سرخط خبرهای پیک ایران

۱۳۸۸/۷/۱

احمدی نژاد: کشته شدگان حوادث اخیر طرفداران دولت بودند

ایلنا: رئیس‌جمهور در بدو ورود به نیویورک در کنفرانس خبری با سردبیران ارشد و خبرنگاران خبرگزاری آسوشیتدپرس و شبکه تلویزیونی ای‌پی‌تی‌ان شرکت کرد.

رئیس‌جمهور در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران که از وی درباره نتایج نشست اعضای گروه پنج بعلاوه یک با نماینده ایران پرسید، گفت : موضوع هسته‌ای در دستور کار ما نیست.

وی با تاکید بر ضرورت تغییر در نگاه و رفتار دولت مردان غرب، گفت : در نشست پنج بعلاوه یک سه موضوع قابل بحث است که خلع سلاح کامل هسته‌ای در جهان، زمینه سازی برای استفاده صلح آمیز از انرژی هسته‌ای و تامین اورانیوم با غنای بیست درصد برای خرید از آن جمله است.

احمدی‌نژاد با اشاره به اینکه ایران اورانیوم سه‌و‌نیم درصد را غنی سازی می‌کند، افزود : راکتور تهران که رادیو دارو تولید مي‌كند ، نیازمند اورانیوم با غنای حدود بیست درصد است که می‌توانیم برای خرید آن با آنها مذاکره کنیم.

وی تاكيد كرد : دولت‌هایی که مدعی مخالفت با تولید سلاح هسته‌ای هستند اول باید سلاح های خود را از بین ببرند ، کسانی باید پروتکل الحاقی را امضا کنند که هزار کلاهک هسته‌ای در اختیار دارند نه ما که در ابتدای استفاده از فن‌اوری هسته ای هستیم، جمهوری اسلامی در یک مرحله این پروتکل را امضا کرد، اما دیدیم که این موضوع بهانه‌ای شد برای محروم شدن از حقمان آن هم از جانب کسانی که هزاران بمب هسته ای دارند.

رئیس جمهور در ادامه در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران که از وی درباره کشته شدن عده ای در حوادث پس از انتخابات پرسید گفت : متاسفانه حدود سی نفر در این حوادث کشته شدند ، که البته در امریکا روزانه بیش از این تعداد بدست پلیس کشته می‌شوند که ما برای همه متاسفیم و آرزو می کنیم روزی اسلحه‌ها به قلم تبدیل شوند.

وي در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه آیا دولت وی در کشته شدن این افراد نقش داشته است، گفت: در شرایط آشوب اینگونه موارد بروز می‌کند که دولت ایران در بروز آن نقشی نداشته است ،برخی دولت‌های غربی در این حوادث نقش بارزی داشتند که البته در آن عده‌ای از طرفداران دولت و رهگذران نیز کشته شدند و ما تلاش می‌کنیم راه‌های دخالت بیگانگان را ببندیم تا چنین حوادثی تکرار نشود.

وی درباره دولت اوباما هم افزود : دنیا نیازمند تغییر است و امیدواریم اوباما در مسیر تغییر حرکت کند و سیاست‌های غلط گذشته را در مسیر اصلاح قرار دهد ، دولت امریکا زمان زیادی برای این کار در اختیار ندارد و باید تلاش کند تا تغییرات واقعی و حقیقی روی دهد.

ایران پرس نیوز

تمرکز نگاه ها بر بازگشایی دانشگاه ها

دانشجویان ایران - چه فعالیت آنان را در قالب جنبش دانشجویی ببینیم و چه به عنوان وارثان آرمان آزادی خواهی سه دانشجویی که با کشته شدنشان در روز 16 آذر 1332، شعار «دانشجو می میرد/ ذلت نمی پذیرد» را ابدی کردند - روز به روز با سیاسی تر شدن فضای کشور، نقش و جایگاه تاثیرگذار و جدی تری به خود می گیرند. سال تحصیلی گذشته برای فعالان دانشجویی سالی دشوار بود، اما این باعث نشد از تعداد فعالان دانشجویی کاسته شود بلکه حتی در نتیجه برخی سیاست های تحریک کننده وزارتخانه، بر تعداد آنها افزوده شد. این فضا با انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به اوج خود رسید.

با اینکه هیچ مرجع رسمی تعداد دانشجویان دستگیر شده در این حوادث را اعلام نکرد اما از سوی «ناجا» تعداد دستگیرشدگان حدود 4500 نفر اعلام شد که با توجه به نقش و حضور قابل توجه دانشجویان در اعتراض های مدنی، می توان پیش بینی کرد درصد قابل توجهی از بازداشتی ها دانشجویان هستند

در چنین فضایی نگرانی جناحی از بازگشایی دانشگاه ها در مهرماه به شایعات وسیعی در سطح جامعه دامن زند؛ شایعاتی از قبیل اینکه دولت قصد دارد به بهانه شیوع آنفلوآنزای خوکی، دانشگاه ها را یک تا دو ترم تعطیل کند. اگرچه امروز که مصادف با اول مهر و سرآغاز بازگشایی دانشگاه هاست، مشخص شده این بحث شایعه ای بیش نیست.هم اکنون به ویژه دلیل انتصاب کامران دانشجو سخنگوی وزارت کشور در زمان انتخابات به عنوان وزیر جدید علوم این شائبه که قرار است از این مهرماه به بعد، فضای دانشگاه ها محدودتر باشد، تقویت شده است.هرچند وزیر علوم چنین شایعاتی را تکذیب می کند.کامران دانشجو از جمله افرادی است که در کنار صادق محصولی، محمود احمدی نژاد و چند تن دیگر توسط سوی بخشی از رای دهندگان و از جمله دانشجویان در معرض انتقاد انتخاباتی هستند.

یکی از این منتقدان، طاهرخانی نماینده زنجان در مجلس شورای اسلامی بود که با اشاره به ریاست کامران دانشجو بر ستاد انتخابات کشور به اعتراض های پس از انتخابات اشاره و تایید کرد:«ممکن است انتصاب او به عنوان وزیر وزارتخانه ای که با دانشجویان احتمالاً معترض سروکار دارد، خود مایه حساسیت و اعتراض دانشجویان شود. »

طاهرخانی یکی دیگر از چالش های دانشجو در جلسه رای اعتماد را «شائبه امنیتی شدن شیوه مدیریتی» او می داند. این نماینده مجلس گفت: «وزارت علوم، یک وزارتخانه علمی و پژوهشی و کلید ارتباط دولت با دانشگاه هاست. سیاسی شدن مدیریت این مجموعه،
ضربه جدی به فعالیتش می زند.

سعدالله نصیری که خود عضو هیات علمی دانشگاه زنجان است، می گوید: «برخورد با محیط علمی و استادان و دانشجویان، ظرافت مدیریتی خاصی را می طلبد که به نظرم در کامران دانشجو کمتر می توان سراغ گرفت.» نصیری در عین حال این نگرانی برخی از نمایندگان مجلس را مطرح می کند که با انتصاب کامران دانشجو به عنوان وزیر علوم، تصمیم های این وزارتخانه نه توسط خود او که از سوی کسانی بیرون از این وزارتخانه گرفته شود.

احمد توکلی هم درباره کامران دانشجو گفت: «وزیر پیشنهادی علوم رئیس ستاد انتخاباتی بود که آن ماجراهای تلخ را در پی داشت. وی از نظر معترضان که گرچه اقلیت اند اما جمع کثیری از مردم را تشکیل می دهند، متهم اصلی است. البته بنده این اتهام را ناوارد می دانم ولی احساس آنها امری واقعی است. به نظر می رسد اکثریت دانشگاهیان جزء این دسته اند. وزارت چنین فردی به واگرایی دانشگاه و دولت کمک می کند یا به همگرایی؟ آیا از نظر سیاسی و کارایی دولت به مصلحت است؟» البته نمایندگان حامی دولت در مجلس، پیشاپیش چنین تحلیل هایی را غیرواقع بینانه ارزیابی کردند.

به هرحال کامران دانشجو در حالی که می رفت تا به وسیله تعداد قابل توجهی از نمایندگان مجلس رای اعتماد نیاورد با فعل و انفعالات نمایندگان از پل رای اعتماد به سلامت عبور کرد. اما هیچ معلوم نیست او که توانست از اکثریت مجلس رای اعتماد بیاورد از دانشجویانی که قرار است در سال های آینده درباره سیاست های او قضاوت کنند، رای اعتماد بیاورد یا نه

دانشجویان در انتظار قضاوت بر اساس عملکرد وزیر

با وجود اظهارنظرهای روسای مختلف دانشگاه ها از جمله فرهاد رهبر سی و یکمین رئیس دانشگاه تهران، علیرضا رهایی رئیس دانشگاه امیرکبیر و... مبنی بر اینکه «برای ماموریت ویژه به دانشگاه ها نیامده اند» اخبار منتشرشده در سایت های خبری دانشجویی چون امیرکبیر و آمار دانشجویان دستگیرشده، زندانی، ستاره دار و... در دیگر نشریات داخلی چندان خوشایند نیست.

براساس اخبار منتشرشده در خبرنامه امیرکبیر و دیگر نشریات، دست کم 561 دانشجو در سال گذشته از 16آذر 1386تا 16آذر 1387 به کمیته های انضباطی و دادگاه ها احضار شده یا با تعلیق از تحصیل، محرومیت، اخراج، بازداشت و در نهایت زندان مواجه شده اند. همچنین براساس مجموعه اخبار منتشرشده در این خبرنامه دانشجویی، دانشجویان آزادشده دانشگاه های ایران برای آزادی خود هشت میلیارد و 440میلیون تومان وثیقه سپرده اند.

بر این اساس هر روز نفر از دانشجویان و در هر دو روز سه دانشجو طی 365روز تحت هجوم قرار گرفته اند. از 16آذر 1386تا 16آذر 1387 ، ²¹² نفر از دانشجویان سراسر کشور به کمیته های انضباطی و دادگاه های انقلاب و... احضار شده اند. علاوه بر این 15دانشجو جزء دانشجویان ستاره دار قرار گرفته اند و تعداد دانشجویان تعلیقی و محروم از انواع امکانات دانشجویی، از سوی حراست دانشگاه ها 107است.

تعداد اخراجی ها از دانشگاه های کشور 20نفر است. ±±±نفر از دانشجویان بازداشت شده اند، 82نفر با وثیقه هشت میلیارد و 440میلیون تومان آزاد و 16 نفر نیز زندانی شده اند. بررسی این اخبار نشان می دهد در همین مدت تعداد نشریه های دانشجویی توقیف شده 18عدد و اغلب به دلیل اقدام علیه امنیت ملی بوده است. تجمع های دانشجویی از 16آذر 1386تا 16آذر 1387 ، 89فقره بوده است که اگر تعداد سه ماه تابستان را از تعداد یک سال تحصیلی کسر کنیم، باید گفت دانشجویان تقریباً هر سه روز یک بار دست به تجمع صنفی و سیاسی زده اند.

در چهار سال گذشته، وزارت علوم بارها اعلام کرد دیدگاه سیاسی و محدودکننده نسبت به جهت گیری های فکری و عقیدتی دانشجویان ندارد. گزارش کوتاه بالا دستاورد تنها یک سال - آذر 1386 تا آذر 1387 - این وزارتخانه است. دستاوردهای وزارت کامران دانشجو چه خواهد بود؟ دانشجویان منتظر مشاهده عملکرد او برای قضاوت هستند.

شکوفه آذر
روزنامه سرمایه

تغییرات گسترده در دانشگاه تهران برای جلوگیری از اعتراضات دانشجویی

از دو هفته گذشته و همزمان با بازگشای کوی دانشگاه تهران و نیز برگزاری امتحانات دانشجویان که به دلیل یورش نیروهای انصار به کوی و زخمی و بازداشت عده ی زیادی به تعویق افتاده بود، اقداماتی در راستای مقابله هر چه بیشتر با اعتراضات دانشجوئی توسط مدیریت دانشگاه در حال انجام است.

