کرده‌اند. اگر قرار بود ایشان تحت پیگرد قرار بگیرند، قبل از این که به ایشان پستی واگذار می‌شد، باید این کار می‌شد. شرط اول برای تحت پیگرد قرار گفتن یک قاضی، تعلیق قضایی ایشان است. بنابراین به نظر من این فعلاً یک بحث سیاسی و برای سرگرمی است که البته از طرف برخی نمایندگان و خود دستگاه اقتدارگرا ترتیب داده شده است».
ورود حداقل سه نماینده‌ی مجلس، زاکانی، سروری و تجری به این ماجرا نیز نظر بهرامیان را تغییر نمی‌دهد. او می‌گوید خود این نمایندگان نیز در ماجراهای پیش‌آمده پس از انتخابات و در موضوع کهریزک متهم‌اند و باید مورد پرسش قرار بگیرند: «به نظر من خود نمایندگان مجلس هم نمی‌توانند در این قضایا بی‌نظر بوده باشند چرا که این بازداشت‌ها و بگیروببندها بخصوص در تهران نمی‌تواند بدون تأیید و تجویز کمیسیون امنیت اجتماعی صورت بگیرد و این نمایندگان مجلس هم از نظر من اکثریت قریب‌ به اتفاقشان دستشان به این مسایل آلوده است. به نظر من آن چیزی که دارد اتفاق می‌افتد، باج‌گیری وامتیازگیری است. اصولاً سیستم قضایی کشور به نحوی است که توسط افراد کوچک اداره می‌شود و این افراد کوچک نمی‌توانند کار بزرگی مثل اجرای عدالت را انجام بدهند».
محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر کسانی هستند که تا کنون نامشان در فهرست کشته‌شدگان کهریزک برده شده. گفته می‌شود فرد چهارمی نیز یک هفته پس از آزادی از کهریزک فوت شده که اطلاعات دقیقی از وی در دست نیست. یک شخص مطلع که نخواست نامش فاش شود در گفت و گو با دویچه‌وله از «رامین آقازاده» به عنوان این فرد چهارم نام برد.
میترا شجاعی

مرگ سمیه جعفر قلی دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک به ضرب گلوله ماموران انتظامی

مرگ سمیه جعفر قلی دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک به ضرب گلوله ماموران انتظامی/ ممانعت مدیریت دانشگاه از برگزاری مراسم یادبود این دانشجو



مدیریت دانشگاه امیرکبیر به درخواست نیروهای امنیتی از برگزاری مراسم یادبود برای یکی از دانشجویان و نیز کارمند این دانشگاه که چند روز قبل به ضرب گلوله ماموران نیروی انتظامی کشته شد، ممانعت بعمل آوردند.


به گزارش خبرنامه امیرکبیر، سمیه جعفر قلی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر و یکی از کارکنان مرکز تحصیلات تکمیلی آموزش های مجازی در هفته ی نخست مهرماه، در حالیکه به همراه حمیدرضا و سارا؛همسر و دختر 8 ماهه اش در حال بازگشت از قم به تهران بودند، بر اثر اشتباه فاحش یکی از ماموران نیروی انتظامی، که در همان حین در تعقیب خودروی دیگری بوده اند، در اتوبان تهران-قم و شلیک گلوله بسر زخمی شده و جان سپرد.

بدنبال مرگ دلخراش این دانشجوی دانشگاه پلی تکنیک، جمعی از دانشجویان دانشکده کامپیوتر و اعضای شورای صنفی این دانشکده برای برگزاری یک مراسم یادبود برای این دانشجوی بیگناه، با ممانعت ها و سنگ اندازی های عجیب مدیریت انتصابی دانشگاه پلی تکنیک شده اند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، دیروز علیرضا رهائی طی تماسی با رئیس دانشکده کامپیوتر این دانشگاه شخصا به وی دستور ممانعت از هرگونه برنامه یادبود برای این دانشجوی کشته شده را داد. هم چنین واعظ از مسئولان حراست پلی تکنیک نیز به دستور نهادهای امنیتی تلاش زیادی برای ممانعت از این مراسم بعمل آورد.

این واقعه دلخراش در حالی رخ داد که پس از گذشت 10 روز از این فاجعه طی تماس های مکرر از سوی ارگان های مختلف لغو فوری مراسم یادبود درخواست شد.اما با پیگیری و اصرار مسئولان دانشکده کامپیوتر و نیز مسئولان مرکز تحصیلات تکمیلی آموزش های مجازی این مراسم روز گذشته در سکوت و بی خبری کامل و نیز بی اطلاعی دانشجویان در این دانشگاه برگزار شد.

خبرنامه امیرکبیر

ممانعت از برگزاری مراسم یادبود برای این دانشجوی در حالی است که جمع گسترده ای از دانشجویان این دانشگاه از آغاز سال تحصیلی، از حضور بر سر کلاس های درس منع شده و از ثبت نام آنها نیز جلوگیری بعمل آمده است.

هم چنین با وجود احتمالاتی مبنی بر حضور کامران دانشجو در این دانشگاه طی روزهای آتی جمع قابل توجهی از دانشجویان به این دانشگاه ممنوع الورود شده اند.

گفتنی است مدیریت دانشگاه و نهادهای امنیتی از بیم اعتراضات گسترده دانشجوئی به مرگ دلخراش این دانشجو، تاکنون برای عدم اطلاع رسانی خبری پیرامون این حادثه هولناک تلاش های زیادی نموده اند.

مادر سهرابی اعرابی : هیچکس مسئولیت قتل فرزندم را بعهده گرفته نمی گیرد


برگی از تاریخ/ آن چه هر ایرانی باید بداند

سعید ابن عاص” لشگری راهی گرگان نمود . مردم آنجا از راه صلح آمدند . سپس 100 هزار درهم خراج و گاه 200 هزار درهم خراج به اعراب میدادند . لیکن قرارداد از طرف ایرانیان برهم خورد و آنان از دادن خراج به مدینه سرباز زدند و از اسلام گريزان شدند . یکی از شهرهای کرانه جنوب شرقی دریای خزر شهر “تمیشه” بود که به سختی با سپاه اسلام نبرد کرد . “سعید عاص” شهر را محاصره کرد و آنگاه که آذوقه شهر به اتمام رسید مردم از گرسنگی زنهار ( امان ) خواستند . به آن شرط که سپاه “سعید ابن عاص” مردمان شهر را نکشد . لیکن بعد از عقد قرار داد سعید تمام مردمان شهر را به جز یک نفر را در دره ای گرد آورد و تمام افراد شهر را از لب تیغ گذراند . در این کشتار عبدالله پسر عمر – عبدالله پسر عباس – عبدالله پسر زیبر – حسن ابن علی ( امام حسن ) – حسین ابن علی ( امام حسین ) در راس لشگر اسلام قرار داشتند . ( تاریخ طبری)

خیانتی ديگر که برای 25 سال دامن کشور را خواهد گرفت

خیانتی ديگر که برای 25 سال دامن کشور را خواهد گرفت

دکتر نژاد حسینیان معاون سابق امور بین‌الملل وزارت نفت خبرداده است:

اگر حجم صادرات به هند و پاكستان روزانه 60 میلیون متر مكعب باشد، از جیب مردم ایران روزانه 25 میلیون دلار به هندی‌ها و پاكستانی‌ها تخفیف داده می‌شود و اگر 150 میلیون متر مكعب در روز صادر كند، میزان تخفیف روزانه بالغ بر 55 میلیون دلار خواهد شد و در دوره 25 ساله قرارداد برای حالت اول 225 میلیارد دلار و برای حالت دوم 495 میلیارد دلار تخفیف داده می‌شود.

به طور خلاصه قرار است برای رفع تنش بین هند و پاكستان از طرف هر ایرانی 2.3 تا 7 میلیون دلار به شركت‌های گاز هند و پاكستان كمك بلاعوض شود


اصرار به امضای آن حتی با قیمت های پائین دارند تا به مردم بگویند قراردادی را كه چندین سال در دست مذاكره بوده و دو دولت قبلی نتوانسته بودند آن را امضا كنند، ما با قاطعیت امضا كردیم


با توجه به اینکه این قرارداد باید در مجلس تصویب شود، باید همه مردم را از خیانتی که برای 25 سال دامن کشور را خواهد گرفت، آگاه کنیم و از نمایندگان خود بخواهیم جلو آنرا بگیرند. لطفا این ایمیل را برای همه کسانی که می شناسید بفرستید


صدور حکم اعدام برای یکی از متهمان وقایع پس از انتخابات


شماره 854-2009

15 مهر 1388

کمیته گزارشگران حقوق بشر- محمدرضا علی زمانی، عضو انجمن پادشاهی ایران که در جلسه دوم محاکمه عوامل دخیل در اعتراضات مردمی پس از انتخابات ریاست جمهوری، اعترافات مفصلی از وی اخذ گردید و سخنان وی در دادگاه انقلاب با پخش تلویزیونی نیز مواجه شده بود، روز دوشنبه 13 مهرماه از بند 209 زندان اوین به شعبه 15 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی منتقل شده و حکم اعدام به وی ابلاغ شد.

هیچ یک از متهمانی که در جلسات دوم و سوم دادگاه های علنی، مورد محاکمه قرار گرفتند، امکان دسترسی به وکلای انتخابی را نداشتند و با وکلای تسخیری مورد تأیید دادگاه انقلاب، در این محاکمات حضور یافته بودند.

کمیته گزارشگران حقوق بشر


دعوا سر كهريزك بالا گرفت ؛ گزارش مجلس روي چه نامهايي انگشت مي گذارد ؟


مرتضوي البته معتقد است كه ماجراي گزارش هاي رسانه هاي نزديك به زاكاني بيشتر به دليل مشكلات شخصي اين دو نفر است .
شفاف : علي زاكاني نماينده تهران از آن دسته نمايندگان اصولگرايي است كه در انتخابات رياست جمهوري اخير از حاميان جدي و سرسخت محمود احمدي نژاد بوده است .

او بارها در ايام پيش از انتخابات اعلام كرده بود كه ما اصولگرايان اجازه نخواهيم داد كه افرادي مانند موسوي و خاتمي دوباره سكان اجرايي كشور را به دست گيرند . شايد به دليل چنين موضع محكمي در دفاع از احمدي نژاد و مخالفت با موسوي و خاتمي است كه كسي در وفاداري وي به جناح اصولگرا ترديد نمي كند .