شعار نویسی در کوی دانشگاه

به گزارش خبرنامه امیرکبیر با گذشت دو هفته از بازگشایی دوباره کوی دانشگاه فضای امنیتی شدیدی بر کوی دانشگاه حاکم شده است. نیروهای لباس شخصی از زمان بازگشائی در 14 شهریورماه درفضای کوی دانشگاه به صورت مشهود به همراه نیروهای حراست دانشگاه به پرسه زدن مشغول بودند. اما با وجود این اقدامات تهدید آمیز، موراد بسیاری از دیوارنویسی دانشجویان کوی دانشگاه دیده شده است.

در ادامه تلاش جهت ایجاد فضای رعب و وحشت در کوی دانشگاه حضور نیروهای بسیج دانشجویی که برخی از آنان ساکن کوی دانشگاه نیز نیستند در محیط کوی دانشگاه محسوس است.

اما با این همه، از زمان بازگشائی کوی، دانشجویان ساکن کوی دختران و پسران دانشگاه تهران همگام با دیگر ساکنین محله امیراباد تهران، در ساعات پایانی شب، فریاد بانگ الله اکبر می دهند که این امر موجب شده که مسئولین خوابگاه دختران و پسران به شناسائی دانشجویان اقدام کنند اما بدلیل کثرت تعداد دانشجویان این امر هنوز محقق نشده است.

نصب انتن در ایام تعطیلات تابستانی در مقابل کوی دانشگاه

در ایامی که کوی دانشگاه در تعطیلی به سر می برد بر روی ساختمانی مقابل ساختمان مسجد موقت کوی دانشگاه در منطقه امیراباد انتنی جدید نصب شده است که بنا بر نظر دانشجویان به احتمال زیاد به سپاه پاسداران یا بسیج تعلق دارد و مورد استفاده ی آن هنوز مشخص نمی باشد. ممکن است این مساله جهت اقدامات امنیتی در کنترل فضای کوی در سال تحصیلی جدید باشد. گفته می شود در ساختمان مورد اشاره، اتاقی در طبقه انتهایی توسط نیروهای امنیتی مورد استفاده قرار می گیرد که بی ارتباط با نصب آنتن نخواهد بود.

دیوارکشی در میان کوی دانشگاه

هم چنین در این زمینه شایعاتی در مورد این اقدام مدیریت کوی دانشگاه مبنی بر واگذاری ساختمان های 20، 21 و 23 به متاهلین وجود دارد. در این راستا مدیریت دانشگاه تهران همزمان با پایان امتحانات ترم تحصیلی دانشجویان، چند روز را تعطیل اعلام کرده و حتی ثبت نام دانشجویان را نیز به تاخیر انداخته است که این امر موجب آغاز دیرهنگام سال تحصیلی خواهد شد. بنا به گفته دانشجویان، مسئولین قصد دارند تغییر و تحولات در کوی دانشگاه را در این فاصله زمانی انجام دهند. هم چنین به گمان برخی دیگر از دانشجویان این امر بدلیل نصب شنود در اتاق های دانشجویان صورت می گیرد.

کاهش بیش از 1500 نفر از دانشجویان خوابگاه

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در استانه بازگشایی دوباره دانشگاه تهران و هراس مدیریت دانشگاه و نیز در راستای اتخاذ تدابیر از سوی آنان برای مواجهه با موج اعتراضات دانشجوئی، طی اقدامی ناگهانی سه ساختمان کوی دانشگاه بالاجبار تخلیه شده است. ساختمان های 20 و 21 که دانشویان کارشناسی در آن ساکن می باشند و همچنین ساختمان 23 که متعلق به دانشجویان کارشناسی ارشد می باشد و در ضلع جنوبی کوی دانشگاه تهران واقع شده اند و همچنین مشرف به خیابان های امیر اباد شمالی می باشند، از جمله ساختمان هائی است که ساکنین آن تخلیه شده اند.

از سوی دیگر مدیریت دانشگاه و شخص فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران، در صدد کاهش شمار دانشجویان ساکن در کوی دانشگاه می باشند. به طوریکه در سال تحصیلی جدید به دانشجویان جدیدالورود در تمام مقاطع تحصیلی خوابگاه ارائه نخواهد شد و در خوابگاه های سطح شهر اسکان داده خواهند شد.

همچنین دانشگاه تهران ضمن درج اطلاعیه ای اعلام نموده که به دانشجویان ترم 10 کارشناسی و همچنین ترم 6 کارشناسی ارشد خوابگاه ارائه نخواهد شد.

خبرنامه امیرکبیر

متن سخنرانی آقای احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل


بسم الله الرحمن الرحیم


و بسم مصباح الحقیقه و مشائی الدقیقه و ولی الفقیهه


خیلی متشکرید از این که با دهان های باز مانده و هاج و واج در حالی که 27 -28 دقیقه نمی توانید از خلسۀ شوق و علقۀ ذوق مژه بر هم زنید و به افاضات ما گوش فرا دهید! می دانم که از این بابت بسیار از ما سپاسگزارخواهید بود.

بار دیگر من بنمایندگی از 140 درصد از ملت بزرگ ایران در این صحن برایتان صحبت می کنم.

البته این بار با دستی پرتر از پیش آمده ام که بشما بگویم، انتخابات ما، که منِ احمدی نژاد از کوران آن بیرون آمده ام می باید الگویی باشد برای همۀ بشریت و بویژه در بلاد کفر که در آن ممالک، مفهوم دین و دینداری گم شده و با وجود این هالۀ نورانی گردِ سرِ من؛ هنوز بر جادۀ کوردلی و انکار و عناد می رانند.

آنچه ما در انتخابات خرداد 88 نشان دادیم، تنها نمونه ای بود از صداقت و امانت داری از آرا و ارادۀ مردم. تا بدانجا که رهبر عظیم الشان انقلاب، از شور و هیجان زاید الوصف، هول هولکی و دستپاچه پیش از وزارت کشور و شورای نگهبان، بمیان معرکه پرید و گوش و چشم ملت را بنور مژدگانی پیروزیِ ما منور ساخت.

ناگفته پیداست که این اتفاق مبارک و میمون از برکت دینداری و عبادات شبانه روزی ما تحت رهبری مقام ولایت و هدایت مصباح زمانه و شمشیر تیز اسلام که از نیام سپاه پاسداران ما سرزده است، تحقق پذیرفت.

البته «خس و خاشاک» مختصری که در مجموع از تعداد آرای ریخته شده در یک صندوق ما هم کمتر بودند، گرد و خاکی براه انداختند که با اراده ی شمشیر بران سپاه و بسیج و لباس شخصی، این گرد و خاک فرو نشانده شد و عوامل آن که از سوی استکبار جهانی هدایت می شدند، در کهریزک، گوهر دشت و اوین و دیگر هتل های چهار ستاره ادب شده و در قطعه 302 بهشت زهرا به ابدیت سپردیم.

من سوگند می خورم که حرف و فیلم آن هایی که می گویند «خس وخاشاک» از میدان فوزیه تا میدان آزادی ادامه داشته کذب محض است. همانگونه که کشتار یهودیان بوسیله ارتش برادر هیتلر کذب است. همانگونه که واقعیت وجود کشور اسرائیل کذب است. و......

اگر نخواهم در اینجا دهان شما را از تعجب باز نگداشته و مژه های خشک شده تان را بیش از این در انتظار نگه ندارم، نکته های زیر را بعنوان پیشنهادات راهبردی برای آیندۀ جهان باز گفته و از شما در سراسر جهان می خواهم تا آن را بعمل در آورید.


الف: سازمان ملل فعلی بکلی منحل کرده و سازمان ملل دیگری بسازید


ب: حضرت آیت الله العضمی مصباح یزدی را بعنوان دبیر کل آن بصورت مادام العمر در یک انتخابات آزاد همانند انتخابات پاک و شفاف خرداد 88 ایران برگزینید.


جناب آقای دکتر علی کردان را بعنوان رئیس بخش فرهنگی آن انتصاب نموده و آقایان دکتر دانشجو و دکتر زاهدی بعنوان مشاوران ایشان بخدمت بگمارید.


ج: سردار رادان را بهمراه سردار عزیز جعفری، سردار عراقی، احمدی مقدم و طائب بعنوان کارگروهِ صیانت از مال و ناموس جهانیان گماشته تا از همه چیزِ مردم صیانت کنند.


د: لازم است که در تمامی کشور ها برای سرکوب خس و خاشاک احتمالی، وزارت تجاوز و شکنجه دایر گردد.


ه: برای مبارزه با تروریسم نیز اگر بحث لر اصلح گزینی باشد، هیچ کس ارجح تر از برادر احمد وحیدی نیست


و: ودر آخر از همه مهمتر اسکندر رحیم مشایی را بجای «هلو» بر سفره گذاشت و نوش جان فرمایید.

'قطع دست متجاوزان'

آقای احمدی نژاد روز سه شنبه پیش از سفر به نیویورک در جریان مراسم رژه نیروهای مسلح به مناسبت "هفته دفاع مقدس" در آرامگاه آیت الله خمینی به کشورهای خارجی علیه حمله به ایران هشدار داد.

او گفت: "هیچ قدرت خارجی جرات نخواهد کرد در ذهن خود اندیشه تجاوز به سرزمین و منافع بزرگ ایران را بپروراند."

او جای دیگری با اشاره به اینکه ایران برای مشکلات جهان "راه حل های انسانی" دارد افزود: "اما تاکید می کنم هر کسی در هر نقطه ای از دنیا بخواهد علیه ملت ایران ماشه ای را بچکاند، دستش قبل از این اقدام توسط فرزندان رشید ملت ایران در نیروهای مسلح، مقتدرانه از بازو قطع خواهد شد."

یک روز پیشتر برخی مقام های اسرائیلی در واکنش به اظهارات دمیتری مدودف رئیس جمهور روسیه که گفته بود مقام های اسرائیلی به او اطمینان داده اند قصد حمله به ایران را ندارند، بار دیگر تاکید کردند که هیچ گزینه ای را برای جلوگیری از اتمی شدن ایران حذف نکرده اند.

در جریان رژه نیروهای مسلح ایران در روز سه شنبه صدها سرباز از مقابل سکویی که مقام های ارشد ایرانی در آن ایستاده بودند رژه رفتند و پس از آن مجموعه ای از ابزار آلات نظامی از جمله موشک های قدر، سجیل و موشک میان برد شهاب 3 به نمایش در آمد.

موشک های کوتاه بردتر، هواپیماهای بدون سرنشین و جت های جنگنده ساخت ایران - صاعقه و آذرخش - از دیگر ابزار نظامی بود که نمایش داده شد.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس در این مراسم موشک های پدافند هوایی ایران که این کشور در سال 2007 برای دفاع از تاسیسات اتمی خود از روسیه خریداری کرد نیز نمایش داده شد. این اولین بار بود که ایران موشک های ضدهوایی "تور - ام 1" روسی را نمایش می داد.

همزمان با این رژه یک هواپیمای نیروی هوایی ایران در جنوب تهران سقوط کرد که بنابه گزارش ها هفت کشته به جا گذاشت اما نیروی هوایی در بیانیه ای گفت که این حادثه ربطی به رژه نظامی سه شنبه نداشته است. نوع هواپیمای ساقط شده اعلام نشده است.

بی بی سی

توضیح درباره نقض حقوق بشر

در آستانه سفر آقای احمدی نژاد به نیویورک، سازمان دیده بان حقوق بشر و کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران خواستار آن شدند که کشورهای عضو سازمان ملل متحد از رئیس جمهوری ایران بخواهند که درباره "کشتارها" و "شکنجه ها" پاسخگو باشد.

این دو گروه همچنین تعیین نماینده ویژه ای برای رسیدگی به وضع به گفته آنان وخیم و بحرانی حقوق بشر در ایران را تقاضا کردند. دولت ایران نقض حقوق بشر را رد می کند.

گروه "کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران" روز سه شنبه اعلام کرد که با نصب پوسترهایی بر روی کامیون هایی که در خیابان های شهر نیویورک حرکت می کنند توجه اعضای جامعه جهانی را به "خشونت های اخیر علیه معترضین و نقض گسترده حقوق بشر" جلب کرده است.

فعالان حقوق بشر می گویند که نه فقط گروه های سیاسی بلکه بسیاری از معترضان از سراسر دنیا و به ویژه آمریکا و کانادا برنامه های سفر فردی و گروهی برای حضور در تظاهرات و تجمع علیه نماینده دولت ایران تدارک دیده اند. معترضان برنامه های متعددی در فاصله روز های 22 تا 24 سپتامبرخواهند داشت.

یکی از این برنامه ها "نه به احمدی نژاد و آری به حقوق بشر" نام دارد که با همراهی سازمان دیدبان حقوق بشر و عفو بین الملل در روز 23 سپتامبر در اعتراض به نقض گسترده حقوق بشر به ویژه در برخورد با اعتراضات پس از انتخابات برپا می شود. یک برنامه دیگر هم "نه به دیکتاتوری و آری به دموکراسی" نام دارد که توسط گروهی دیگر سازمان داده شده است.

بی بی سی

معاملات پنهانی میان ایران و فرانسه‏

راديو فرنسه، بیژن برهمندی : انیس نقاش فعال لبنانی مامور ایران که قبلاً بجرم قتل نافرجام شاپور ‏بختیار ده سال در فرانسه زندانی بود و بعد مشمول عفو رئیس ‏جمهوری وقت قرار گرفت و به ایران بازگشت، اینک به خبرنگار فیگارو ‏توضیح داده است که مقامات ایران و فرانسه تصمیم گرفته اند که در ‏باره کلوتیلد ریس سکوت اختیار کنند و مسئله آزادی او را بطور غیر ‏علنی مورد بررسی قرار دهند.

فیگاروی ديروز تمام صفحه دوم خود را به افشای مذاکرات پنهان میان ‏ایران و فرانسه بر سر دو زندانی اختصاص داده است. یکی از این ‏زندانی ها خانم کلوتیلد ریس، دخترجوان فرانسوی است که در ‏جریان حوادث پس ازانتخابات در ایران دستگیر شد و سراز ‏مراسم"اعترافات " در تلویزیون در آورد. او سپس با قرار وثیقه آزاد و به ‏سفارت فرانسه در تهران منتقل شد. نفر دومی که اینک شایعه آزادی ‏و فرستادنش به ایران ، درازای خروج کلوتیلد ریس از ایران مطرح ‏شده است علی وکیلی راد نام دارد. او تروریستی است که به جرم ‏قتل شاپور بختیار در فرانسه دستگیر و به حبس ابد محکوم شد. او تا ‏کنون هجده سال از دوران محکومیت خود را گذرانده است.‏

ژرژ مالبرونو مفسر فیگارو از قول دیپلمات های فرانسوی می نویسد ‏که مقامات ایرانی آنها را در ابهام کامل قرار داده اند. حتی دستگیری و ‏باصطلاح دادگاه او را هم یکی از کارمندان ایرانی سفارت از رادیو ‏شنیده است. حالا هم که در انتظار حکم دادگاه بیش از چهل روز است ‏که دختر جوان در سفارت بسر می برد، مهدی صفری معاون وزارت ‏خارجه ایران به سفیر می گوید که شما درست نفهمیده اید. دادگاهی ‏در کار نیست و در آینده هم در کار نخواهد بود. این ها را آورده بودند که ‏برای پخش در تلویزیون اعترافات خود را بازگو کنند. ‏ انیس نقاش فعال لبنانی مامور ایران که قبلاً بجرم قتل نافرجام شاپور ‏بختیار ده سال در فرانسه زندانی بود و بعد مشمول عفو رئیس ‏جمهوری وقت قرار گرفت و به ایران بازگشت، اینک به خبرنگار فیگارو ‏توضیح داده است که مقامات ایران و فرانسه تصمیم گرفته اند که در ‏باره کلوتیلد رایس سکوت اختیار کنند و مسئله آزادی او را بطور غیر ‏علنی مورد بررسی قرار دهند.‏ بعقیده نویسنده، ایران خانم رایس را به قصد تصویه حساب با فرانسه ‏دستگیر نکرده است ، ولی خوب می داند که چگونه فرصت طلبانه او را ‏در معاملات مورد استفاده قرار دهد.‏

فیگارو در باره وکیلی راد می نویسد که او اینک هجده سال زندان ‏قطعی خود را گذرانده و برای بقیه سالهای زندانش باید مقامات ‏مسئول تصمیم بگیرند. بهمین دلیل پرونده او این روزها روی میز وزیر ‏کشور فرانسه قرار دارد.‏ نویسنده یاد آوری می کند که هفته پیش دولت ایران یک پاسپورت ‏ایرانی معتبر به آدرس وکیلی راد به زندان فرستاده است، تا در صورت ‏آزادی بتواند به راحتی به ایران باز گردد. وکیل این زندانی به فیگارو ‏گفته است که آزادی او را ، بویژه با توجه به مخالفت مرکز ضد ‏تروریستی قوه قضائیه فرانسه ، نباید خیلی ساده انگاشت. ضمن آنکه ‏هیچکس هم حاضر نیست بطور رسمی از وجود مذاکرات پشت پرده ‏برای معاوضه این دو زندانی صحبت کند.‏

انیس نقاش به فیگارو می گوید که ایران با آزادی موقت کلوتیلد رایس ‏و فرستادنش به سفارت گام اول را بر داشته است. او می خواهد ‏بگوید که حالا نوبت فرانسوی ها است که باید آسانسور را برگردانند.‏ فیگاروی امروز مقاله ای هم دارد درباره سفر محمود احمدی نژاد و ‏معمر قذافی به نیویورک ، که در آن فرستاده ویژه فیگارو ، مصائب و ‏مشکلات فراوان اطرافیان این دو رئیس جمهوری و نیز مقامات آمریکائی ‏را برای استقرار آنها در این شهر بقصد شرکت در مجمع عمومی ‏سازمان ملل متحد تشریح کرده است.‏

موضوع دیگر مورد علاقه مطبوعات امروز فرانسه از جمله لیبراسیون، ‏اومانیته، لاکروا و لوموند، ماجرای حمله امروز صبح پلیس فرانسه به ‏قصد پاکسازی جنگلی در شمال این کشور است که به مرکز تجمع ‏خارجیان بدون اجازه اقامت تبدیل شده است. بگزارش این روزنامه ها ‏اکثریت این خارجیان را افغانی ها و عراقی ها تشکیل می دهند. ‏گروههائی از جوانان ایرانی نیز در میان آنها دیده می شوند.


'پیک ایران

یک احمدی نژاد؛ هزاران ندا

ایرانیان معترض در نیویورک

یک احمدی نژاد؛ هزاران ندا

محمود احمدی نژاد روز گذشته در حالی عازم نیویورک شد تا در اجلاس سازمان ملل شرکت کند که هزاران تن از ایرانیان مقیم امریکا و کانادا از ایالت ها و شهرهای مختلف هم وارد نیویورک شده اند تا ضمن بیان اعتراض خود نسبت به حضور احمدی نژاد، اعلام کنند او رئیس جمهور مشروع و نماینده مردم ایران نیست.

احمدی نژاد که هفته گذشته در روز قدس و درمیان حصارهای دانشگاه تهران و تدابیر شدید امنیتی، شعارها و اعتراضات صدها هزار ایرانی را نشنیده گرفت، اکنون بدون حصار و به طور مستقیم با معترضانی مواجه خواهد شد که آمده اند مستقیما به او اعلام کنند نماینده ایران نیست.

مشکلات احمدی نژاد در نیویورک
اعتراضات مردمی تنها مشکل احمدی نژاد در نیویورک نیست. یک منبع نزدیک به دفتر نمایندگی ایران با اشاره به مشکلات جدی هیات ایرانی برای گرفتن هتل در نیویورک به روز گفت: پیش از این تصمیم بر این بود که کنفرانس خبری آقای احمدی نژاد به جای سازمان ملل در محل هتل اقامت او برگزار شود اما به دلیل برخی مشکلات قرار است این کنفرانس در یکی از سالن های کنفرانس سازمان ملل انجام شود.
وی در عین حال از احتمال تغییر این تصمیم خبر داد و افزود: دفتر نمایندگی ایران با هماهنگی مقامات سازمان ملل تدابیری را برای حضور خبرنگاران دست چین شده اندیشیده است.
از سوی دیگر برگزاری مهمانی هر ساله احمدی نژاد هم که همزمان با سفر او به نیویورک انجام می شد با مشکلاتی مواجه شده است؛بسیاری از مهمانان حاضر به قبول شرکت در این مهمانی نشده و با توجه به اینکه برخی هتل ها حاضر به قبول میزبانی نشده اند زمان و مکان این مهمانی هنوز اعلام نشده است.
به گفته این منبع مطلع، "احمدی نژاد در دفعات قبل دو برنامه عمده داشت که یکی مربوط به دعوت از دانشمندان و صاحبنظران امریکایی بود و دیگری برنامه شام با ایرانیان مقیم امریکا، اما اکنون برگزاری هر دو این برنامه ها مبهم است و انتظار میرود استقبال از این مهمانی ها بسیار اندک باشد. بخصوص اینکه علیرغم تلاش های دفتر حافظ منافع ایران در امریکا، خیلی از مدعوین پاسخ مثبت نداده اند."
تعدادی از کسانی هم که سالهای گذشته به این مهمانی ها دعوت می شدند به روز گفته اند که امسال دعوت نامه ای دریافت نکرده اند.
تاکنون فقط دیدار احمدی نژاد با کارکنان ایران در سازمان ملل قطعی شده است که روز چهارشنبه صورت خواهد گرفت.
طبق برنامه اعلام شده قرار است احمدی نژاد امروز برای پنجمین بار در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کند. حضور احمدی نژاد در سازمان ملل همواره اعتراضاتی را از سوی ایرانیان مقیم امریکا در پی داشته است اما این بار با توجه به کودتای انتخاباتی 22 خرداد و کشتار و سرکوب مردم معترض به این کودتا و بازداشت گسترده معترضین مردمی، ایرانیان امریکا به طور هماهنگ از اقصی نقاط این کشور عازم نیویورک شده اند.

معترضان از کانادا و سراسر امریکا می آیند
وال استریت ژورنال هفته گذشته در مقاله ای گزارش داد که یک گروه از کانادایی های ایرانی تبار قصد دارند از تورنتو خود را با دوچرخه به نیویورک برسانند تا در اعتراضات شرکت کنند. همچنین بسیاری از ایرانیان از سراسر آمریکا با کرایه کردن اتوبوس و سازماندهی مسافرت های دستجمعی، در صدد رساندن خود به نیویورک هستند. به عنوان مثال دانشجویان ایرانی دانشگاه های مریلند، جورج میسون، و پنسیلوانیا اتوبوس هایی را به این منظور کرایه کرده و دست به تبلیغ وسیعی زده اند تا تعداد هرچه بیشتری را با خود همراه کنند.
این روزنامه تعداد ایرانیانی را که در این حرکت اعتراضی در نیویورک شرکت می کنند هزاران تن برآورد کرده و از تدارک اعتراضات همزمان در سایر شهرهای آمریکا و اروپا از قبیل لس آنجلس، سانفرانسیسکو، شیکاگو، پاریس، آمستردام، برلین، هامبورگ، مونیخ، و لندن خبر داده است.
بر اساس این گزارش یکی از گروه هایی که به مناسبت سفر محمود احمدی نژاد، از مردم برای شرکت در اعتراض در برابر مقر سازمان ملل در نیویورک دعوت کرده "صداهایی برای ایران" نام دارد. این گروه در اعلامیه ای که با عنوان "هفته عمل - نه به احمدی نژاد، آری به حقوق بشر" منتشر کرده، خواسته است احمدی نژاد به عنوان مسوول "جنایاتی" شناخته شود که بر مردم ایران رفته است.

از سوی دیگر گزارش ها از برنامه ریزی برای برگزاری یک نشست اعتراضی در 4 مهر حکایت دارد. این نشست روز شنبه از ساعت ۹ صبح تا چهار بعدازظهر در کلیسای "ریورساید" نیویورک و با سخنرانی عبدالکریم سروش، حمید دهباشی و اکبر گنجی برگزار خواهد شد.