زاكاني همانند عماد افروغ كه همواره سعي مي كرده از موضعي مستقل و آكادميك به مسائل بپردازد نمي پردازد . بلكه وي را بايد از سران اصلي اصولگرايان در مجلس هشتم خواند . اما آيا حمايت از احمدي نژاد و سپس مخالفت جدي با حوادث بعد از انتخابات و رفتار موسوي و كروبي سبب شده كه زاكاني و نمايندگاني چون وي در برابر حوادثي مانند كهريزك كوتاه بيايند ؟

اين پرسشي است كه به گواه اخبار و گزارش هاي سايت و هفته نامه نزديك به زاكاني بايد گفت پاسخش منفي است . او اينروزها يكي از افشاگران پشت صحنه وقايع كهريزك است .

طي روزهاي گذشته سايت و هفته نامه نزديك به وي به انتشار گزارش هايي پرداختند كه مطابق آنها يك مقام سابق قضايي در ماجراي كهريزك به دليل تمرد از فرامين رهبري معظم انقلاب مقصر اصلي بوده است .

هر چند در اين گزارش نامي از كسي برده نشد اما سعيد مرتضوي دادستان سابق تهران نسبت به آن واكنش نشان داد .

مرتضوي البته معتقد است كه ماجراي گزارش هاي رسانه هاي نزديك به زاكاني بيشتر به دليل مشكلات شخصي اين دو نفر است . اما با اين حال تا گزارش مجلس منتشر نشود و مدارك و اسناد آن معلوم شود معلوم نمي شود كه واقعاً حق با كدام يك از اين دو نفر است .

اما پيرو واكنش سعيد مرتضوي سايت نزديك به زاكاني بار ديگر در گزارش خود نوشت :

در آستانه قرائت گزارش کمیته ویژه از جنایت کهریزک، اخباری منتشر شد که حاکی از تلاشهای آشکار و پنهان برخی متهمین برای جلوگیری از روشن شدن حقیقت و معرفی عاملان آن را داشت.

به گزارش جهان، هر چند که در این اخبار نامی از متهمان برده نشده بود و صرفاً به عنوان مقام قضایی سابق اکتفا شد، اما روز گذشته ناگهان سعید مرتضوی دادستان سابق تهران این خبر را به خود گرفته و در مصاحبه ای اعلام کرد که هیچ مسئولیتی در حوادث کهریزک نداشته است!

وی همچنین با انتشار نامه ای، پیگیری های سایت جهان و هفته نامه پنجره را درباره این جنایت، به دلیل انتقام جویی یکی از نمایندگان مجلس از وی دانست.

در عین حال سعید مرتضوی اعلام کرد که با توجه به موقعیت جغرافیایی کهریزک که در شهرری واقع است، دادستان تهران هیچ نقشی در اعزام افراد به آنجا ندارد.

در همین رابطه یک عضو کمیته ویژه پیگیری حوادث کهریزک به خبرنگار جهان گفت: بزودی با انتشار سندی معتبر این ادعا هم زیر سوال خواهد رفت.

همزمان با این ادعاها، عکسهایی از زندان کهریزک در برخی رسانه ها و با اهداف خاص منتشر شد که وضعیت این بازداشتگاه را کاملاً عادی جلوه می داد.

اما روز گذشته اتفاق جالب دیگری نیز به وقوع پیوست.

احمد رضا رادان پس از چند ماه غیبت رسانه‌ای در نشستی مطبوعاتی شرکت نمود و به نوعی به شایعات منتشر شده درباره خود خاتمه داد.

سردار رادان مبنی بر اینکه در موضوع کهریزک 7 نفر از پرسنل ناجا بازداشت شدند یا 10 نفر به خبرنگاران گفت: در این رابطه 10 نفر مورد بازجویی و سوال قرار گرفتند و برای هشت نفر از پرسنل ناجا قرار بازداشت صادر شده است.

ایلنا در این زمینه گزارش داد: احمدرضا رادان در رابطه با شایعه نقش خود در بازداشتگاه کهریزک پاسخی نداد و گفت: اقدام دومی که در انقلاب‌های رنگین صورت می‌گیرد این است که در صورت موفق نشدن، تلاش می‌کنند، نیروهای اثرگذار را از صحنه خارج کنند؛ ضربه‌هایی هم وارد شد که هدف، خارج کردن این نیروها است تا اگر قائله‌ای پیش آمد نتوانند کارآیی لازم را داشته باشند.

محسن سازگارا جریان کهریزک و مرتضوی


پروژه هاله نور (2) با شکست مواجه شد

پروژه هاله نور (2) با شکست مواجه شد

سایت آینده نیوز در تهران: با رد درخواست ملاقات نماینده حامی دولت برای ارائه گزارش سفر نیویورک از سوی مراجع تقلید، پروژه هاله نور 2 با شکست مواجه شد.

پس از بازگشت دکتر احمدی نژاد و همراهانش از سفر نیویورک و کاهش توجه افکار عمومی و رسانه ها به این سفر به نسبت سال های گذشته که با موضوع صندلی های خالی تشدید نیز شده بود، تیم تبلیغاتی حامیان دولت برای جبران این ناکامی تبلیغاتی، به یکی از نمایندگان روحانی حامی دولت که در سفر نیویورک حضور داشت، مأموریتی جهت دیدار با مراجع تقلید و ارائه گزارشی از دستاوردهای بزرگ! این سفر داده اند.

با اعلام درخواست این حامی سرسخت دولت از دو تن از مراجع تقلید جهت ملاقات و ارائه گزارش به مراجع تقلید که احتمال ارائه مطالبی نظیر داستان هاله نور در سفر اول دکتر احمدی نژاد به سازمان ملل را می دادند، مراجع تقلید با این درخواست مخالفت کرده و نماینده مذکور را به حضور نپذیرفتند.

گفتنی است دکتر احمدی نژاد پس از سفر نخست خود به نیویورک، در دیدار با آیت ا... جوادی آملی اقدام به ارائه گزارشی اغراق آمیز از مشاهدات خود و اطرافیانش در این سفر کرد که انتشار فیلم این دیدار توسط سایت "بازتاب"، با واکنش های فراوانی مواجه شد که به داستان هاله نور مشهور گردید.

ایران پرس نیوز

پاسخ یک شاعر با سیدعلی خامنه ای


شبکه جنبش راه سبز(جرس)، فروغ ابتهاج : روز 10 مهر غزلی از سیدعلی خامنه‌ای، در سایت فارس نیوز منتشر شد.

این غزل را ایشان در جلسه‌ای که با ناشنوایان داشتند، قرائت کرده و سعی کرده بودند از زبان ناشنوایان به توصیف حال و روز و خصوصیت‌های خودشان نیز بپردازند و جالب تر از همه چیز شاید، تخلص ایشان به "امین" است.

از آنجایی که نویسنده این سطور -که از قضا دستی هم در شعر و شاعری دارد- شعر ایشان را توصیف چندان دقیقی از ویژگی‌های ایشان نیافت، سعی نمود در جوابیه‌ای با همان ردیف و وزن، ویژگی‌های ایشان را یک بار دیگر مرور کند.

در این شعر سعی شده است یکایک ابیات تا جای ممکن پاسخی باشند بر ابیات شعری که مقام رهبری گفته است.
در ابتدا شعر وی و سپس جوابیه این حقیر در پی می آید:

مناجات ناشنوایان
سیدعلی خامنه‌ای

ما خیل بندگانیم ما را تو می‌شناسی
هر چند بی‌زبانیم ما را تو می‌شناسی

ویرانه‌ئیم و در دل گنجی ز راز داریم
با آنكه بی‌نشانیم، ما را تو می‌شناسی

با هر كسی نگوییم راز خموشی خویش
بیگانه با كسانیم ما را تو می‌شناسی

آیینه‌ایم و هرچند لب بسته‌ایم از خلق
بس رازها كه دانیم ما را تو می‌شناسی

از قیل و قال بستند، گوش و زبان ما را
فارغ از این و آنیم ما را تو می‌شناسی

از ظن خویش هركس، از ما فسانه‌ها گفت
چون نای بی‌زبانیم ما را تو می‌شناسی

در ما صفای طفلی، نفْسُرد از هیاهو
گلزار بی‌خزانیم ما را تو می‌شناسی

آیینه‌سان برابر گوییم هرچه گوییم
یك‌رو و یك‌زبانیم ما را تو می‌شناسی

خط نگه نویسد حال درون ما را
در چشم خود نهانیم ما را تو می‌شناسی

لب بسته چون حكیمان، سرخوش چو كودكانیم
هم پیر و هم جوانیم ما را تو می‌شناسی

با دُرد و صافِ گیتی، گه سرخوش است گه غم
ما دُرد غم كشانیم ما را تو می‌شناسی

از وادی خموشی راهی به نیك‌روزی است
ما روزبه، از آنیم ما را تو می‌شناسی

كس راز غیر از ما، نشنید بس "امین"ایم
بهر كسان امانیم ما را تو می‌شناسی

جوابیه به غزل- مناجات شنوایان

ما خیل خفتگانیم ما را تو می شناسی
در رأس باطلانیم ما را تو می شناسی

ویرانه‌ایم و در دل آرامشی نداریم
چندیست لب به جانیم ما را تو می شناسی

با هر کسی نگوییم راز تحجّر خویش
بیگانه با زمانیم ما را تو می شناسی


تاریک گشته چندی آئینه دل ما
زنگار بستگانیم ما را تو می شناسی

با صد دروغ بستیم گوش و زبان خود را
رسوای این و آنیم ما را تو می شناسی

از ظن خویش گفتیم افسانه‌ها که دانی
از کف شده عنانیم، ما را تو می شناسی

چندی مریض گشتیم، بعدش علیل گشتیم
چون برگ در خزانیم ما را تو می شناسی

جز کذب غیر و تهمت، چیز دگر نگوییم
صدرو و صدزبانیم ما را تو می شناسی

آری فقط تو دانی حال درون ما را
کشتی شکستگانیم، ما را تو می شناسی

عمری گذشت و جز ظلم بر دیگران نکردیم
منفور بندگانیم، ما را تو می شناسی

تکفیر و قتل و غارت چندیست حرفه ماست
جز فتنه ما ندانیم، ما را تو می شناسی

عمریست در خموشی، نوری نمانده ما را
ما تیره رو از آنیم، ما را تو می شناسی

کس حرف راست از ما نشنید بس "دروغ"ایم
آری! دگر نمانیم ما را تو می شناسی

۱۳۸۸/۷/۱۵

باز هم سخنی چند با آیت الله منتظری اندر باب مفهوم استالین ستیزی

باز هم سخنی چند با آیت الله منتظری

اندر باب مفهوم استالین ستیزی

باب چهارم

ا. م. شیری

٦ـ منظره ای مختصر از نتایج استالین زدائی و دستاوردهای دموکراسی سرمایه داری

قبل از هر سخنی، تأکید بر این نکته ضرورت دارد که، انقلاب کبیر اکتبر که با کشته شدن هشت نفر در حوادث مختلف پیروز شد و آنهمه دستاوردهای شگرف را در پی داشت، به قیمت کشته شدن بیش از یک میلیون نفر، یعنی تقریبا دو برابر اعدام شدگان اتحاد شوروی در طول ٣۱ سال رهبری استالین و آواره شدن ۱٢ میلیون نفر، درهم کوبیده شد. این همان نکته بسیار مهمی است که "دموکراتهای انساندوست"، نه تنها هیچ تمایلی به طرح آن ندارند، حتی، طوری رفتار می کنند که گوئی چنین فاجعه ای اتفاق نیافتاده است و سعی می کنند آن را هم مثل همه فجایع بزرگ تاریخ، بدست فراموشی بسپارند.

بلی، اتحاد شوروی را تکه- پاره کردند. تکه- پاره که نه، بطرز فجیعی به شهادت رساندند و پشت عدالت اجتماعی(سوسیالسم) را به خاک مالیدند. این فقط آغاز فاجعه ای بود که نام استالین زدائی به آن داده بودند. در ویرانه های اتحاد شوروی، در جمهوریهای "مستقل" مفلس و مفلوک، دولتهای ملوک الطوایفی ــ مافیائی الیگارشی مالی و نئوفاشیست ها را بر سر کار گماردند. جمهوریهای شورائی همچو حیاط بی در ودروازه ای به جولانگاه مأموران امنیتی آمریکا، اروپا و دیگر کشورهای دور و نزدیک تبدیل شدند. رسانه های غربی و بومی دست آموز تمام اسرار مملکتی و حتی، محرمات را به روی جاسوسان و مأموران اطاعاتی خارجی باز کردند و سپس تخریب نمودند. کیش شخصیت و شخصیت پرستی به حد اعلای خود رسانده شد. رهبران و مقامات تازه پوست عوض کرده این جمهوریها، تا مرتبه خدائی ارتقاء داده شدند. موج ناامنی و خشونت همه آنها را در بر گرفت. ترورهای خیابانی، تصفیه حسابهای باندهای مافیائی، قتلهای سفارشی، درگیریهای مسلحانه موضعی و منطقه ای به مشخصه اصلی اکثر این جمهوریها تبدیل گردید. فقط در سال ٢۰۰۰، بیش از دو هزار فقره حادثه انفجار قطار و آپارتمانهای مسکونی، سقوط هواپیماها و هلی کوپترها، غرق شدن کشتیها و غیره به ثبت رسید. در همه این حوادث، مخالفان نظم جدید کشته می شدند. فیودوراوف، کمونیست و چشم پزشک مشهور که بخاطر انقلاب درعلم چشم پزشکی، شهرت جهانی یافت، الکساندر لئبداوف، استاندار استان کراسنایارسک در دو حادثه جداگانه سقوط هلی کوپتر کشته شدند. در همین سال، یک کشتی زیر دریائی اتمی روسیه بنام کورسک، با ۱۱٨ نفر خدمه، در پانصد متری یک زیر دریائی آمریکائی در دریای بارنس غرق شد. در بدنه این زیردریائی، یک سوراخ ناشی از شلیک موشک ایجاد شده بود. کمیسیونی را برهبری ایلیا کلیبانوف، معاون نخست وزیر وقت روسیه، مأمور تحقیق این موضوع کردند که تشخیص دهند سوراخ، نتیجه شلیک از بیرون بوده است و یا انفجار یک موشک از داخل. همه می دانند که تشخیص آن به هیچ تخصصی خاصی نیاز ندارد. بعد از دوسال کار بی نتیجه این کمیسیون، مسئله بفراموشی سپرده شد.

تخم نفرت و خصومت بین خلقهای دوست و برادر که دهه ها و سده ها با هم و در کنار هم زندگی کرده بودند، افشانده شد. روحیه ملی گرائی کاذب کور و شوونیسم را رواج دادند. هر ملتی، دیگری را دشمن ازلی و ابدی خود معرفی کرد. بسیاریها بجان هم افتادند. همدیگر را بیرحمانه کشتار کردند. جنگ و دعوا بین چچنها، اینگوشها، ترکان قره چای، تاتار، باشقیر، چرکز و کومئک و ملل داغستان با روسها، تاتارها با خاخولها(اوکرائینی)، گرجیها با آستینها، آجارها و آبخازها، جنگ بین ارمنیها و آذریها، مولداوها با ترکهای قاقائوز و دنیستریها و غیره دهها هزار کشته و زخمی و معلول بجای گذاشت. پاکسازی ملی و تشکیل ملت خالص، راه گشای تمام مشکلات تعریف شد. ترکان ازبک کلیه ترکان مسخطی را از کشورشان بیرون راندند. تمامی آذریها از ارمنستان و ارمنی ها از آذربایجان (از هر طرف بیش از یک میلیون نفر) بیرون رانده شدند. بین خلقها و مللی که در طول تاریخ با هم زندگی کرده، تاریخ و فرهنگ و سرنوشت مشترک داشتند، در پایان قرن بیستم، در عصر همگرائی ملتها، مرز کشیده شد. همراه با ملی گرائی، البته که مثل همیشه، ادیان الهی نیز جایگاه خاص خود را گرفتند. میسیونرهای دینی از اروپا، آمریکا، ترکیه، ایران و کشورهای مرتجع عربی، بویژه عربستان سعودی به کشورهای جدید التاسیس سرازیر شدند. در هر جمهوری، صدها کنیسه، کلیسا، مسجد و دیگر معابد دینی احداث شد. در جمهوریهای مسلمان نشین، مثل همیشه و همه جا، خودسرانه و بدون توجه به هیچ کس و هیچ چیز، صدای اذان را از بلندگوهای مساجد بلند کردند. در شرایطی که تاراجگران و دزدان، با تحمیل بیکاری، بی خانمانی، فقر، گرسنگی، اعتیاد، فحشاء و گدائی به جامعه، مردم را با یأس و ناامیدی روبرو ساخته بودند، ادیان آسمانی با تئوری تحمل عذاب های این دنیا، بمنزله امتحان ورودی به بهشت برین است، بیاری شان آمدند. با موعظه های "خیرخواهانه"، برتری ناملایمات این دنیا نسبت به عذاب الیم جهنم را به بخش اعظم مردم قبولاندند و از اعتراض به وضعیت موجود باز داشتند. بموازات اینها، فال بینی و فال ستارگان، غیبگوئی و کفخوانی، معالجه بیمار از راه دور، به تلویزیونهای دولتی هم راه یافت.

در کوتاه مدتی، فعالیت هزاران کارخانه و مؤسسه تولیدی بجز بخش تولید و تهیه مواد خام صادراتی و مولد انرژی مثل، نفت و گاز، بتدریج متوقف شدند. صنایع پیشرفته زمان شوروی در اکثر جمهوریها مثل گرجستان، ترکمنستان، تاجیکستان بطور کامل، در بعضی جمهوریها، مثل روسیه، بلاروس، اوکرائین، بخشا در هم کوبیده شد. نه کاری ماند و نه کارگری. بدین ترتیب، توده های کار و زحمت بحالت بی شکل درآورده شدند و از اتحادیه های کارگری در جمهوریهای آسیای میانه و قفقاز، فقط نام مبارکشان باقی ماند. در نتیجه، رقم بیکاری بدون احتساب تخمه و سیگار فروشی، آوارگی در بازارهای مکاره و کارهای روزمزدی، بمیزان بالای ٦۰ درصد نیروی قادر به کار رسید. بازارهای بسیار بزرگ مکاره که ساکنان آنها در اثر ورشکستگی گروه- گروه جا عوض می کنند، یکی بعد از دیگر گشایش یافت. دهها میلیون باب دکان بقالی، مغازه، فروشگاه، قهوه خانه و رستوران، بار و دیسکوهای شبانه، آرایشگاه زنانه و مردانه، قمارخانه ها و تالارهای پر شکوه جشن، جای کارخانه های تولیدی را گرفتند. بسیاری از میادین، پیاده روهای عریض، فضای سبز اطراف آپارتمانهای مسکونی، اکثر زیرزمینهای آپارتمانهای مسکونی، آشغال شوت کنها، به بهانه کمک به توسعه بخش خصوصی، برای باز کردن بقالی و آرایشگری و ماشین شوئی و غیره به قیمت گزافی بمردم فروخته شد. بدین ترتیب، جوامع خودکفای پیشین به جوامع کاملا مصرفی و وارد کننده کالاها، اجناس و خواروبار واقعا بنجل خارجی تبدیل شدند.

دهها میلیون اتومبیل کهنه و تازه ساخت اروپا، آمریکا و ژاپن به این کشورها وارد شد. جالب توجه اینکه، معلوم نیست اگر سوسیالیسم زدائیان به هدف خود نائل نمی شدند، این اتومبیلها در کدام بازار بفروش می رسیدند و چه بر سر تولید کنندگان آنها می آمد. روشن است که کارخانه ها باید کار کنند. آنها را باقساط می فروشند، جاده ها و پلها می سازند، خطوط تراموای شهری، اتوبوسهای برقی، قطارهای اطراف شهری را از بین می برند و مردم را به خرید این اتومبیلها مجبور می کنند. مسافرکشی با این اتومبیلها، تنها کاری بود که مهندسان، متخصصان، کارکنان مؤسسات علمی و دیگران می توانستند بکنند. یافتن مشاغلی مانند رانندگی، نگهبانی، خدمتکاری، کنیزی و کلفتی برای شرکتهای خارجی و کارکنان آنها، بزرگترین آرزوی جویندگان کار محسوب می شود.