هزاران ندا در نیویورک
گروه "رای من کجاست؟ نیویورک" نیزیکی دیگراز سازمان‌دهندگان تجمعات اعتراضی در نیویورک است که معترضان را به حضور در تجمعی اعتراضی نسبت به "جنایات اخیر و نقض حقوق بشر و شهروندی در ایران" دعوت کرده است.
این گروه در وب سایت خود از "درخواست از جامعه جهانی برای حمایت از حقوق بشر در ایران و رد سیاست‌های نظامی‌گرایانه در قبال ایران و اعلام انزجار از شکنجه، کشتار و تجاوز معترضان به نتایج انتخابات اخیر" به عنوان پیام و اهداف حرکت اعتراضی خود یاد کرده است.
تجمع در مقابل مقر سازمان ملل و برافراشتن طومار سبزی که پیش از این در محوطه برج ایفل پاریس به نمایش گذاشته بود در امتداد پل تاریخی بروکلین از دیگر برنامه های اعتراضی ایرانیان، نسبت به حضور احمدی نژاد در سازمان ملل است.
رضا دقتی، عکاس سرشناس ایرانی نیز از اجرای یک کار تصویری گروهی در برابر دفتر سازمان ملل متحدخبر داده و اعلام کرده است که در برنامه نیویورک، هزار نفر همزمان یک تصویر از ندا را به دست خواهند گرفت که نمادی همبستگی با اعتراضات در ایران است.
این اقدامات در حالی صورت می گیرد که طی روزهای گذشته فراخوان های متعددی برای حضور و اعتراض به سفر رئیس جمهور برآمده از کودتای انتخاباتی در وب سایت ها، وبلاگ ها و پایگاههای اجتماعی منتشر شده است.


رویارویی اوباما و احمدی نژاد
از سوی دیگر روزنامه نیویورک تایمز خبر داده است. به هنگام حضور محمود احمدی نژاد در اجلاس امسال مجمع عمومی، مقامات آمریکایی تلاش دارند به هرقیمتی از رویارو شدن و نزدیکی چهره به چهره‌ اوباما و احمدی نژاد جمهور جلوگیری کنند.
اوباما در زمان تبلیغات انتخاباتی خود گفته بود حاضر است با مقامات ایرانی به طور مستقیم گفتگو کند، اما اکنون مقامات کاخ سفید می گویند با دیدن رفتار حکومت ایران پس از انتخابات ریاست جمهوری و طرز مقابله و سرکوب معترضان به نتیجه‌ آن انتخابات، عاقلانه نیست که باراک اوباما به احمدی نژاد نزدیک شود و حتی یک دست دادن رسـمی یا یک لبخند نیز می تواند آقای اوباما را زیر فشار سیاسی قرار دهد.

روز آن لاین

بمناسبت حضور آقای احمدی نزاد در نشست سازمان ملل: طناب هم به این یکی ببندید!

طنابی هم به این یکی ببندید!

یاور استوار

خدایش بیامرزاد امام خمینی، پیش از آن که رحلت فرموده و راحل شوند و پیش از این که «ره» بد‌نبالِ نام مبارکشان افزوده گردد، همیشه‌ی خدا باعث درد سرِ دولت مردانِ رژیمش بود.

چرا که جنابش عشق سخنرانی داشتند و هرگاه میکرفونی را در دسترس می­یافتند، ناخودآگاه و ناشکیبا شروع می­کردند به سخنرانی و فضل افشانی.

شاید بگویید:خوب این موضوع که بخودی خود چندان معضل آفرین و زیان‌بار نبود. اما، جای بد این فعلِ «پسندیده» هما‌نا حرف و اظهارنظرهای بی‌ربط و باربطِ حضرتش بود که در بیشترِ مواقع دردسرآفرین شده و کار دستِ اعوان و انصارش می‌داد.

حتمن بسیاری از شما آن «هیچ» گنده‌ی معروف را بیاد دارید که امام در بدو ورود به ایران بر زبانِ مبارک جاری فرمودند، آن هم در بحبوحه‌ی انقلاب که همه‌ی چشم‌ها و گوش‌ها بر روی کشورِ ما زوم شده بود. دنیا می‌خواست احساس و اندیشه رهبر آینده‌ی ما را پس از آن همه سال تبعید و دوری از وطن و با موقعیتِ تازه‌ای که چون مائده‌ای آسمانی چرب و گرم، از آسمان بر سفره‌اش فرود آمده بود، بشنود. اما این «هیچِ» رهبر فرموده‌ی نتراشیده – نه خراشیده، باعث گردید که دودی غلیظ از کاکلِ بسیاری، از جمله اطرافیانِ ریز و درشتش برآسمان برخیزد! حضرتِ آقای هنوز «ره» و «راحل» نشده‌ی آن روزگار، در پاسخِ خبرنگاری که پرسیده بود: از باز گشتِ به وطن چه احساسی دارید؟، نه گذاشت و نه برداشت و با همان شجاعت ذاتی فرمودند: ولاکن هیچ!....

شاید اگر امروز و پس از این همه ماجرا، درست به قضیه بنگریم، دریابیم که حضرت امام، آن روز، با این «هیچ» گنده، براستی حرفِ دلِ مبارکشان را بیان فرمودند. چون بنظر می‌رسد که همین بی‌احساسی فکری، فطری به انسان و بشریت از ناحیه‌ی این ایلِ تازه از راه رسیده، باعث گردید که آقا به همت دستیاران و کارگزارانِ ریز و درشتش، در طول این مدت کوتاه شیرازه میهن و ملت را به این خوبی و نازنینی از هم بپا‌شند!

عشق به سخنرانی و درافشانی‌ی آقا بارها و بارها دردسر ساز شد. اما نمی‌دانم چه سر و حکمتی هم در کار بود که امام در میان نزدیک به همه‌ی سخنرانی‌هایش که همیشه خدا با «بسم ِ تعالی» آغاز می‌گردید، گریزی هم به پاسبان‌ها می‌زد. این را همین جوری، هوایی نمی‌گویم . اگر حوصله و فرصت یافتید، یکبار دیگر سخنرانی‌های ایشان را گوش دهید تا دریابید که با ربط و بی‌ربط، امام محترم، از «طبقه‌ی» پاسبان‌های عزیز صحبت به میان آورده و در ادامه به موضوع‌های گوناگون دیگری که هیچ ربطی هم بیکدیگر و به پاسبان‌های عزیز ندارند، می‌پردازند و مثلن بی‌مقدمه و بقولِ مادر بزرگِ خدابیامرزم «یک و بی‌ناگه » می‌فرمایند: ..... ولاکن این اقتصاد مالِ خره !.....

حالا خر بیار و باقلی بار کن! اطرافیان که از همان آغازِ سیادت حکومت اسلامی، کیسه دوخته و خواب‌های طلایی­ی اقتصادی می‌دیدند تا از آشفته بازارِ بی‌حساب و کتاب کشور برای خود و آقازاده‌های چاق و لاغر، کلاه‌های نمدین بسازند، بور و د‌لخور و با احساسِ خریت کامل، بدست و پا افتادند.

ناگقته پیدا بود که طرح این مسئله از سوی امام، بیش از همه به آقای رفسنجانی بر می‌خورد. زیرا نامبرده از همان روزهای آغازین قدرت گیری حکومتِ اسلامی طرح و نقشه‌ی تسلط اقتصادی ( حالا اگر سیاسی هم شد فبها!) بر سیستان، بلوچستان، کرمان، فارس و هرمزگان و کیش و قشم خارک و لارک و لاوان و تنبان ( تنب کوچک و بزرگ ) ، باضافه‌ی همه‌ی فرودگاه‌ها، پایانه‌های نفتی و بندرگاه‌های گازیِ بزرگ و کوچک و بقیه‌ی کشور را در سرِ مدورِ مبارک می‌پروراند. ( اگر جای سودآور دیگری از قلمِ نگارنده افتاده خودتان بر این سیاهه بیفزایید. لیست باز است!). البته منهای خراسان که در تیولِ حضرت واعظِ طبسی (معروف به شاه ِ خراسان) بوده و هست و خواهد بود. از همین زاویه بود که با «اقصاد مالِ خره» ی آقا، آقای رفسنجانی، حضرت واعظ طبسی، آقای جنتی، آقای بهشتی - که مظلوم مرد - و بسیاری دیگر از بزرگان با گوش‌های دراز، یکصدا فریاد برآوردند که: حالا ما خر شدیم؟

البته بقیه هم دستِ کمی از ایشان نداشتند. از این روی بی‌خیال فرمایشات امام ِ هنوز «ره» نشده­ی آنروزگار، کشکِ خودشا ن را ساییده و خرِ خودشان را راندند. خیلی سخت نبود و زیاد هم طول نکشید تا همه‌ی مردم دریافتند که «خر» در آن مملکت بسیار است. چرا که تمامی­ی دولت مردان ریز و درشت مشغولِ بند و بست­های «اقتصاد»ی­ی پنهان و آشکار شدند. و بقول معروف درمیان سردمداران رژیم «آدمِ نه خری» ( یعنی آدم غیر اقتصادی یی ) یافت نشد که نشد.

یک روز هم آمد و فرمود: جنگ رحمته! جنگ برکته! که نتیجه‌اش را دیدیم. و فهمیدیم که اگر تمام مردم عالم فریاد برمی‌آورند که «فغان ز دیوِ جنگ و مرغوای او»، حکومتِ اسلامی و رهبرِ اندیشمند آن، از رحمت و برکات جنگ فرمایش می‌فرمودند!

در پاسخ به فرمایشات رهبر همین بس که یکی از برندگان اصلی جنگ، برادر هاشمی‌ی رفسنجانی که به همراهِ عسگراولادی‌های رنگارنگ بیشترین برکات جنگ شاملِ حالشان شد، فرمودند: که این جنگ یک‌هزار میلیارد دلار ( درست خواندید یک‌هزار میلیارد دلار!) برای کشورِ بقیة‌اله الاعظم ارواحنا لهُ الفدا « رحمت و برکتِ » زیانبار «اقتصادی = خری» داشت. که چی؟ که امام فرمود: سپاه اسلام وارد شه در کربلا! و آن دیگران؛ با کلید پلاستیکی‌ی بهشت در گردن، نعره می‌زدند: کربلا ما می‌آییم! می‌آیید که چه بشود؟

اگر دلتان خواست می‌توانید بیش از یک میلیون جانباخته و معلول و موجی و... را هم بر دست‌آوردهای «رحمت و برکتِ جنگِ امام فرموده» بیفزایید. چرا که امامِ بزرگوار با دیدن میکرفون هوس کرد که بگوید: جنگ جنگ است و عزت و شرفِ ما در گروی همین جنگ‌هاست و...» (رندی می‌گفت: امام هنگامِِ ادای این شعار فرمودند که: ولاکن این جنگ اگر 30 سال هم طول بکشه احمد آقا جبهه برو نیست.... اما سانسورچیان از پخش این بخش خودداری کردند!). جوجه‌ی آخرِ پاییزِ این فرمایشِ امام هم دید‌یم همان جامِ زهرِ ماری بود که حضرتش نوشِ جان فرمودند !

یا آن جریان «برائت از مشرکین» که الم شنگه‌ی معروف و کشتار انبوه زائران ایرانی در مکه، آنهم بهنگام زیارت خانه‌ی خدا را در پی داشت. چرا که آقا باز هم در یکی از همین نطق و سخنرانی‌ها عنان اختیار از کف داده فرمودند: ما باید برائت بشیم از مشرک. نبادا شما برائت نشید از مشرک! ائمه‌ی اطهار علیه السلام هم برائت بودند از مشرکین! منهم باید برائت بشم از مشرک، احمد آقا هم باید برائت شه از مشرک.....و الا آخر!

امتِ از همه‌جا بی‌خبر هم رفت و بدون این که بیند‌یشد که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد، شروع کرد به برائت شدن از مشرکین. آن هم کجا؟ در قلب مکه! و کی؟ بهنگام برگزاری‌ی مراسم حجِ سالانه‌ی عمومی مسلمانان! نتیجه را می‌شد حدس زد که چه پیش خواهد آمد، که آمد.

زدایش آثار این خروسخوانی بی‌جا و مکان، سال‌ها طول کشید . اما به چه بهای گزافی برای مردم و همچنین خودِ حکومت اسلامی!

قضیه‌ی معروفِ ماهی­ی ازون برون هم که دیگر اظهرِ من الشمس است. آقا شب خوابید و فردا صبح پس از طهارت و وضو، ناگهان دستور فرمود تا برایش میکرفون بیاورند و بی مقدمه فرمود: بسمِ تعالی؛ خوردنِ ماهی ­ی اوزون برون حرامه!.....