همه تعاونی های کشاورزی اعم از دولتی و غیر دولتی، کشاورزی و سیستم آبیاری مکانیزه و تکنولوژی مرتبط با آنها، محو و نابود شدند. طبق گزارشهای رسمی، تا کنون فقط در جمهوری فدراتیو روسیه ۱۱ هزار آبادی از بین رفته است و بطور متوسط روزانه دو روستا نیز از نقشه کشور حذف می شود. در نتیجه، حاشیه نشینی و تجمع در اطراف شهرهای بزرگ، زندگی همه را مختل ساخت. جنگلها و کناره دریاها و رودخانه ها به بخش خصوصی واگذار شده است. به ترتیبی که هیچ کس نمی تواند بدون پرداخت هزینه، در سایه درختی بنشیند و یا در آب دریا و رودخانه، آب تنی کند.

سیستم آموزش، بیمه ، بهداشت و خدمات پزشکی همگانی رایگان منحل گردید. میزان بیسوادی در میان نسل نو پا، به بیش از ٢۰ درصد رسیده است. حق مطلب را ادا نکرده ام اگر نگویم که هر سال چند دانشگاه و یا مؤسسه تحصیلات عالی خصوصی در این کشورها تأسیس می شود و بعد از دو- سه سال چاپیدن مردم، غیب می شوند و جای خود را به تازه ترها می دهند. دو سوم مهدکودکها رسما منحل و بسته شد. ٨۰ درصد از یک سوم باقیمانده نیز به بخش خصوصی واگذار گردید که هزینه ماهانه آنها با درآمد کمتر خانواده ای مطابقت دارد. این در حالیست که، وزارت آموزش و پرورش جمهوریها ثبت نام کودکان در مدارس را بدون طی دوره مهد کودک، ممنوع کرده است. بدین ترتیب، مهدکودکها را نیز به محل چپاول مردم تبدیل کردند. لازم به ذکر است که، طبق قوانین آموزشی و تربیتی اتحاد شوروی، مهدکودکها نمی بایست در فاصله بیش از سیصد متر از آپارتمانهای مسکونی احداث شوند. با این حساب می توان تعداد آنها را حدس زد. بخش عمده شبکه استراحتگاهها و نقاهتگاهها نابود و بخش کوچکی از آنها به بخش خصوصی واگذار شد. بطوریکه، هزینه یک شبانه روز اقامت در آنها، بیش از حقوق ٦ ماه یک کارگر شاغل را بالغ می شود. کارکنان مراکز علمی و آکادمی های علوم به نصف کاهش داده شد. اجاره نشینی، خانه بدوشی، کارتن خوابی رواج بی سابقه ای یافت. بگزارش تلویزیونها روسیه، در فصل طولانی سرمای این کشور، بطور متوسط روزانه یکصد نفر از کارتن خوابان و خانه بدوشان فقط در شهر مسکو در اثر سرما می میرند. تمام مغازه های کتابفروشی به استثنای موارد معدودی بسته شدند. دهها و صدها نشریه، مجله و روزنامه، عمدتا محتوی فال بینی، فال ستارگان و بیش از همه جدول ارقام و کلمات متقاطع منتشر شدند.

امکانات مسافرت هوائی از دسترسی عموم خارج شد. بخش اعظم مردم، دیگر راه فرودگاهها را هم فراموش کرده اند. هزینه مصرف آب و فاضلاب، گاز و نفت و دیگر خدمات شهری که در دوره شوروی تقریبا رایگان بود، بحدی افزایش داده شد که بیش از ٤۰ درآمد خانوارها را می بلعد.

فقر، گرسنگی، گدائی، اعتیاد، فحشاء و تن فروشی بطور بی سابقه ای گسترش یافت. طبق آمارهای رسمی، بطور متوسط ٤٨ درصد مردم به زیر خط فقر رانده شده اند. اما، بر اساس برآوردهای مختلف، این رقم بسیار پائین تر از حد واقعی است. طبق گزارش دولت روسیه به سازمان ملل متحد، ٣۵ میلیون نفر از ۱٤۵ میلیون نفر جمعیت این کشور، در زیر خط فقر به سر می برند. تعداد معتادان به مواد مخدر، تنها در روسیه، بیش از ۵ میلیون نفر است. در تمام این سالها، هزاران نفر زیر فشار فقر و گرسنگی، از جمله ۵۰۰ افسر ارتش روسیه، ارتشی که دنیا را از شر طاعون فاشیسم رهانید، تنها در سال ٢۰۰۰ خودکشی کرده اند. میلیونها نفر در جستجوی یک لقمه نان، در کشورهای مختلف جهان آواره شدند. هزاران خانواده از هم پاشیدند. کودکان، پیر زنان و پیرمردان شوروی که در یک دست عصا و در دست دیگر کیسه های پر از دانه، در فصل زمستان به پرندگان غیر مهاجر دانه می پاشیدند، نه تنها به همین دانه ها نیز محتاج شدند، حتی مجبور شدند غذای خود را مثل مور و ملخ در زباله دانی های شهرها بجویند.

در طول سالهای بعد از تجزیه اتحاد شوروی، بیشتر جمهوریها رشد جمعیتی معکوس دارند. در طول ٩ سال پس از تخریب عدالت اجتماعی، جمعیت روسیه ۱۰ میلیون نفر، یعنی تقریبا ٢۰ برابر همه اعدام شدگان ٣۱ سال دوره رهبری استالین، کاهش یافت. اگر میزان زاد و ولدها و مرگ و میرهای طبیعی این سالها را هم در نظر بگیریم، می توان تصور کرد چه تعداد انسان به انحاء مختلف از بین رفته است و هیچ کس هم قاتل و جنایتکار شناخته نمی شود.

دهها انجمن، مؤسسه و بنیاد خیریه برای کمک به مستمندان تأسیس شده است. روزی نیست که بیماری را با چشم گریان در صفحه تلویزیونها ظاهر نسازند و برای معالجه اش از انسانهای خیر،اغنیا و مستمندان طلب استمداد ننمایند.

میلیونها کودک بی سرپرست در کوچه و خیابانها آواره شده اند. گدائی می کنند، در سر چهار راهها به شیشه پاک کنی مشغول می شوند، در زیر زمینها می خوابند. تعداد این کودکان فقط در جمهوری قدراتیو روسیه، به بیش از ۵ میلیون کودک می رسد. کودک فروشی و فروش اعضای داخلی بدن انسان، یکی از مهمترین منبع امرار معاش بخش قابل توجهی از مردم شده است. اروپائیان، آمریکائیها، اسرائیلیان و شیوخ عرب، مشتریان عمده کودکان این کشورها هستند. در مورد تعداد کودکان فروخته شده تا کنون آمار دقیقی ارائه نشده است. اما، مطبوعات و رسانه ها روسیه رقم دهها هزار کودک را ذکر می کنند و طبق گزارش سه سال قبل سازمان ملل متحد، تعداد انسانهای خرید و فروش شده در طول ٢۰ اخیر، بیش از تعداد بردگان خرید و فروش شده در تمام ششصد سال دوران برده داری بوده است که بخش اصلی آن را زنان و کودکان جوامع سوسیالیستی پیشین تشکیل می دهند. برخی کارشناسان، دلیل علاقمندی غرب و اسرائیل به خرید کودکان جمهوریهای سابق اتحاد شوروی را چنین توضیح می دهند: بر اساس یکی سری بررسیهای بعمل آمده، بخشی از این کودکان را معلول و ناقص العضو کرده، به مافیا گدایان می فروشند. گروههائی را به دلالان محترم اعضای بدن و تاجران باشخصیت سکس واگذار می کنند و اکثریت آنها را برای پذیرش در صفوف پرسنلی ارتشهای آمریکا، ناتو و اسرائیل، بویژه برای هدایت بمب افکن های جنگی آماده می کنند و عده ای را نیز برای انجام عملیات انتهاری و خرابکاری تربیت می نمایند.

جالبتر اینکه، در اتحاد شوروی، زمانیکه والنتینا تروشکووا، اولین زن فضانورد جهان بمسافرت فضائی خود رفت، دختران و زنان جوان شوروی بامید رفتن به فضا، در مقابل ادارات سازمان فضائی کشور صف کشیدند. اما، امروز، با حلول "دموکراسی" به جان جمهوریهای "مستقل"، دختران و زنان جوان این کشورها که هفتاد درصدشان دارای تحصیلات عالی بودند، بخاطر لقمه ای نان، در مقابل ادارات صدور پاسپورت و روادید به صف ایستادند تا کشور خویش را بقصد فحشاء و تن فروشی ترک کنند. طبق آمارهای دهشتناک موجود، تا سال ٢۰۰۰ میلادی، فقط از جمهوری اوکراین بیش از یک و نیم میلیون نفر زن و دختر زیر ٢۵ سال، بقصد فحشاء از کشور خارج شده اند. در جمهوریهای دیگر، وضع از این هم اسفناک تر است. در حدود ٦۰۰۰ نفر از زنان همکیش شما(مسلمان) به اتهام و یا به جرم فحشاء، در زندانهای دوبی بسر می برند.

دهها فرستنده تلویزیونی راه اندازی شده است که از صبح تا عصر درس آشپزی می دهند، از سر عصر تا نیمه شب، شوها و سریالهای واقع جلف و تهوع آور نشان می دهند و از نیمه شب تا صبح، فیلمهای بزن- بکش، آتش بزن- ویران کن، مثل صحنه های کشتار غزه، عراق، افغانستان و... و یا فیلمهای مستهجن سکسی پخش می کنند. در فواصل این برنامه ها، در هر ده دقیقه، ده دقیقه هم آگهی های بازرگانی پخش می کنند.

بیمارستانهای ویژه برای بیماران سخت علاج و شدیدا مسری، تیمارستانها، خانه های سالمندان، یتیمخانه ها، مهد کودکها، یکی بعد از دیگری به آتش کشیده می شوند و بیماران، پیران و کودکان زنده- زنده در آتش می سوزند.