از این برگِ تازه روشده‌ی امام، مملکت بهم ریخت. چرا که بسیاری از مردم نه تنها خوراکِ روزانه‌شان همین نوع ماهی بود، بلکه از راهِ صید و فروش آن امرار معاش هم می‌کردند. بخشی هم سال‌های سال بود که فقط خوابش را می‌دیدند. حالا چه شده بود که آقا خواب­نما شده و چنین فتوایی صادر فرموده بودند، خدا می‌داند! دولتِ وقت و بزرگان حکومتِ اسلامی، سر پتی و پا برهنه، در حالی که یک تغار گنده‌ی ماست بر دوش و چند عدد فرچه در دست داشتند، بد‌ست و پا افتاده و دست بدامانِ تمامی­ی مراجع ریز و درشت شدند. تا مگر بگونه‌ای امام را از خرِ شیطان پیاده کرده و قضیه را هر جوری هست ماست بما‌لند. گروهی هم بحضورِ خودِ امام رسیدند تا بپرسند که مبنای این فرمایشات و جنگولک بازی‌ها چیست؟ و اگر هم بشود اندک تخفیفی بکیرند.

امام فرمودند: لاکن من دیروز ماهیِ ازون برون خوردم، روروک گرفتم و به دل‌پیچه و اسهال اشد (منظور آقا از اشد، خیلی شدید بود) گرفتار شدم . این ماهی‌ی ملعون بهمریخت مزاجم را. برای همین هم این ماهی‌ی خبیثه از محرماته...! این ماهی اسهال است از برای اسلام، این ماهی دل‌پیچه است از برای امت.، این ماهی...

دیدار کنندگان با ترس و لرز گفتند: حضرت آقا؛ شاید آن ماهی که شما میل فرمودید مانده و فاسد بوده و چه بسا شاید اسهال مبارک از جهتِ خوردنِ آن ماهی­ی مادر مرده نبوده و از ناحیه‌ی چیزِ دیگری عارض شده باشد. امام ما‌نند همیشه ناگهان یک پای منتظری را که دمِ دستش بود بالا آورده - درست مثل زیر یک خم گرفتن و کنده‌کشیِ‌ی کشتی‌گیر‌ها- و یک لنگه گیوه‌ی نامبرده را در آورد و دوپای مبارک در آن فرو کرد و گفت: نه خیر! همین است که گفتم. تازه این ماهی فلس هم نداره. ائمه‌ی اطهار تناول نمی کردند از ماهیِ عور و غیرِ مفلوس! ماهی باید محجبه باشه، ماهی باید ماخوذ به حیا باشه، ماهی باید مفلّس باشه.... زمانی حکمِ ثانویه‌ی ناسخ صادر خواهد شد که ثابت بشه این ماهی مفلوسه است – یعنی فلس دارد – تا تحرم ساقط بشه از آن....

گفتند: اگر این ماهی مفلوس بشود، حلال خواهد شد؟

امام زیر یک تکه کاغذی که دمِ دستش بود با دست‌خطِ مبارک مرقوم فرمودند: بسم تعالی، نعم ! (یعنی بله) و از آن پس دیگر تاکل آن منع شرعی نداره.......

این بود که بدست و پا افتادند تا راه و چاره‌ای برای تحلیل آن ماهی‌ی بخت‌برگشته بیابند.

هادی خرسندی در گزارشِ روشنگرانه‌ای از این ماجرا می‌نویسد که: آقایان طالقانی و منتظری (رییس سازمان دام و طیور و آبزیان کشور، رییس دانشکده‌های پزشکی و پیراپزشکی و دامپزشکی دانشگاه تهران، وزیر راه و ترابری و مهمتر از همه آیت‌اله تمساح یزدی که به غلط برادر را مصباح یزدی می‌نامند، و بد‌لیلِ نامی و ذاتی متخصص و اول مرجع تقلید این امور بحساب می‌آید، هم در آن جلسه حضور داشتند که شوربختانه از قلم گزارشگر افتاده است.) از سرِ شب بر روی ماهی­ی اوزون برون کار کردند تا سرانجام دمدمای صبح فلسِ کوچکی، درِ کونِ آن ماهی­ی بیچاره یافتند، تا بدین وسیله از ماهی‌ی ملعون رفع حرامیت شود. (تحقیقاتِ بیشترِ ما در این باره نشان می‌دهد که حضورِ تمساح یزدی در جلسه‌ی پژوهشی- دینی­ی محلل‌ها، بسیار بجا و ضروری بوده زیرا نامبرده وقتی می‌بیند که تلاش آقایان محلل نتیجه نمی‌دهد درهنگامِ استراحتِ پژوهشگران، یواشکی طوری که حضار متوجه نشوند، انگشت در حلق مبارک فرو برده و اندکی استفراق می‌فرمایند . ایشان بافداکاری تمام و پس از جستحوی بسیار، فلسی از میان استفراق یافته و به ماتحتِ اوزون برون بیچاره مونتاژ می‌فرمایند.). بهر حال با این تمهیدات و با رفع تحریم ماهی، غائله به مبارکی و میمنت خاتمه می‌یابد.

البته ماجرا آفرینی‌ی سخنرانی‌های حضرت امام بهمین جا خاتمه نیافت. می‌توان گفت که حضرتِ امام در بیشتر این نطق های ضروری و اغلب غیر ضروری، دسته گل‌های رنگارنگِ بی‌شماری به آب می‌دادند. از صدور انقلاب به سراسرِ بقول خودش کره‌ی ارضیه گرفته تا در اهتزاز دیدن پرچمِ اسلام بر فراز کرملین و کاخِ ابیض (سفید). نابودی کفر (بخوانید همه‌ی غیر مسلمانان جهان) ! و بناگاهان اینکه: این سلمان رشدی ملعون باید کشته شه.....!

حالا بیا و درستش کن! پیامد این سخنان را همه دیدیم و شنیدیم. و چون همگان بر اثرات و برکاتِ ثمربخش آن در جامعه آگاهید از تکرار آن خود داری می‌شود. اما باید دانست که اگر حکومت روحانیت از این دسته گلِ تازه به آب‌داده‌ی آقا بر باد نرفت؛ به دو د‌لیل بود: یکی این که خود‌ سلمان رشدی انگلیسی‌ی خالص نبود، دویم این که آن د‌‌‌‌م‌بریده‌های چشم کبود، هنوز به ماجراآفرینی‌های از این دست نیاز داشتند و دارند!

البته یک بار دیگر هم حضرت امام با «انگلیس‌های بقول دایی‌جان بد چشم» درگیر شد و آن روزی بود که «بی بی سی» به اشتباه اعلام کرد که زبانم لال حضرت امام ریقِ رحمت سرکشیده و مرده است! در پی‌ی این خبر، حضرت برافروخته همانندِ پلنگی خشمگین در ایوانِ جماران ظهور کرد و این دفعه بدون «بسمِ تعالی» و مقدمه چینی‌های غیرِ مربوطِ همیشگی، فرمود: بی بی سی درآورده که خمینی مرده. خودت بمیری! بابات بمیره! ننه‌‌ت بمیره! خمینی بمیره؟ من تو دهنِ این بی بی سی میزنم! من خودم بی بی سی تعیین می‌کنم! این که تا حالا نزدم بر دک و دنده‌های این ملعون، این که نشکستم دندونای این مشرک، (بنظر می‌رسد حضرتِ امام تصور می‌کردند که بی‌بی‌سی یک شخص حقیقی است!) فقط از این بابته که بلندگو شدی از برای من؛ اعلامیه شدی از برای من، بوق شدی از برای من، چوق شدی از برای من! حدِ خودت نگهدار! تکذیب شو خبر را و الا.............

القصه می‌توان حدس زد که از نگرش به همین زوایا بود که ظاهر شدن آقا در ایوان جماران برای دولت مردان ریز ودرشتِ حکومت، حکم زلزله‌ای ده ریشتری و مخوف را داشت که تن و بدن و هست و نیست اینان را به لرزه در می‌آورد. به عبارت دیگر ظاهر شدن امام در ایوانِ جماران همان و خیس شدن خشتک اعوان و انصارِ حکومت همان! چرا که می‌دانستند؛ همین فرداست که دوباره می‌باید برای صاف و صوف کردن خرابکاری‌های حضرتش دست و آستین بالا بزنند.

البته نه این که خیال کنید زبانم لال ارکان حکومت با عقاید و فرمایشات امام مخالف باشند. استغفراله! کلِ حکومت با او همدل و همزبان بودند! اما ترس و لرز و دلمشغولیِ آنان از این بود که نکند این یلخی به آب زدن‌های آقا باعث شود که با واکنش داخلی و خارجی مواجه شده و خدای نخواسته زبانم لال ناندانی‌ی آنان از میان برود!

یک روز خبر رسید، یعنی مانند همیشه «بی بی سی» خبر داد، که نمایندگان دولت فخیمه‌ی انگلیس از سوی مارگارت تاچر به ایران می‌آیند. در خبر گفته شده بود که این نمایندگان دیدار با امام را نیز در دستور کار خود دارند. از این خبر رعشه‌ای سخت و جانکاه بر پیکر رییس دولت و دیگر ارکانِ رژیم افتاده، دست و پایشان را گم کردند. چرا که از روز برایشان روشنتر بود که در این دیدار، دیدن میکرفون همان و شروع سخنرانی امام همان! امام هم که قربان نامش در موقع سخنرانی از خود بیخود گشته، هر چه دلِ تنگش می‌خواست می گفت. از سویی با «انگلیسی­ها» هم که نمی‌شد شوخی کرد. حساب و کتابِ هیات نمایندگی دولت انگلیس با ماجرای سلمان رشدی و تکذیب خبرِ بی‌بی‌سی زمین تا آسمان فرق داشت. چرا که انگلیسی‌ها از قدیم و ندیم استادِ پس پرده‌ی روحانیت مبارز و غیر مبارز بوده و هستند. از این روی بدست و پا افتادند تا پیش از آن که کار از کار بگذرد، چاره‌ای بیند‌یشند. این تلاش ها ادامه یافت تا دست آخر راه چاره‌ای منطقی یافتند. قرار براین شد که رییس دولت، رییس مجلس، رییس دیوان قضا و شاه اکبر به اتفاق احمد آقا و چند تن دیگر همزمان بدیدار آقا رفته و بدون رودربایستی بگویند که قضیه از چه قرار است. آنها به شخص امام حالی کردند که این تو بمیری از آن تو بمیری‌ها نیست و اگر به کشور انگلیس ، دولت انگلیس و رییس آن مارگارت تاچر و یا ملکه‌ی الیزابت توهین و بی‌ادبی شود حسابمان با کرام الکاتبین بوده و برای کل روحانیت گران تمام می‌شود. حضرت امام هم اگر به آینده‌ی نظام علاقمندند باید در سخنرانی خود با توجه به حسا‌سیت موضوع جانبِ احتیاط را مراعات کرده و پا را از گلیم خود فراتر نگذارند.

امام این بار برخلاف همیشه که گوشَ شنوایی نداشت، با کمال خضوع و خشوع که از حضرتش بعید می نمود، فرمودند: حالیمه ... ولاکن چون من یلخی و سیخکی سخنرانی می کنم، گاهی نمی­دانم چه می‌گویم. در اینگونه موارد است که خارج می شوم از جاده‌ی اعتدال. اگر یک جوری حالی شوید مرا، نشان بدید آن جاده‌ی اعتدال را بر من، اصلاح می‌شوم سخنرانی را!