در مقابل همه این فقر و بدبختی ها، به ازای پدید آمدن دهها میلیون نفر گرسنه در ویرانه های بجا مانده از اتحاد شوروی، مجموعا از این کشورها در حدود ۵۰۰ نفر، در رأس آنها، آلک دئریپاسک، مرد ٣٩ ساله ای که در زمان تخریب سوسیالیسم ۱٩ ساله و دانشجو بود، با ٦۱ میلیارد دلار ثروت "خدادادی"، به لیست میلیاردرهای طلائی جهان افزوده شده است. مردم کشور، به فقرا و اغنیا و شهرها به مناطق فقیرنشین و اعیان نشین تقسیم شده اند. رانده شدگان به دامن فقر، بتدریج از مناطق مرکزی و اعیان نشین شهرها بیرون رانده شدند. فرهنگ، آداب و سنن ملی، روابط اجتماعی مردم تخریب و روانشناسی فردگرائی(ایندیویدوآلیستی)، ترویج گردید و جای اصل انسانی «یکی برای همه و همه برای یکی» را، اصل «همه برای یکی و یکی برای خوش» گرفت. به حضور نمایندگان کارگران و دهقانان و زحمتکشان در مجالس قانونگذاری پایان داده شد و جای آنها را درست مثل کشورهای غربی، "ثروتمندان خیر"، صاحبان شرکتها، اعضای باندهای مافیائی و همپالگی آنها گرفتند. در هر جمهوری، دهها بانک و مؤسسه مالی، بازارهای بورس (رایج ترین قمارخانه های سرمایه داری) تأسیس و اقتصاد کشورها، فقط به بخش مالی وابسته شد. یعنی طبق فرمول اقتصادی نئولیبرالی، مقوله کالا، از فرمول پول- کالا- پول، حذف و فرمول پول- پول جایگزین آن شد. علاوه بر اینها، جمهوری فدارتیو روسیه با الگو برداری از لاس وگاس آمریکا، هم اکنون پروژه احداث سه شهر قمارخانه ای برای قمار بازان را در سه منطقه مهم کشوری، یعنی قفقاز شمالی(کراسنادار)، کالنینگراد و کراسنایارسک آغاز کرده است. با تمام این تفاصیل، مردم جمهوریهای منشعب از اتحاد شوروی، هنوز هم که هنوز است، به حساب امکانات و اندوخته های خود از زمان شوروی روی پا ایستاده اند.

در تمام این موارد، جمهوری بلاروس بطور کلی و جمهوری مولداوی تا حدودی مستثنی از قاعده کلی وضعیت بعد از شوروی هستند. الغرض، این قصه هم سری دراز دارد.

اسناد و مدارک تمام این مدعاها، در ادارات و وزارت خانه های ذیربط دولتها، بویژه در گزاشهای سالانه به مجلس قانونگذاری روسیه موجود است.

۷ـ پیامدهای جهانی استالین ستیزی

کشتار حقیقت و وارونه نشان دادن حقایق سوسیالیسم، اولین و خطرناکترین نتیجه استالین ستیزی بود که موجبات تفرقه و پراکندگی شدید و اغتشاشات سیاسی ــ ایدئولوژیک در جبهه نیروهای ترقیخواه جهان را فراهم آورد. تغییر نقشه سیاسی جهان و احیای سیستم مستعمرات در جهان، بویژه در شرق اروپا، مدرنیزه کردن نظامهای برده داری و فئودالیسم، تقسیم چک و سلاواکی، بلعیدن جمهوری آلمان دموکراتیک، اشغال و تجزیه جمهوری فدرال یوگسلاوی به ٨ قطعه کوچک قابل سوار شدن، تشدید تاراجگری و در نتیجه، تشدید و گسترش فقر و گرسنگی، بیکاری و بی مسکنی در سراسر جهان، حذف و یا محدود ساختن بخشهائی از خدمات اجتماعی، حذف و یا محدود کردن برخی از امتیازات زحمتکشان، افزایش ساعات کار هفتگی کارگران در اروپا، روشن کردن آتش جنگهای موضعی و منطقه ای، تشدید حملات نظامی به ستمدیدگان فلسطین، اشغال نظامی کشورهای افغانستان و عراق، فراهم ساختن شریط لازم برای گردش آزاد سرمایه در تمام نقاط جهان، تسهیل و تسریع جهانی سازی امپریالیستی، از بین بردن صنایع تولیدی کشورهای سوسیالیستی و انحصاری کردن تولید، جهانی کردن مصرفگرائی، دستیابی به بازارهای بکر بلوک شرق برای مهار بحران سرمایه داری و... رئوس دستاوردهای این جنگ سخیف بودند. امپریالیسم برغم آنکه موقتا به همه اهداف خود نائل شد ولی، فقط توانست بحران ذاتی نظام سرمایه داری را بمدت تقریبا ٢۰ سال به تأخیر اندازد. اما، نباید فراموش کرد که «چاه کن، همیشه در بن چاه است». بالاخره بحران مالی ــ اقتصادی ذاتی سرمایه داری از یک سال پیش علنی تر شد و دیگر قابل مهار کردن نیست. خوشبختانه، حرکت چرخ تاریخ یکطرفه است و فقط به سمت جلو می چرد.

٨ـ سخن پایانی

حضرت آیت الله منتظری! من چنین ادعائی ندارم که در این نوشتار فهرست وار و فشرده، همه آنچه را می توانستم بگویم، گفته ام و امیدوارم شما نیز بهمین ترتیب بپذیرید. بقصد جلوگیری از اطاله بیش از حد کلام، از توضیح و تشریح بیشتر موضوعات پرهیز نمودم. از ارائه نمونه های بیشتر، آمارهای دقیقتر و تاریخها، خودداری کردم و به همین حد که بتوانم رئوس مطالب را بیان دارم، اکتفا نمودم. جوابیه شما شایسته تشکر و قدردانی فراوان است. شما عبارتی در بیانیه خود بکار بردید، دو صفحه توضیح دادم و همین پاسخ مختصر به جوابیه شما نیز، کارپایه ای شد برای یک تحقیق جامع علمی. در آینده در حد توان سعی خواهم کرد با ارائه نمونه های بیشتر، اسناد و مدارک مشخص و معتبر تاریخی، واقعیات آن دوره را در اختیار جویندگان حقیقت قرار خواهم داد.

گذشته از همه اینها، منظور من از این نوشتار اصلا بدین معنی نبوده و نیست که نظام سوسیالیستی کاملا ایده آل در مدت تقریبا سه دهه(دوره رهبری استالین)در اتحاد شوروی مستقر شده، بی نقص و عیب بوده، در دوره ساختمان عدالت اجتماعی هم هیچ اشتباهی رخ نداده و هیچ حقی هم ناحق نشده است. بلکه، تجربه ساختمان سوسیالیسم در اتحاد شوروی، زمینه مادی تاریخی و عینی مساعدی است که باید آموخت و برای ساختن نوع عالی تر آن در آینده به کار بست. حاکمیت کارگران و زحمتکشان در شوروی راه تازه ای در پیش پای بشریت گشود. طبیعی است که در مسیر هر راه ناپیموده ای، پیچ و خمها، سراشیبی و سربالائی ها و پرتگاههای ناشناخته زیادی وجود دارد. در این راه، بسیاریها در تند پیچها راه گم کردند، برخی ها در سراشیبی ها پایشان لغزید، عده ای در سربالائیها عقب ماندند و برخی ها با یک تنه زدن شاید هم آگاهانه، در پرتگاه سقوط کردند. طی کردن این راه، نیازمند یک سری آزمونها و خطاها بود. با این همه، خطاها و اشتباهات به آن حد و درجه ای نبود که دشمنان عدالت اجتماعی تبلیغ می کنند. مقیاس خطاها نسبت به دستاوردها، ناچیز و قابل اغماض و گذشت بودند.

در پایان، از شما بعنوان یک شخصیت دینی- سیاسی طرفدار نزهت اخلاقی فردی و اجتماعی، آمر به معروف ناهی از منکر، مبلغ برابری و برادری انسانها و مدافع عدل و قسط الهی چند سؤال می کنم و خواهشمندم فقط لحظاتی تصور کنید، این دو تصویری که از جامعه سوسیالیستی و بعد از آن در اتحاد شوروی ارائه کرده ام، بی کم و کاست یک واقعیت مطلق است، در آن صورت؛

۱ـ کدامیک از دو منظره فشرده ای را که ترسیم کرده ام، به نظر شما انسانی تر است و با عدل و قسط الهی شباهتهائی دارد و یا نزدیک است؟ با ذهنیت و تصوری که از شما دارم، بگمانم، منظره اول را نشان خواهید داد.

٢ـ شما می دانید که ساختار جامعه ایران ما، رونوشت همین منظره دوم است. با این وصف، اگر اختیار ساخت جامعه آینده ایران به عهده شما واگذار شود، آیا حاضرید نوع بهتر، عالی تر و تکامل یافته تر منظره اول را بسازید و یا علاقمندید ساخت جامعه دمکرات و پیشرفته ای مشابه جوامع اروپائی، بویژه آمریکا را که در یک طرف میلیاردرهای طلائی و در سوی دیگر، خیل بیشمار بیکاران، گرسنگان و نیمه گرسنگان، محرومان از تحصیل، مسکن، بهداشت و تأمینات اجتماعی رایگان، اجاره نشینان، خانه بدوشان و کارتن خوابان، معتادان، تن فروشان، گدایان و بی پناهان را رهبری کنید؟

٣ـ در این صورت و یا در هر حال، مفهوم، علت و ماهیت استالین ستیزی برای شما روشن و آشکار است یا نه؟

٤ـ هچنین، شما نامه مشهور آیت الله خمینی به میخائیل گارباچف را در خدمت کدام یک از این دو منظره ارائه شده ارزیابی می کنید، در خدمت جامعه عاری از بیکاری و گرسنگی، اعتیاد و گدائی، فقر و فساد و فحشاء یا برعکس؟

۵ـ آیا آن نامه را همرأئی، همآوائی، همآهنگی با کلچاک ها، دنیکین ها، هیتلر ها، خروشچوف، ریگان ها، بوش ها، تاچرها، کوهل ها، گارباچف ها، یلتسین ها، لخ والساها، مرکل ها، سارکوزیها و هزاران های دیگر می دانید یا نه؟

چکیده سخن اینکه، من بسیار امیدوارم در حسن نیت اینجانب تردید نداشته باشید و باور کنید که اصلا و بهیچوجه علاقمند نیستم نام شما را در لیست ستیزگران با عدالت اجتماعی ببینم، صدای شما را در میان هیاهوی در هم و بر هم آنها بشنوم. «تا، چه قبول افتد و چه در نظر آید»...