احمد آقا ، در حالی که به پهنای رخسار مبارک اشک می‌ریخت، گفتند چاره‌ی این کار آسان است. نخی، بندی یا طنابی را به انگشت پا یا دست یا گردنِ مبارکِ بابا می‌بندیم. سر دیگر آن را من در دست گرفته و در پشت صندلی مبارک اینجوری چمپاتمه و یا در اتاق پشت ایوان می‌نشینم. هرگاه حضرت امام ساز خارج بزند، طناب را می‌کشم تا بدینوسیله امام متوجه شده، موضوع را عوض کنند. خود امام و بقیه‌ی حضار با گفتن احسنت و صد آفرین و فرستادن سه صلواتِ بلندِ دشمن شکنِ کافرکش، به هوش و ذ‌کاوتِ چکیده‌ی امام -احمد آقا- با اصل طرح موافقت کردند. اما اشکالی در این قسمت دیدند و آن این بود که نمی‌شد طناب را به انگشت دست یا پای امام بست. زیرا این ترفند از چشم حاضرین و ناظرین و خبرنگاران و دوربینهای پنهان و آشکار، که همیشه‌ی خدا دست اندر دستِ استکبارِ جهانی بوده و در جهت بی‌آبرویی حکومت اسلامی از هیچ کوششی فروگذار نیستند، مخفی نمانده و صورت خوشی نداشت که رهبر عظیم الشان انقلاب طناب به پا یا طناب به دست یا گردن مشغول طرحِ افاضات باشند. آن ها بر این عقیده بودند که بند را باید به جای دیگری از بدن حضرت امام بست که د‌ست کم دیده نشود.

چندین و چند ساعت شور و مشورتِ رجال حکومتی سر انجام نتیجه داده مکان مناسب را یافتند. به پیشنهاد «رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام» مصلحت این بود که طناب به بیضه چپ امام ( اشتباه نشود منظور بیضه‌ی اسلام نیست!) بسته شود که هم عضو حساسی است و امام زود متوجه می‌شوند و هم انتخابِ جناحِ چپ بمنزله‌ی امتیاز و احترام به دولت ماورای راست انگلیس است. بند را هم از زیر عبای امام رد کرده بدست احمد آقا بسپارند. رندی می گفت شانس آوردیم که هنگام طرح پیشنهادِ رییس مجمع تشخیص مصلحت، هیچ کس از طبقه‌ی اناث در جلسه حضور نداشت و الا معلوم نبود که تکلیفِ سرِ بند به کجا می انجامید! *

بهر روی موضوع به خیر و خوشی گذشت و تلاش ها نتیجه داد. تا آن جا که از آن پس بهنگام سخنرانی‌های مهم و خطیر، با همین ترفند تا حدِ زیادی موفق به کنترل اوضاع می‌شدند.

برادر احمدی نژاد هم در طول این مدت کوتاه ریا‌ستش، نشان داده که براستی پیرو خط امام است و بیتاب و طاقتِ میکرفون و سخنرانی! عنان از کف دادن هایش هم قربانش بروم درست شبیه خود امام است و دردسر آفرین! بنظر می رسد که این برادر مکتبی بهمان درد امام راحلِ «ره» دچارند و وقتی میکرفونی را می بینند از خود بیخود گشته و برای برادران دردسر آفرینی می‌کنند. تازه کمی هم بیشتر! چرا که اگر مثلن امام به اقتضای موقعیت و سن و سال، تنها در ایوان جماران ظاهر می‌شدند؛ برادر احمدی نژاد، دست و پا دار و متحرک هم هستند و برای نمونه یک وقت دیدید پا شد و رفت اصفهان و چکشی، بیلی، کلنگی برداشت و قفلی ، پلمبی چیزی زد و شکست. از آن گذشته، بدبختی و سیه‌روزگاری دولت‌مردان اسلامی این‌جاست که در این دوره، خودِ رهبرِ حانشین «ره»، با سیخی در دست در پس و پشت رییس جمهور ایستاده است و بجای آرام کردن اوضاع، مشغولِ سیحونک زدن به کفلِ ایشان هستند! از این رو باید راه چاره‌ای برای ختم غائله پیدا کرد.

دانایان قوم بر این عقیده‌اند که راه چاره در مورد رییس جمهور مکتبی، همان است که برای امام تجویز شد. بزبان ساده‌تر، دولت مردان بر این عقیده‌اند که باید نخی، بندی و یا طنابی بسته شود بهمان جایی که برای امام بسته شده بود، باضافه‌ی سپری آهنین به پشت ایشان و زنجیری که حالا محل اتصالش هم زیاد مهم نیست. سر طناب هم ، چون احمد آقا دیگر مرحوم شده اند، بدست آقای رفسنجانی بسپارند که سی سال تمام تجربه کلاهگذاری بر سر ملت را یدک کشیده و کار کشته شده‌اند. سرِ زنجیر هم بسپارند دست آقای دکتر دکتر لاریجانی رئیس مجلسِ محترمِ تا شاید بنده‌گان خدا از این همه روشویی، ماست‌مالی و پشتک و وارو زدنِ جلو دوربین‌ها ومیکرفون‌های خودی و غیرِ خودی نجات یابند! اما یادتان باشد که سپردن سر طناب و زنجیر بدست آقای خامنه‌ای بهیچ وجه توصیه نمی شود و به مصلحتِ نظام نیست! زیرا ایشان نمی توانند با یک دست هم سرِ طناب و زنجیر را نگهدارند و هم سیخ را !

----------------------------------------------

* می گویند (البته گردن آن هایی که می گویند. زیرا : بنده مسئول ِ آن نخواهم بود.) وقتی نمایندگان دولتِ فخیمه‌ی انگلیس به جماران آمدند، طبق معمول، حضرت امام شروع به سخنرانی کرده و پس از بسمِ تعالی معروف از هر دری سخن بمیان آوردند. در میان سخن، ناگهان فرمودند: می‌خواهم بپرسم این دولت انگلیس...

در این موقع احمد آقا دستپاچه و شتابان طناب را کشید. امام هم اوخی کرد و با تغییر موضوع به سخن ادامه داد. اما پس از چند دقیقه دوباره فرمود: می‌خواهم بدانم در انگلیس ....

احمد آقا با چشمانی اشکبار و دستی لرزان در حالی که در دل می‌گفت: قربان اوخ گفتنت بروم، طناب را کشید. امام هم به شاخه‌ی دیگری پرید . با اینهمه چیزی نگذشته بود که بار دیگر به پله اول برگشت و گفت: این دولت و مردم انگلیس...

احمد آقا که دیگر طاقتش تمام شده بود، با تمام وجود طناب را کشید. این بار امام در حالی که بسیار برافروخته و خشمگین بنظر می‌رسید رو کرد به ولد گرامی و گفت: نکش بچه، می‌خواهم بپرسم که در انگلیس که رهبرش زنه ( زن است ) اگر بخواهند جلو حرفش را بگیرند، طناب را به کجایش می‌بندند؟



* این نوشته در سال 1384 یعنی در ماه های آغازین ریاست آقای احمدی نژاد قلمی شده بو، اما چون به حال و هوای امروزین می خورد، در اینجا آورده شد.

سخنگوی وزارت امور خارجه ايران: دولت فرانسه به حقوق زنان، مهاجران و زندانيان بی‌توجه است، ايلنا

مقامات فرانسوی در حالی ما را متهم به نابردباری کرده‌اند که نقض حقوق اقليت‌های دينی، ناديده انگاشتن حقوق مهاجرين، زنان و زندانيان و بی‌توجهی دولت فرانسه به حقوق شهروندی، اين کشور را با مشکلاتی عديده‌ای مواجه ساخت است.


ايلنا: سخنگوی وزارت امور خارجه ايران، اتهامات سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه مبنی بر نابردباری مقامات ايرانی را رد و حمايت فرانسه از اسرائيل را نفرت‌انگيز و مغرضانه توصيف کرد.

به گزارش ايلنا، حسن قشقاوی خاطر نشان ساخت: موضوع نابردباری مقامات جمهوری اسلامی ايران از سوی مسوولين مقامات فرانسوی در شرايطی مطرح می‌شود که رويکردهای آنها در نقض حقوق اقليت‌های دينی، قومی،‌ نژادی و همچنين ناديده انگاشتن حقوق مهاجرين، زنان و کودکان، حاشيه‌نشينان شهرها و زندانيان و بی‌توجهی دولت فرانسه به حقوق شهروندی و مطالبات صنفی، جامعه فرانسه را با ناهنجاری‌ها و مشکلاتی عديده‌ای مواجه ساخت است به نحوی که اين ناهنجاری‌ها و مشکلات به يک باره به شورش و بحران فزآينده تغيير وضعيت می‌دهد.
وی گفت: اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه درباره فلسصين نيز مغاير با درک و شناخت از واقعيت‌های حاکم بر نظام بين‌الملل و منطقه خاورميانه و فلسطين بوده و حمايت نفرت‌انگيز و جانبدارانه و مغرضانه سياسی پاريس از جنايت‌های رژيم اشغالگر اسرائيل را متجلی می‌سازد.
قشقاوی تصريح کرد: اين رويکردهای افراطی و تندروانه، تداعی کننده نقض آشکار مواضع سنتی فرانسه در قضيه فلسطين و چشم بستن بر روی واقعيات آن دارد و حمايت آشکار مقامات پاريس از جنايات رژيم صهيونيستی را برای همگان اثبات می‌نمايد و عملا با ديدگاه و نگرش مردم فهيم فرانسه در تقبيح جنايات رژيم صهيونيستی مغايرت کامل دارد.
سخنگوی وزارت امور خارجه ايران با اشاره به شکست تلاش‌های فرانسه برای متوقف نمودن ادامه شهرک‌سازی رژيم صهيونيستی در مناطق اشغالی گفت: تحقير مستمر مقامات صهيونيستی با بی‌توجهی به تلاش‌های مقامات فرانسه نشان دهنده ناکارآمدی سياست‌های پاريس در منطقه و عدم شناخت صحيح و واقع‌بينانه از بحران موجود در منطقه است.

خبرنامه گویا

سیخونک: کل اگر طبیب بودی ، سرِ خود دوا بکردی!

دفاع رییسی ازبرگزاری علنی دادگاه‌كهریزك

معاون اول قوه قضاییه از اعلام اسامی متخلفان بازداشتگاه كهریزك در گزارش شورای عالی امنیت ملی خبر داد.

به گزارش خبرنگار ایلنا سید ابراهیم رئیسی در حاشیه مراسم معارفه معاون قضایی قوه قضاییه درخصوص اینكه كمیته سه نفره قضایی ویژه بررسی حوادث اخیر پرونده بازداشتگاه كهریزك را بررسی كرده است؟ اظهارداشت تمامی مسایلی كه نسبت به قضایای اخیر از جمله موضوع كهریزك مطرح شد در دستور كار این هیات قرار گرفت و به صورت روزانه جلساتی تشكیل می شود.

معاون اول قوه قضاییه با بیان اینكه پرونده متخلفان بازداشتگاه كهریزك در سازمان قضایی نیروی مسلح مطرح است ادامه داد: به رییس سازمان، دادستان نظامی تهران و بازپرس پرونده تاكید شده كه هرچه سریعتر مراحل قانونی پرونده طی شود و به نحوی مردم در جریان آن قرار گیرد.
معاون اول قوه قضاییه در پاسخ به این پرسش كه آیا در این پرونده از مقامات قضایی كسی مقصر شناخته شده است اظهار داشت: در گزارشی كه مربوط به شورای عالی امنیت ملی است اسامی متخلفان آمده است.

رئیسی در پاسخ به این پرسش كه با توجه به سخنان اخیر مقام معظم رهبری در خطبه های نماز جمعه آیا در شیوه دادگاه حوادث اخیر تغییری به وجود خواهد آمد گفت:شیوه دادگاه نسبت به رسیدگی پرونده‌ها دقیقا باید منطبق با قانون باشد و تاكید رهبری ، مسوولین قوه قضاییه به ویژه رییس دستگاه قضا این است كه این موضوع مورد رسیدگی و مبتنی بر قانون باشد یعنی محور قانون قرار گیرد و دادرسی عادلانه باشد.

وی تاكید كرد: این دادگاه برای رسیدگی به موضوعاتی كه بعد از انتخابات رخ داد تشكیل شده و قطعا ادامه خواهد یافت و تاكید بر این است كه آیین دادرسی در این رسیدگی‌ها مورد توجه دادگاه ، دادسرا و سایر دست اندركاران چه در بخش تحقیق و كشف جرم و چه در بخش رسیدگی و صدور حكم و چه در بخش اجرای حكم قرار گیرد.
معاون اول قوه قضاییه درپاسخ به این پرسش كه آیا رسیدگی به اتهامات متخلفان بازداشتگاه كهریزك به صورت علنی برگزار خواهد شد؟ گفت: سازمان قضایی نیروی مسلح قرار شده برای رسیدگی به پرونده‌ها آماده شود و فكر می كنم همانگونه كه مردم در جریان پرونده‌ها ی حوادث اخیر قرار گرفتند، اگر در جریان این پرونده ها نیز قرار گیرند به نفع باشد چرا كه مردم این دغدغه را دارد .
وی ادامه داد: در هر صورت كسانی كه مرتكب تخلف شده اند باید مردم در جریان روند دادرسی و صدور حكم آنها قرار گیرد.

رئیسی در پاسخ به سوال خبرنگار ایلنا در خصوص این كه با توجه به فرمایشات اخیر رهبری مبنی بر حجت شرعی نداشتن اعترافات افراد در دادگاه‌ها درباره اشخاص غایب تصریح كرد: ما به رهبری و مردم اطمینان می‌دهیم كه دادگاه‌ها براساس قانون آیین دادرسی كیفری برگزار شود.

شفاف
وی در پاسخ به اینكه اگر تا پیش از این چنین روندی طی نشد است چگونه آن را جبران خواهید كرد؟ سكوت كرد.

محمود احمدی نژاد در نیویورک

محمود احمدی نژاد در رژه هفته دفاع مقدس در تهران

محمود احمدی نژاد در رژه هفته دفاع مقدس در تهران

محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران بعد از ظهر سه شنبه وارد نیویورک شده تا روز چهارشنبه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کند.

هرچند سفر هر ساله آقای احمدی نژاد به نیویورک از زمان به عهده گرفتن پست ریاست جمهوری در سال 1384 برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل خبرساز بوده است اما انتظار می رود سفر امسال با توجه به انتخابات بحث برانگیز اخیر و برخورد شدید دولت با معترضان ابعاد خبری تازه ای پیدا کند.

بسیاری از مخالفان و معترضان ایرانی گفته اند قصد دارند با تظاهرات در اطراف مقر سازمان ملل سفر نشان دهند که آقای احمدی نژاد را رئیس جمهور قانونی ایران نمی دانند.

همزمان به گزارش خبرگزاری رویتر، وزارت خارجه آلمان نیز گفته است که اگر آقای احمدی نژاد در سخنرانی خود در مجمع عمومی، بار دیگر هولوکاست (قتل عام یهودیان در جنگ دوم جهانی توسط نازی ها) را انکار کند، دیپلمات هایش سالن مجمع را ترک خواهند کرد و از اعضای اتحادیه اروپا نیز خواسته است چنین کنند.

اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر، مجتبی ثمره هاشمی دستیار ارشد و پرویز داودی مشاور ارشد آقای احمدی نژاد از جمله کسانی هستند که در این سفر او را همراهی می کنند.

قرار است محمود احمدی نژاد عصر چهارشنبه در مجمع عمومی سخنرانی کند. او در سخنرانی های پیشین خود در این مجمع خواستار برقراری ارزش های الهی بر جهان شده و ساختار قدرت در سازمان ملل به ویژه شورای امنیت را به شدت مورد انتقاد قرار داده بود.

بی بی سی

پيدا کنيد 25 ميليارد دلار را! اختلاف فاحش آمار فروش نفت بين بانک مرکزي و وزارت نفت


اعتماد : با انتشار آمارهاي بانک مرکزي درباره وضعيت صادرات و واردات ايران در سال هاي گذشته شکاف آمار رسمي در درون دولت بازتر شد. اين شکاف در کسب درآمدهاي نفتي به اوج مي رسد به طوري که تفاوت آماري اعلام شده از سوي بانک مرکزي و وزارت نفت در چهار ساله فعاليت دولت نهم به بيش از 27 ميليارد دلار مي رسد؛ تفاوت رقمي بالا و عجيب و غريب در انتشار آمار از سوي دو منبع رسمي.بنا بر گزارش بانک مرکزي که مرجع اصلي آمار درخصوص حوزه هاي کلان اقتصاد به حساب مي آيد ايران در سال هاي 84 تا 87 حدود 279 ميليارد دلار درآمد از محل فروش نفت و گاز به دست آورده است در حالي که اين رقم از سوي وزارت نفت نزديک به 256 ميليارد دلار اعلام شده است. البته در محاسبات وزارت نفت آمار فروش گاز محاسبه نشده اما کيست که نداند فروش گاز در چهارساله گذشته در بهترين شرايط به دو ميليارد دلار مي رسد زيرا حداکثر توانايي ايران در شرايط کنوني صادرات گاز به ارزش 500 ميليون دلار در سال است. با اين حساب اگر دو ميليارد دلار درآمد حاصله از فروش گاز از رقم کلي کاسته شود تفاوت آمار در فروش نفت ايران از سوي بانک مرکزي و وزارت نفت به 25 ميليارد دلار مي رسد. مسوولان پاسخ مي دهند چرا دو مرجع اصلي که يکي متولي فروش نفت ايران و ديگري که مسوول خزانه است در اعلام اصلي ترين منبع درآمدي کشور چنين اختلاف فاحشي با هم دارند. برابر قانون وزارت نفت بايد درآمدهاي حاصل از فروش نفت را به خزانه بانک مرکزي واريز کند، بنابراين به طور طبيعي نبايد چنين تفاوت آماري وجود داشته باشد اما مقايسه آمارهاي اعلام شده از سوي دو مرجع نشان مي دهد درآمدهاي اعلام شده از طرف وزارت نفت 25 ميليارد دلار کمتر از بانک مرکزي است. آمارهاي منتشرشده از سوي اين دو مرجع در جزييات سالانه به خوبي اين تفاوت آماري را آشکار مي کند. در آمار اعلام شده از سوي بانک مرکزي درآمدهاي نفتي در سال 84 برابر 53 ميليارد و 820 ميليون دلار بوده اما وزارت نفت براي همين سال رقم 51 ميليارد دلار را براي فروش نفت اعلام کرده است. در واقع آمار اعلام شده از سوي بانک مرکزي بيشتر از وزارت نفت است. در سال 85 اين رابطه معکوس شده و بانک مرکزي درآمد نفتي ايران را 62 ميليارد دلار گزارش کرده اما وزارت نفت اين رقم را 65 ميليارد و 600 ميليون دلار اعلام کرده است. بنابراين در سال دوم رقم وزارت نفت از بانک مرکزي بيشتر است. از سال 86 به بعد شکاف رقمي اعلام شده از سوي دو مرجع عمق بيشتري مي يابد، به طوري که بانک مرکزي در گزارش خود از درآمد 81 ميليارد و 567 ميليون دلاري نفت سخن مي گويد اما وزارت نفت درآمد نفت را 66 ميليارد دلار عنوان مي کند. در سال 86 تفاوت رقمي يکباره به عددي نزديک به 15 ميليارد دلار مي رسد که تفاوت قابل ملاحظه يي است. سال 87 هم بر همين قاعده ادامه يافته است. وزارت نفت از طريق مجراي رسمي خود درآمد نفت را 73 ميليارد دلار اعلام کرده اما بانک مرکزي از رقمي نزديک به 82 ميليارد دلار خبر مي دهد. به اين ترتيب در سال 87 هم شکاف رقمي معادل هشت ميليارد دلار را شاهد هستيم؛ شکافي که فعلاً کسي نمي داند ريشه آن در چيست؟

پیک ایران

نکات روز قدس امسال


صادق زیبا کلام:آنچه در رابطه با راهپیمایی دیروز روز قدس مهم است، این است که طرفداران نهضت سبز به هیچ وجه نمی خواستند از در تقابل و درگیری با دیگر کسانی که در این تظاهرات حضور داشتند در بیایند و با اهداف اعلام روز قدس و آرمان های فلسطین مخالفتی نداشتند. هیچ کدام از شرکت کنندگان سبز منکر تجاوز و رفتار وحشیانه نسبت به مردم فلسطین، مخصوصاً در نبرد 31 روزه نبودند ولی در عین حال آنها می خواستند کنار اعلام مخالفت با اسرائیل، پیام خودشان را برسانند که جدا از مساله فلسطین ما مشکلاتی و مسائلی هم در ایران داریم که کمتر به آنها توجهی شده است.

اینکه دولت گمان کند بعد از 22 خرداد و حوادث پس از اعلام نتایج، داستان تاسف بار کهریزک و محل های دیگر و محاکمات طی یک ماه گذشته همه چیز پایان یافته، درست نیست.

به هر حال آنهایی که خود را سبز می نامند (حامیان میرحسین و کروبی) مطالبات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دارند که اگر حکومت به آنها بی توجهی کند و فقط طرفداران خود را ببیند جفا در حق کسانی است که به آقای احمدی نژاد رای نداده اند. حتی اگر نتایج اعلام انتخابات را بپذیریم و طرفداران مهندس موسوی و کروبی 13 میلیون نفر باشند، آن هم طرفدارانی که اغلب فارغ التحصیل دانشگاه ها، نخبه، از قشری فرهیخته، هنرمند، دانشجو و فعالان سیاسی و مدنی اجتماعی و کارگری هستند نباید این طیف را نادیده گرفت.

استراتژی درستی نیست که حکومت چشم خود را به روی این واقعیت ها ببندد و فقط به طرفداران خود بیندیشد. نباید فراموش کنیم طرفداران احمدی نژاد و حکومت برای شرکت در مراسم روز قدس از هر جهت خیالی آسوده داشتند، نه مشکلی و نه تهدیدی اما تعدادشان چقدر بود؟ در حالی که در راهپیمایی آرام روز 25 خرداد تخمین حضور چیزی بین دو و نیم تا سه میلیون نفر وجود داشت. دیروز هم اگر جو موجود وجود نداشت جمعیت منتقدان وضع موجود، بیشتر از آنچه دیدیم می شد. حکومت باید خود را حکومت «همه» بداند و نباید تمام توجه خود را معطوف به طرفداران خود کند. اگر خاستگاه منتقدان بررسی شود، می بینیم که اکثر آنها از جوانان تحصیلکرده دو نسل دوم و سوم هستند، البته در بین آنها بسیاری از نسل گذشته که حتی در سپاه و جنگ بودند نیز وجود داشت.

آخرین نکته جالب اینکه راهپیمایی روز گذشته نشان داد حضور مخالفان با وجود تمامی تهدیدات موجود حداقل سوالی بزرگ بر تعبیراتی مانند توطئه، انقلاب مخملی و کودتای مخملی گذاشت. حضورها و شعارهای روز قدس نشان داد تمامی اتفاقات در چند ماه اخیر با ابهامات زیادی روبه رو است. در واقع، حضور دیروز نشان داد که منتقدان وضعیت موجود بر این باورند که معترضان و مخالفان نه سازماندهی خارجی و نه سازماندهی داخلی داشته اند.

کرمان نما

new_win ویدیو کامل برنامه شب اول اعتراض به حضور احمدی نژاد در نیویورک


دیدار 1 اکتبر در ژنو؛ واشنگتن پست: آخرين فرصت براى رژيم تهران

به گزارش خبرگزاری فرانسه از نیویورک، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز سه شنبه اعلام کرد مذاکرات گروه موسوم به 1+5 با رژیم تهران در باره موضوع هسته ای، اول اکتبر (9 شهریورماه) در ژنو سوئیس برگزار خواهد شد. پیش تر اعلام شده بود این مذاکرات در ترکیه انجام می شود.

دیدار ژنو اولین نشست میان کشورهای عضو گروه 1+5 شامل آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و انگلستان به عنوان پنج عضو دائمی شورای امنیت در کنار آلمان با رژیم تهران از زمان به قدرت رسیدن باراک اوباما به شمار می رود.

خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا که برای شرکت در نشست وزیران امور خارجه گروه 1+5 در نیویورک بسر می برد در پاسخ به این سئوال که آیا این گروه پیشنهاد جدیدی را در دیدار ژنو به رژیم تهران ارائه خواهد کرد، گفت، خیر. موضع ما تغییر نکرده است، تعلیق در برابر تعلیق.

منظور مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، تعلیق فعالیتهای غنی سازی اورانیوم از سوی رژیم تهران در برابر خودداری دولتهای غربی از اعمال تحریمهای جدید علیه این رژیم است.