موفق و مؤید باشید

۵ مهر ماه ۱٣٨٨

_________________

تأکید: این نوشتار را فعلا در همین جا به پایان می برم. اگر در آینده فرصتی دست دهد، به صورت یک کارتحقیقی جامع ارائه خواهم کرد.

بخش های پیشین این نوشتار را در لینک های زیر بخوانید:

- سیخونک: باز هم سخنی چند با آیت الله منتظری اندر باب ...
سیخونک: باز هم سخنی چند با آیت الله منتظری اندر باب ...
باز هم سخنی چند با آیت الله منتظری اندر باب مفهوم استالین ستیزی ...

بازداشت دبیرکل و اعضای کانون صنفی معلمان


شبکه جنبش راه سبز (جرس): روز سه شنبه همزمان با روزجهانی معلم بیش از 12 نفر از اعضای کانون صنفی معلمان در منزل دبیرکل این تشکل صنفی بازداشت شدند.

اعضای کانون صنفی معلمان که قرار بود به مناسبت روز جهانی معلم در منزل علی اکبر باغانی، دبیر کل این کانون جمع شوند، پیش از برگزاری نشست با یورش ماموران لباس شخصی بازداشت شدند.

بنابراین گزارش محمد رضا نیک نژاد، علیرضا جوادی، علی اکبرباغانی، محمود بهشتی لنگرودی، محمود دهقان آزاد، اسماعیل عبدی، مهدیه بهلولی، خاتون بادپر، مجتبی قریشیان، عباس معارفی، محمد نوری و اسدلله جوادپور همگی از اعضای کانون صنفی معلمان در این حمله ماموران لباس شخصی بازداشت شده و به مکان نامعلومی منتقل شده اند.

دستگیری دبیرکل و اعضای کانون صنفی معلمان در حالی است که پیش از این نیز رسول بداقی یکی از اعضای هیات مدیره این تشکل صنفی نیز از روز 10 شهریورماه دستگیر و تاکنون در بازداشت بسرمی برد.

پیش از این درهمین باره :

بازداشت عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان

تشدید فشارها بر کانون صنفی معلمان

گیجی و عقیمی،هدیه پارازیتهای ماهواره ای!

تابان: پارازیت های ماهواره ای علاوه بر گیجی و خستگی باعث بروز عقیمی می شودضمن آنكه قدرت امواج پارازیتهای ماهواره ای و مسافت ارسال و مدت توقف در برابر آن در مضر بودن یا نبودن آن تأثیر دارد.

مهندس جلیل خان بابایی، كـارشنـاس امـور ماهواره ای و مخابراتی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی «فردا» گفت: مواردی مثل قدرت امواج پارازیتهای ماهواره ای و مسافت ارسال و مدت توقف در برابر آن در مضر بودن یا نبودن آن تأثیر دارد.

وی ادامه داد: فرد به خاطر قرار گرفتن طولانی در برابر این تشعشعات دچار سرگیجه های طولانی می شود.

خان بابایی گفت: قرار گرفتن در تشعشع پارازیت آنتن هایی با زاویه 90 درجه و مستقیم در مدت زیاد منجر به عقیمی می شود. در شرایط عادی این تشعشعات آن قدر زیاد نیست اما در اثر زمان زیاد و شرایط قرار گرفتن، منجر به عقیمی شده و كوچكترین آثار آن خستگی مفرط و حالت گیجی است.

وی افزود: پارازیت یا نویز ماهواره ای كه برای جلوگیری از پخش برنامه های برخی شبكه های ماهواره ای فرستاده می شود از چندین نقطه در سطح شهر ارسال می شود.

این كارشناس امور ماهواره ای و مخابراتی با تاكید بر اینكه فرستنده های تلویزیونی و حتی امواج مایكروویو تاثیر بیشتری حتی از امواج موبایل روی انسانها دارد ، گفت: از آنجا كه مردم در طول شبانه روز با كنترل از راه دور تلویزیون سرگرم هستند، ‌حتی فكر نمی كنند كه این امواج تا چه حد از پارازیت های ماهواره ای مضرتر است . پارازیت ها سلامت شهروندان را به خطر انداخته مسعود پزشكیان خواهان برسی جدی تاثیرات مخرب پارازیت های ماهواره ای در سلامت و روان انسان شد.

مسعود پزشكیان نماینده تبریز و عضو كمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی «فردا» اظهار داشت: از نهادی كه مسول پخش پارازیت برای مختل كردن ماهواراها در شهر تهران است خواهش می كنیم به عواقب جدی این امواج مخرب بر سلامت شهروندان تهرانی توجه داشته باشد.

نماینده تبریز خاطرنشان كرد: متاسفانه پخش پارازیت به صورت كاملا بی ضابطه ای صورت میگیرد و در این خصوص به تنها چیزی كه توجه نمی شود سلامت شهروندان است.

عضو كمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی با بیان اینكه در مورد تاثیرات مخرب پارازیت تفسیر های مختلفی وجود دارد اظهار داشت: شایع ترین اثر پارزیت ها تاثیر بر روح و روان افراد و مسائل ذهنی آنها است.

نماینده تبریز با اشاره به نقش نظارتی مجلس در دفاع از حقوق شهروندان گفت: مجلس در این مورد باید به صورت جدی وارد شود و از سلامت مردم دفاع كند.

جرس به کمک ایرانیان چشم دارد


هموطنان عزیز

جوانان ما جانشان را در خیابان ها و شکنجه گاه های نظام می دهند و آزادگانمان در سلول های ستم عمر خود سپری می کنند تا فرزندان ما آینده ای آزاد از حاکمیت مطلقه استبدادگران داشته باشند. ما در بیرون از میدان مبارزه برای استیفای حقوق پایمال شده ملت چه می کنیم؟

در شرایطی که همه رسانه های جمعی در کنترل کودتاچیان قرار گرفته و تلاش می شود مردم در بی خبری مطلق به سر برند، چه نقشی در افشای جنایاتی که می گذرد و آگاهی مردم از فریبی که به نام دین انجام می شود ایفا می کنیم؟

البته مشغول شدن با اینترنت، خواندن اخبارو تحلیل ها و احیانا ارسال آنها برای دیگران کاری شایسته است، اما در برابر عظمت ظلمی که بر این ملت می گذرد، با کارهای فردی نمی توان از شراین مصیبت نجات یافت.

شبکه "جنبش راه سبز"(جرس) در روز برانگیختگی پیامبر(بعثت) تاسیس شد تا برانگیخته شدن ملت را، که در کشورمان " جنبش سبز" نام گرفته، برای تقویت رکن "جمهوریت" نظام که در معرض نابودی کامل است و برای تحقق اراده ملی واستقرارحاکمیت ملت مدد رساند.

این سایت خبری تحلیلی همچون یک روزنامه تمام عیار دارای کادرهای متعدد تخصصی است که در بخش های فنی، تهیه و تحلیل خبر، نوشتن مقاله و ... فعالیت می کنند. صرفنظر از کسانی که داوطلبانه خدمت می کنند، بقیه اعضاء به خاطر ضرورت های زندگی مجبور به دریافت حقوق هستند.

پخش آزمایشی رادیو اینترنتی جرس نیز از روز عید سعید فطر با موفقیت بحمدالله آغاز شد.

از آنجا که جرس با اتکاء به اساسنامه خود از دریافت کمک دولت های خارجی استنکاف دارد، ناگزیر به نگاه درون می باشد و درمان دردهای ایران را از ایرانیان می طلبد.

اگر با اهداف جرس که همان اهداف جنبش سبز ملت ایران است و در بخش درباره ما  سایت نیز به تفصیل توضیح داده شده است، موافق هستید ما را یاری کنید تا بتوانیم گامی در خدمت به هموطنان تحت ستم برداریم. جرس به عنوان موسسه ای غیر انتفاعی، خارج از ایران (آمریکا) به ثبت رسیده است و کمک های شما ایرانیان خارج از کشور در مالیات سالیانه تان منظورمی گردد.

عضو شدن در جرس و پرداخت مبلغ ثابت ماهیانه ، هر چند مختصر، ما را به ادامه خدمتی که در پیش گرفته ایم امیدوار تر می کند. پرداخت یکباره نیز مورد سپاس ما خواهد بود. شما میتوانید از طریق بخش کمک به ما در همین سایت ما را یاری کنید.

جرس در وبسایت و رادیو اینترنتی محبوس نمی ماند و طرح ارتقای رسانه ای خود را به سوی رسانه صوتی تصویری تدوین کرده و کادر خود را بتدریج مهیا کرده و آرام آرام در تدارک تولید برنامه است، هزینه چنین طرح مؤثری بر دوش همراهان و همفکران ایرانی است. اگر راه و روش جنبش سبز را می پسندید، یاریمان کنید. ما با توکل بر او و امیدوار به کمکهای مرتب شما آغاز کرده ایم. جنبش سبز بیش از هر چیز در داخل به رسانه مستقل صوتی تصویری نیاز دارد و وبسایت و رادیو اینترنتی جرس مقدمه لازم چنین رسانه سبز ایرانی است.

هموطنان عزیز، زخم وطن ما عمیق تر وبحرانی تر از آن است که فرصت های اجتماعی را با کارهای فردی از دست بدهیم .

ما در فرصتهای بعدی از مسائل و مشکلاتمان بیشتر با شما در میان خواهیم گذاشت. جرس را به دیگران معرفی کنید. برایش کمک جمع کنید. آنرا حمایت کنید. اثبات کنید که می توانیم به یاری هم و بدون کمک دیگران کشورمان را آزاد کنیم.

منتظر یاری فوری شما

شورای سیاست گذاری شبکه جنبش راه سبز (جرس)

عبدالعلی بازرگان - فاطمه حقیقت جو - احمد صدری - محمود صدری - محسن کدیور - سید عطاء الله مهاجرانی

مهر1388، سپتامبر 2009

جرس

فراخوان مشترک نهادهای ایرانی حقوق بشر در آستانه روز جهانی تلاش برای لغو اعدام



شماره 846-2009

12 مهر 1388

کليد واژه ها : جامعه

English

کمیته گزارشگران حقوق بشر- در آستانه دهم ماه اکتبر، روز جهانی تلاش برای لغو مجازات اعدام نهادهای ایرانی حقوق بشر مخالفت صریح خود را با صدور و اجرای این حکم اعلام می‌دارند. گروه های ذیل بدین وسیله بر لغو این مجازات غیرانسانی و مغایر با حقوق بنیادین بشری تاکید ورزیده و سایر گروه ها و کنشگران مدنی را به حمایت و همراهی فرا می‌خوانند. متذکر می‌شود بیانیه مشترک مشتمل بر گزارش آماری و تحلیلی در روزهای آتی منتشر خواهد شد.

پیشنهادها:

- از بیانیه مشترک نهادهای حقوق بشر حمایت و در آن مشارکت کنید.

- با ارسال ایمیل، نامه و یا تماس تلفنی مخالفت خود را با مسئولان قضایی کشور در میان بگذارید.

- از طریق ارتباط با نمایندگان مجلس ایران خواستار اجرای مفاد کنوانسیون حقوق کودک و میثاق حقوق مدنی و سیاسی در منع صدور و اجرای احکام اعدام برای متهمان زیر 18 سال شوید. نیز بر اساس موازین صریح حقوق بشر به مغایرت اجرای حکم مزبور در مورد تمامی انسان ها اشاره نمایید.

- در خصوص حق حیات بنویسید و مقالات خود را جهت انتشار برای ما ارسال نمایید.


کميته گزارشگران حقوق بشر
Committee of Human Rights Reporters

پارازيت ها سلامت شهروندان را به خطر انداخته

متاسفانه پخش پارازيت به صورت كاملا بي ضابطه اي صورت ميگيرد و در اين خصوص به تنها چيزي كه توجه نمي شود سلامت شهروندان است.
مسعود پزشکیان خواهان برسي جدي تاثيرات مخرب پارازيت هاي ماهواره اي در سلامت و روان انسان شد.

مسعود پزشكيان نماينده تبريز و عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار اجتماعي «فردا» اظهار داشت: از نهادي كه مسول پخش پارازيت براي مختل كردن ماهواراها در شهر تهران است خواهش مي كنيم به عواقب جدي اين امواج مخرب بر سلامت شهروندان تهراني توجه داشته باشد.

نماينده تبريز خاطرنشان كرد: متاسفانه پخش پارازيت به صورت كاملا بي ضابطه اي صورت ميگيرد و در اين خصوص به تنها چيزي كه توجه نمي شود سلامت شهروندان است.

عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس شوراي اسلامي با بيان اينكه در مورد تاثيرات مخرب پارازيت تفسير هاي مختلفي وجود دارد اظهار داشت: شايع ترين اثر پارزيت ها تاثير بر روح و روان افراد و مسائل ذهني آنها است.

نماينده تبريز با اشاره به نقش نظارتي مجلس در دفاع از حقوق شهروندان گفت: مجلس در اين مورد بايد به صورت جدي وارد شود و از سلامت مردم دفاع كند.

اندر حکایت واجبی/توضیحات زاکانی درباره مرتضوی


بنده منتظرم با ارایه اسناد و مدارکی که مدتهاست آماده شده و به خاطر شرایط کشور از انتشار آن خودداری کرده ام پس از 9ماه سکوت در روزهای آینده این مستندات را به هیات مذکور تقدیم و نتایج آن را به سمع و نظر مسئولان کشور بویژه حضرت آیت الله آملی لاریجانی ریاست محترم قوه قضائیه برسانم.
جهان: پس از اظهارات دیروز سعید مرتضوی درباره وقایع کهریزک که در آن سعی شده بود علت برخی از پی گیریهای رسانه ای در این زمینه خصومت شخصی با وی وانمود کند. خبرنگار ما گفتگویی را با علیرضا زاکانی انجام داد.

زاکانی که این روزها به دلیل عارضه گوش چپ در استراحت مطلق به سر می برد، ضمن ابراز تعجب از ادعاهای مرتضوی گفت :پرونده اتفاقات زندان کهریزک توسط کمیته ویژه ای در کشور پیگیری می شود و متخلفین با این گونه فرافکنی ها نمی توانند از روشن شدن، حقایق جلوگیری کنند.

زاکانی در عین حال با تاکید بر ضرورت برخورد قانونی با فتنه گران حوادث انتخابات به رسانه ها توصیه کرد که اجازه ندهند موضوعات فرعی نظیر فجایع کهریزک عاملی شود تا مسببان اصلی فتنه بزرگ انتخابات دهم بتوانند با دست مایه قرار دادن آن پشت سر این حوادث تلخ پنهان شوند.

وی همچنین در خصوص سکوت خود درباره مباحثی که قبلا راجع به مرتضوی بیان کرده بود گفت: به درخواست اینجانب هیاتی از سوی آیت الله شاهرودی رئیس وقت قوه قضائیه با حضور آقایان رئیسی،خلفی،جمشیدی،نکونام و رحیمی که 5نفر از قضات عالی کشور هستند تشکیل شده و بنده منتظرم با ارایه اسناد و مدارکی که مدتهاست آماده شده و به خاطر شرایط کشور از انتشار آن خودداری کرده ام پس از 9ماه سکوت در روزهای آینده این مستندات را به هیات مذکور تقدیم و نتایج آن را به سمع و نظر مسئولان کشور بویژه حضرت آیت الله آملی لاریجانی ریاست محترم قوه قضائیه برسانم.

نماینده مردم تهران درمجلس در پایان با اشاره به ادعاهای سعید مرتضوی در نامه دیروز درباره خصومت شخصی راکانی با وی گفت: بنده نیازی به پاسخگویی به نامه ایشان نمی بینم و انشاء الله به زودی نتایج هیات رسیدگی کننده به وقایع پس از انتخابات منتشر خواهد شد تا سیه رو شود هرکه در او غش باشد.

در همین زمینه پرویز سروری سخنگوی هیات ویژه مجلس و عضو شورای عالی امنیت ملی در گفتگو کوتاهی با خبرنگار جهان با اشاره به مطالب مطرح شده در نامه مرتضوی به خبرنگار جهان گفت: ادعاهای مطرح شده آقای مرتضوی مخدوش و بی مورد است و نظام اسلامی با متخلف در هر لباسی و موقعیتی برخورد خواهد کر

تناقض شگفت آور در برخورد دوگانه با آمریكا

حتی در صورت فرض پذیرش ادعای انجام ملاقات خاتمی با سوروس، این سوال مطرح می شود كه آیا ملاقات دو فردی كه فاقد مسئولیت رسمی در دولتهای ایران و آمریكا هستند، از ملاقات وزیر خارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی با شورای روابط خارجی و نماینده رسمی اوباما مهمتر است؟
در حالی كه روزنامه های چهارقلوی افراطیون، هفته گذشته بیشترین حملات را علیه سید محمد خاتمی به اتهام دیدار سه سال قبل با سوروس انجام داده اند، این جریان نسبت به ملاقات های محرمانه و آشكار منوچهر متكی و سعید جلیلی با مقامات آمریكایی به سكوت همراه با تمجید و تحسین می پردازند.

به گزارش خبرنگار «آینده»، طرح موضوع ادعای ملاقات سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق كشور با جرج سوروس چهره غیردولتی آمریكا در 14 سپتامبر 2006 در حالی از سوی رسانه های زنجیره ای فراطیون شامل خبرگزاری های فارس و ایرانا، روزنامه های كیهان، ایران، وطن امروز و جوان و سایت های خبری آنان به نقل از ادعای نقل قول فردی از سوروس به مهمترین موضوع تبدیل شد كه با پیگیری های به عمل آمده از سوی سایر رسانه ها، چنین مطلبی در سایت جرج سوروس منتشر نشده. دفتر سوروس نیز دیدار وی با خاتمی را رد كرده بود.

با این حال، بر اساس پیگیری مستمر برخی رسانه های اصولگرا از جمله سایت احمد توكلی، سوروس قصد دیدار با خاتمی را داشته است كه به دلیل نوع ویزای خاتمی این امكان فراهم نشده است.

اگرچه تكذیب این ملاقات توسط دفتر خاتمی و دفتر سوروس نیز رسانه های افراطی را قانع نكرد، اما اكنون كه اخبار ملاقات وزیر خارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی با مقامات رسمی آمریكا منتشر شده، سكوت این جریان بر شگفتی ناظران افزوده است.

چرا كه حتی در صورت فرض پذیرش ادعای انجام ملاقات خاتمی با سوروس، این سوال مطرح می شود كه آیا ملاقات دو فردی كه فاقد مسئولیت رسمی در دولتهای ایران و آمریكا هستند، از ملاقات وزیر خارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی با شورای روابط خارجی و نماینده رسمی اوباما مهمتر است كه این رسانه ها نسبت به ملاقات سه سال قبل یك آمریكایی با خاتمی، اقدام به واكنش شدید كرده، اما نسبت به ملاقات مسئولان دولتی اقدام به سكوت و ستایش می كنند؟

پرسش دیگری كه در افكار عمومی مطرح است، نحوه برخورد با دولت آمریكاست كه عضویت در شبكه هایی چون Facebook یا Twiter ارتباط با دولت آمریكا تلقی می شود، اما مذاكرات با دولتمردان آمریكایی از نظر سایت های خصوصی با دولت مردان آمریكایی، استكبارستیزی جلوه داده می شود!

رهبر: هاشمی اساساً اعتقادی به تقلب در انتخابات ندارد










حجت الاسلام محمد تقی رهبر در گفتگو با "شبکه ایران"جلسه روز گذشته اعضای هیئت رئیسه فراکسیون روحانیون مجلس با هاشمی رفسنجانی را "خوب" توصیف کرد و اظهار داشت: مسائل روز کشور در این جلسه مورد بحث قرار گرفت و آقای هاشمی هم دغدغه های خودش را بیان کرد.