سولانا در باره نشست روز چهارشنبه 1+5 در نیویورک در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل گفت اطمینان دارد که شش کشور به این پرونده پایبند هستند و هیچ شکافی در درون گروه 1+5 وجود ندارد.

مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا افزود، تردیدی وجود ندارد که در پایان این نشست، بیانیه ای با اجماع صادر خواهد شد و اگر کشورهای غربی خواستار اعمال تحریمهای سخت تر علیه رژیم تهران شوند، چین و روسیه با آن مخالفت نخواهند کرد.

یک دیپلمات ارشد روسی که نخواست نامش فاش شود، اظهارات سولانا را تائید کرده است.

در همین حال نخست وزیر اسرائیل در گفتگو با شبکه خبری سی ان ان خواستار افزایش فشارهای بین المللی بر روی رژیم تهران شد و گفت، این رژیم بسیار ضعیف تر از آن است که تصور می شود.

بنیامین نتانیاهو که برای حضور در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک بسر می برد گفت، رژیم تهران با برنامه تسلیحات هسته ای خود بیشتر از آنچه که بتوان تصور کرد، صلح جهانی را تهدید می کند.

همزمان روزنامه واشنگتن پست در مطلبی با عنوان "آخرين فرصت براى رژيم تهران" نوشت، گفتگوهاى ماه اکتبر شايد آخرين فرصت براى حل بحران هسته ای رژیم تهران از طریق دیپلماسی باشد.

این روزنامه نوشت، اگر رژيم تهران این بار نیز فرصت را از دست بدهد، رئیس جمهور آمریکا چاره ای جز استفاده از تمامى عناصر قدرت ایالات متحده برای جلوگيرى از دستیابی این رژیم به سلاح اتمی نخواهد داشت.

واشنگتن پست نوشت، در صورت شکست گفتگوهای هسته ای، آمریکا می تواند سرانجام گزینه نظامی را در نظر بگیرد. این گرینه گرچه مخاطره آميز، ولى آخرين راه حل است.

دانشگاه ساکت نمی ماند

دوشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۸۸
گفتگوی روز با دبیر دفتر تحکیم وحدت:

دانشگاه ساکت نمی ماند

چند روز مانده به بازگشایی دانشگاهها، روند احضار، بازجویی و محرومیت از تحصیل فعالان دانشجویی، شتاب زیادی به خود گرفته است؛ این اقدامات تا بدانجا پیش رفته که روز گذشته دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه ای برخوردهای صورت گرفته را "آپارتاید علمی" خواند. در این مورد با مهدی عربشاهی، دبیر دفتر تحکیم وحدت گفتگو کرده ایم. این فعال دانشجویی با بیان اینکه "بعد از 22 خرداد، وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور به شدت به هم ریخته است" به روز می گوید: "نگرانی ها در حاکمیت خیلی شدید است و با توجه به اینکه در روز قدس شاهد بودیم اعتراضات مردم بعد از گذشت صد روز نخوابیده و مردم به صورت خودجوش در روز قدس به صحنه آمدند، این نگرانی در حاکمیت وجود دارد که با بازگشایی دانشگاهها، خون تازه ای به جنبش سبز تزریق شود."

عربشاهی با اشاره به برخی اخبار درباره احتمال تعطیلی دانشگاهها برای یک ترم می افزاید: اولویت اول مسولین جمهوری اسلامی بحث های امنیتی است و اگر این تحلیل را داشته باشند که با بازگشایی دانشگاهها، اعتراضات بالا خواهد گرفت، به سراغ گزینه تعطیلی دانشگاهها خواهند رفت اما من فکر می کنم اکنون به سراغ شیوه دیگری رفته اند به طوریکه تقریبا در هر دانشگاه 20 نفر را به کمیته های انضباطی احضار کرده و در برخی دانشگاهها همچون دانشگاه زنجان و دانشگاه همدان، احکام غیابی صادر کرده اند ودر حالیکه دانشجویان اصلا در جریان نبوده اند آنها را به یک یا دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم کرده اند.
به گفته این فعال دانشجویی، فعالان دانشجویی دانشگاه تهران هم به وزارت اطلاعات احضار شده و تحت فشار قرار گرفته اند.
عربشاهی این قضیه را ناشی از "تحلیل اشتباه حکومت" میداند می گوید "بر اساس این تحلیل اشتباه، حکومت تصور می کند اگر یک تعداد فعال دانشجویی تحت فشار و تهدید یا محروم از تحصیل باشند، فضای دانشگاهها را تحت کنترل خواهند گرفت."

دبیر دفتر تحکیم وحدت توضیح می دهد: "حرکت وسیع مردم بعد از 22 خرداد به صورت خود جوش و از سوی مردم شکل گرفت و مثل دفعات قبل نبود که تعدادی فعال سیاسی و دانشجویی، مردم را به صحنه آورده باشند."
وی در ادامه با بیان اینکه "کنترل مردم دست فعالان دانشجویی نیست" تاکید می کند: "اگر حرکت اعتراضی در دانشگاهها رخ دهد این دانشجویان عادی هستند که همچون سایر مردم پیشتاز خواهند بود و قابل پیش بینی هم نیست که چه اتفاقی رخ خواهد داد."
وی در پاسخ به این سوال که آیا دفتر تحکیم وحدت و جنبش دانشجویی، برنامه ای اعتراضی برای بازگشایی دانشگاهها دارد نیز می گوید: "به چند علت در سطح کار تشکیلاتی، فعالیت ها کمرنگ شده است؛ از سویی نفرات اصلی فعالان دانشجویی یا از تحصیل محروم شده اند و یا تحت فشار شدید هستند از سوی دیگر فضای امنیتی شدید سه ماه گذشته امکان برگزاری نشستی را که هر ساله در آستانه بازگشایی دانشگاهها برگزار می شود از ما گرفت؛ برای همین هیچ برنامه ای از سوی دفتر تحکیم یا جنبش دانشجویی وجود ندارد و همه چیز به بعد از بازگشایی دانشگاهها و خود دانشجویان واگذار شده است."
عربشاهی در عین یادآوری اینکه "انجمن های اسلامی هر دانشگاهی برنامه هایی خواهند داشت" می گوید: "خود ما نیز ساکت نخواهیم ماند و قطعا واکنش نشان خواهیم داد."

هشدار درباره انقلاب فرهنگی دوم
به گفته این فعال دانشجویی، نوع برخوردی که اکنون به صورت گسترده با فعالان دانشجویی می شود، تاثیری منفی خواهد گذاشت و ممکن است فعالان دانشجویی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند دست به اقدامات دیگری بزنند.
وی خطر تعطیلی احتمالی دانشگاهها را متوجه حکومت می داند و می افزاید: "در این صورت پتانسیل آماده بسیار زیادی رها خواهد شد و احتمال بروز هر اقدامی وجود دارد."
دبیر دفتر تحکیم وحدت با اشاره به خطر ناشی از انقلاب فرهنگی دومی که گفته می شود در حال اجرا است، تصریح می کند: "با توجه به بحث هایی که در مورد علوم انسانی مطرح شده ممکن است حکومت به سمت تسویه و حذف اساتید دگراندیش و دانشجویان برود و متون درسی را تغییراتی اساسی دهد."
عربشاهی تاکید می کند: "یکبار جامعه ایران، تاوان چنین شرایطی را داد و چندین سال از لحاظ علمی و پژوهشی عقب افتاد؛لذا جامعه کشش و ظرفیت چنین مساله ای را برای بار دوم ندارد و قطعا اعتراضات بسیار جدی در صورت وقوع آن بروز خواهد کرد."

بیانیه تحکیم وحدت
همزمان دیروز دفتر تحکیم وحدت با انتشار بیانیه ای از برخوردهای اخیر با فعالان دانشجویی به شدت انتقاد کرد.بیانیه این تشکل دانشجویی در حالی صادر شده است که دادگاهی در شهر بابل، برای هشت دانشجو، در مجموع، احکامی شامل ۳۳ ماه حبس تعزیری، ۶۰ ماه حبس تعلیقی و ۲۵ سال محرومیت از تحصیل صادر کرده است.
دفتر تحکیم با بیان اینکه "قاضی دادگاه بابل، بدون توجه به جایگاه حقوقی خود، پا را فراتر از قانون گذاشته" پرسیده است که بنا بر کدام قانون، حق بدیهی ادامه تحصیل از دانشجویان سلب می‌ شود.
این بیانیه تصریح کرده که "کودتاچیان، در آستانه اول مهر با تمام قوا دانشگاه و دانشگاهیان را در کانون اقدامات سرکوبگرانه خود قرار داده‌اند."
بر اساس بیانیه دفتر تحکیم وحدت، "احضار بیش از ۲۰۰ تن از فعالان دانشجویی دانشگاه‌های مختلف به کمیته‌های انظباطی، تهدید و ضرب و شتم آنها برای تعهد به نداشتن هیچ‌گونه فعالیت دانشجویی پس از بازگشایی دانشگاهها و احضارهای متعدد دانشجویان به کمیته‌های پیگیری وزارت اطلاعات فشارهایی است که بر فعالان دانشجویی وارد می شود."
دفتر تحکیم وحدت نوشته است: "آپارتاید علمی که تاکنون از سوی وزارت علوم و دولت مهرورز به شدت تکذیب می‌شد، اکنون به رویه‌ای عادی تبدیل گشته و دیگر حتی دستگاه قضایی کشور به تبعیت از دولت، به آن جلوه‌ای قانونی می‌بخشد."
در این بیانیه همچنین آمده است: "این اقدامات پس از تابستانی پر تلاطم و زخم آگین، در راستای عقب راندن دانشجویان از حق خواهی جنایاتی است که بر آنها در فاجعه کوی دانشگاه تهران و شیراز و صنعتی اصفهان رفته است."
دفتر تحکیم وحدت در بخش دیگری از بیانیه خود آورده است: "اگر روزگاری در این کشور به تبعیت از نظام‌های کمونیستی، انقلاب فرهنگی و تصفیه اساتید و دانشجویان، بقای حکومت خودکامه را تضمین می‌کرد، این بار تنها یک کودتای فرهنگی می‌تواند این هیبت بی‌رمق و زخم خورده را چند صباحی زنده نگه دارد."

روز آن لاین

پژواک خیزش مردم ایران در جهان: پست هلند، تمبر رای من کجاست



آذر منصوری، معاون سیاسی دبیرکل جبهه مشارکت بازداشت شد

بنا بر گزارش هایی از ایران آذر منصوری، معاون سیاسی دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی در ورامین بازداشت شده است.

پایگاه اینترنتی نوروز، وابسته به این حزب خبر داده که خانم منصوری دوشنبه شب، 30 شهریور هنگام بازگشت از منزل خواهرش در خیابان متوقف و بازداشت شد.

علی شکوری راد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در گفت و گویی با بی بی سی فارسی گفت که اتومبیل خانم منصوری در خیابانی در ورامین متوقف شده و پس از شناسایی؛ او و خواهر زاده اش که همراهش بوده بازداشت شدند، اما قرار بوده که دختر خواهر خانم منصوری امشب (سه شنبه) آزاد شود.

به گفته آقای شکوری راد پس از بازداشت آذر منصوری، خانه او در ورامین مورد تفتیش قرار گرفته و ماموران مقداری از وسایل او را با خود برده اند.

بیشترین تعداد بازداشت شدگان پس از انتخابات در میان گروه های اصلاح طلب به اعضای جبهه مشارکت ایران اسلامی مربوط می شود.

محسن میردامادی، دبیر کل این جبهه و همچنین بیشتر اعضای شورای مرکزی مشارکت از جمله سعید حجاریان، محسن امین زاده، مصطفی تاجزاده، محسن صفایی فراهانی، عبدالله رمضان زاده، شهاب طباطبایی و داود سلیمانی در حال حاضر در زندان بسر می برند.

در چند روز اخیر نیز فرزندان تعدادی از اعضای جبهه مشارکت از جمله فرزندان محمد نعیمی پور، احمد شیرزاد و محسن میردامادی بازداشت شده اند.

هفته گذشته نیز حسین نورانی نژاد و مهدی محمودیان که از اعضای جوانتر جبهه مشارکت هستند، بازداشت شدند.

BBC