رئیس فراکسیون روحانیون مجلس شورای اسلامی با تاکید بر این نکته که هاشمی رفسنجانی درباره باطل بودن شایعه تقلب در انتخابات شک ندارد، تصریح کرد: در جلسه هیئت رئیسه فراکسیون روحانیون مجلس با آقای هاشمی، درباره ادعای تقلب در انتخابات بحثی نشد چرا که مواضع آقای هاشمی در ابتدای جلسه مشخص کرد که ایشان از اساس اعتقادی به آن ندارد.

وی در پاسخ به این سوال که آیا از هاشمی پرسیده شد که چرا اکنون به فکر تهیه طرح وحدت ملی افتاده و در زمان فتنه سکوت کرده بود، گفت:‌ اینگونه مباحث مطرح نشد، چرا که در این جلسه آقای هاشمی بیشتر درباره آینده کشور سخن می گفت .

رهبر در ادامه مصاحبه با خبرنگار ما در خصوص مواضع هاشمی در قبال آشوبگران اظهار داشت:‌ آقای هاشمی گفت که من بارها در اظهار نظرات خود، مواضع صریحی در برابر آشوبگران داشته‌ام و آن ها را توصیه به قانونگرایی کرده‌ام ولی متاسفانه برخی از آنان از دایره نظام خارج شده و دیگر به حرف من هم گوش نمی‌دهند.

وی خواسته هیئت رئیسه فراکسیون روحانیون از هاشمی در این جلسه را تنش زدایی از فضای کنونی جامعه خواند و تصریح کرد: ما از آقای هاشمی خواستیم تا کسانی را که از سران آشوب هستند، با بیانیه ها و نوشته های مکرر در کشور تنش آفرینی می‌کنند و در این انتخابات نشان دادند که از نظام خارج هستند را به مراجع قضایی بسپارد.

جان مك كين: روزى كه ندا در خيابانى در تهران به خون غلطيد، روز پايان رژيم ايران بود


جان مك كين: روزى كه ندا در خيابانى در تهران به خون غلطيد، روز پايان رژيم ايران بود سناتور جان مك كين كانديداى سابق رياست جمهورى آمريكا گفت: روزى كه ندا در خيابانى در تهران به خون غلطيد، روز پايان اين رژيم بود. سياست اصلى و كليدى ما هم بايد در قبال رژيم ايران، سياست تغيير اين رژيم باشد.


سناتور جان مك كين در يك گفتگوى ويژه با تلويزيون ان. بى. سى در پاسخ به سوالى درباره برنامه اتمى رژيم ايران گفت: روشن است كه اين رژيم در پى تسليحات اتمى است. احمدى نژاد بارها به زبان آورده است كه خواهان نابودى اسراييل است و براى انجام اين كار، در حال كسب ظرفيتهاى لازم البته نه با يك حمله مستقيم، بلكه با تجهيز تروريستهايى مانند حزبالله به يكى از اين سلاحها مىباشد. وى افزود: بگذاريد يك چيزى در مورد ايران در اينجا بگويم. سؤالات زيادى در مورد كارايى تحريمات عليه رژيم وجود دارند، و اينكه آيا روسيه و چين با اين تحريمات موافقت خواهند كرد يا نه؟ من نسبت به همكارى هر دوى آنها، شك دارم، اما ما بايد آنها را امتحان كنيم و از آنها، اين را بخواهيم، و فكر مى كنم كه دولت اوباما هم، اكنون كار درستى انجام مى دهد. اما يك عنصرى در اينجا جايش خالى است كه ما بايد آن را به خاطر داشته باشيم و روى آن تأكيد كنيم، و آن هم حقوق مردم ايران است. روزى كه ندا در خيابانى در تهران به خون غلطيد، و در تمام جهان اين صحنه پخش شد، روزى بآغاز پايان اين رژيم بود. زيرا آنچه كه ما را در آمريكا سمت مى دهد، فقط سياست نيست، اصول هم هست، و اين اصول هم چيزى جز ايستادن و دفاع از حقوق بشر و شايستگي هاى مردم نيست، دفاع از اينكه مردم مورد سركوب واقع نشوند، كشته نشوند، مورد ستم قرار نگيرند، به زندان نيفتند، و در خيابانها مورد ضرب و شتم قرار نگيرند. سناتور مك كين افزود: بخش اصلى و كليدى سياست ما در قبال رژيم ايران بايد اين باشد كه اين رژيم بايد عوض شود و ما هم آنها را ترغيب خواهيم كرد، نه با اقدام نظامى، بلكه ترغيب و كمك كردن از طريق طيفى از اقدامات، از قبيل نفوذ اينترنتى، تا راديو ايران آزاد، و هر كار ديگرى كه بتوانيم انجام دهيم، تا بر حقوق مردم ايران تأكيد بگذاريم.


تلويزيون ان. بى. سى پرسيد: بگذاريد تصريح كنيم، شما طرفدار تغيير رژيم، به دست آمريكا نيستيد. شما مى گوييد كه ما در حاشيه مى ايستيم، فشار وارد مى آوريم، و تشويق مى كنيم…


سناتور مك كين گفت: فكر مى كنم درسهاى تاريخى زيادى وجود دارند كه خيلى مهم هستند. مثالها و نمونه هاى زيادى وجود دارند كه آمريكا ترغيب، تشويق و حمايت از مردمى كرده است كه براى آزادى و دمكراسى مبارزه مى كرده اند و من فكر مى كنم كه اين بايد بخش اصلى و كليدى سياست ما در قبال رژيم ايران باشد.


پیک ایران


درماندگی رژیم در برابر دانشجویان مبارز

دست و پا زدن رژیم درمانده در برابر دانشجویان مبارز

رادیو آلمان: در روزهای اخیر فشارها بر دانشجویان در دانشگاه‌های ایران افزایش یافته است، اما نتوانسته دانشجویان و دانشگاه‌ها را آرام کند. فعالین دانشجویی این اقدام‌ها را "دست و پا زدن استبداد" تلقی می‌کنند.

سال تحصیلی در دانشگاه‌های ایران همانطور که پیش‌بینی می‌شد با ناآرامی آغاز شد؛ نخست دانشگاه تهران، سپس دانشگاه صنعتی شریف و روزهای بعدهم برخی دانشگاه‌های دیگر. این ناآرامی‌ها در اعتراض به حضور برخی از اعضای دولت محمود احمدی‌نژاد در دانشگاه به مناسبت آغاز سال تحصیلی رخ داد. در روزهای بعد نیز اعتراض‌های دانشجویی با همین‌ انگیزه‌ها، از جمله در اعتراض به حضور غلامعلی حداد عادل و جواد لاریجانی در دانشگاه ادامه یافت.

آنچه که در اعتراض‌های دانشجویی هفته‌ی اول مهرماه توجه ناظران را به خود جلب کرده این است که شعارهای اعتراضی دانشجویان بیش از آنکه با مسائل دانشجویی و دانشگاهی ارتباط داشته باشد، ادامه‌ی شعارها و مطالبات متعرضان به نتیجه‌ی انتخابات ۲۲ خرداد است.

در همه‌ی این اعتراض‌ها مقام‌های دولتی و نمایندگان حاکمیت با شعارهای "مرگ بر دیکتاتور"، "دولت کودتا، استعفا استعفا" مواجه شدند. برخی اقدام‌های حکومت از جمله پخش "اعتراف"‌های عبدالله مومنی نیز نتیجه‌ی خلاف انتظار حکومت در دانشگاه‌ها باقی گذاشته است.

به نظر می‌رسد وجود چنین روحیه‌ای در میان دانشجویان، نگرانی مسئولان حکومتی را برانگیخته است. فعالان دانشجویی می‌گویند علت این که فرمانده سپاه پاسداران دست بسیج در فعالیت‌هایش در دانشگاه باز گذاشت ناشی از همین نگرانی است. جعفری روز جمعه گذشته (۱۰ مهر) به دانشجویان بسیجی گفت، «بسیج دانشجویی در میدان جنگ نرم، استقلال عمل دارد و منتظر دستور مسئولین بالادست نباشند.»

روز جمعه‌ی گذشته همچنین ماموران نظامی و امنیتی با حمله به یک نشست شورای تهران دفتر تحکیم وحدت ۱۸ نفر از دانشجویان را بازداشت کردند. گزارش‌ها حاکی است که این دانشجویان پس از ساعت‌ها بازجویی و تهدید آزاد شدند، اما ۲ تن از آنان به زندان اوین منتقل شده‌اند.

بنا به برخی خبرهای دیگر، مجوز استفاده‌ی شمار زیادی از دانشجویان از خوابگاه‌های دانشجویی لغو شده است. این اقدام شامل شماری از دختران ساکن خوابگاه نیز می‌شود. احضار دانشجویان به کمیته‌های انضباطی و محروم کردن آنها نیز همچنان ادامه دارد. منابع دانشجویی می‌گویند طی دو ماه گذشته بیش از هزار دانشجو با فشار و تهدید روبرو شده و یا احکام سنگین کمیته انضباطی مبنی بر ممنوعیت از تحصیل و یا اخراج را دریافت کرده‌اند.

با این حال فعالین دانشجویی می‌گویند هیچیک از این اقدام‌ها نتوانسته فضای دانشگاه‌ها را آنچنانکه مقام‌های حکومتی می‌خواهند، آرام کرده و تحت کنترل آنها درآورد. دانشجویان این اقدام‌ها را "دست و پا زدن استبداد" تلقی می‌کنند.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در بیانیه‌ای که روز یکشنبه ۱۲ مهر صادر کرد نوشته است: «استبداد به دست و پا زدن افتاده است و در خشم و ددمنشی خود به هر سو سرک می‌کشد. رسوایی جنایت و پلیدی اعمالش دامنش را گرفته و چون حریقی به هست و نیستش افتاده. جبران زشتی‌های سال‌های سالش را می‌خواهد با سرکوب و استبدادی مضاعف بکند که این چه قصه دردناکی است.»

دانشجویان دانشگاه امیرکبیر همچنین خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط "عزت تربتی" و "احمد احمدیان" دو دانشجویی شده‌اند که روز جمعه گذشته بازداشت شدند. انجمن اسلامی پلی تکنیک نوشته است: «این بار استبداد نخواهد توانست در بزم شب‌اندیشی‌اش به سرور بنشیند که دانشگاه ثابت کرده است به یاران دبستانی اش وفادار است و تا آزادی آن‌ها از پای نخواهد نشست.»