سرخط خبرهای پیک ایران

۱۳۸۸/۶/۹

سرکوب معترضان؛ اعتراض شدید فرانسه و آلمان به رژیم تهران


به گزارش خبرگزاری فرانسه از برلین، رهبران فرانسه و آلمان امروز رژیم تهران را به خاطر سرکوب بیرحمانه معترضان درایران شدیدا مورد اعتراض قرار داده و تهدید کردند فشار و تحریم علیه این رژیم را سخت تر خواهند کرد.

نیکلاس سرکوزی، رئیس جمهور فرانسه که بهمراه آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان در یک کنفرانس مشترک مطبوعاتی در برلین شرکت کرده بود، در پاسخ به سئوالی در باره اوضاع ایران، به مسئله تجاوز به زندانیان و شکنجه مخالفان در زندانهای جمهوری اسلامی پرداخت و افشاگری افرادی همچون مهدی کروبی را مورد تحسین قرار دارد.

رئیس جمهور فرانسه گفت، ما چطور می توانیم چشمانمان را به روی واقعیتی که با شجاعتی قابل تحسین افشا شده است، ببندیم.

سرکوزی افزود، باید بگویم که ما تلاش و شجاعت مردم ایران را تحسین می کنیم. آنها واقعا شایسته داشتن رهبرانی بهتر از امروز هستند.

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز با تائید اظهارات رئیس جمهور فرانسه گفت، با شنیدن خبر تجاوز به زندانیان در زندانهای ایران عمیقا متاسف شده است.


تجمع مردم معترض در برابر بيمارستان قلب تهران


آژانس ايران خبر: بنا بر خبر دريافتى ساعت 50/11 دقيقه روز يک شنبه هشتم شهريور گروهی از مردم در مقابل بيمارستان قلب تهران واقع در خيابان کارگر شمالی و منطقه امير آباد دست به تجمع زدند. در اين تجمع تعدادی از مردم که از شرايط نامناسب خدمات رسانی بيمارستان تخصصی قلب تهران ناراضی بودند با تجمع در جلوی درب اصلی اين بيمارستان اعتراض خود را نسبت به نابسامانی امور پزشکی در کشور اعلام داشتند.تعدادی از نيروهای انتظامی نيز با حضور درمحل در صدد بودند به اين تجمع اعتراضی پايان دهند.اما بخشی از جمعيت به دليل فشارهای ايجاد شده به خانواده و بيمارانشان حاضر به ترک محل نشدند.بيشتر خانواده ها و افراد تجمع کننده از نارسايی امکانات بيمارستان قلب تهران,گرانی و بالا بودن هزينه های درمانی و نبود دارو به شدت ناراضی بودند.اعتراض ها به مسئولين بيمارستان همچنان ادامه دارد.برخی از افراد حاضر خواستار پاسخگويی رياست بيمارستان شدند.

عتراضات شبانه مردم با بانگ الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور

فعالین حقوق بشر ودمکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده ، اعتراضات شبانه مردم در مناطق مختلف تهران با بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور ادامه دارد.
اعتراضات شبانه مردم تهران که هر شب از ساعت 22:00 شروع می شود و مردم با قرار گرفتن بر پشت بام منازل ،درکوچه ها و خیابانهای فرعی با بانگ الله اکبر و شعار مرگ بر دیکتاتور ادامه یافت.
در اکثر مناطق صدای اعتراضات مردم به گوش می رسد که از جملۀ آنها مناطقی مانند ؛ توحيد ،‌جمهوري ، ونك ، پارك وي ، تجريش ، رسالت ، آزادي ، ميرداماد ، صادقيه ، تهران پارس ، شهرك غرب ، فرمانيه ، شمس آباد،‌گيشا می باشد.
شدت اعتراضات شبانه در مناطقی مانند میرداماد و گیشا نسبت به سایر مناطق بیشتر بود. این اعتراضات تا ساعت 22:30 یافت.



بازداشت دکتر محمد ذبیحی رئیس دانشگاه تربیت مدرس قم در سکوت خبری


آفتاب: يکی از عجيب ترين موارد بازداشت ، دستگيری دکتر "محمد ذبيحی"، رئيس دانشگاه تربيت مدرس قم و مدير مسول نشريه‌ ,فصلنامه پژوهشهای فلسفی-کلامی, است. نکته جالب در مورد دکتر ذبيحی اين است که اين بار فردی متهم است که رييس قوهقضاييه کنونی در دانشگاه تحت مديريت او تدريس ميکند که آن مرکز هم از نهادهای مهم حوزوی به حساب ميآيد. با اين وجود پس از گذشت 12 روز از بازداشت اين شخصيت علمی و حوزوی در اخبار رسمی هيچ انعکاس يا اطلاعی يافت نميشود.

محتشمی‌پور و محمد هاشمی از ایرنا شکایت کردند


پارلمان نیوز : فخرالسادات محتشمی پور، همسر مصطفی تاجزاده از خبرگزاری جمهوری اسلامی شکایت کرد.
به دنبال اقدام خبرگزاری جمهوری اسلامی مبنی بر انتشار سخنان -جعلی- درخصوص اینکه فخرالسادات محتشمیپور و تعداد دیگری از خانواده افراد بازداشت شده در حوادث اخیر، درخواستهایی از کشورهای خارجی برای پناهندگی به آن کشورها را داشتهاند، وی با حضور در مراجع قضایی به اتهام نشر اکاذیب، از ایرنا شکایت کرد.
پرونده این شکایت در شعبه اول بازپرسی کارکنان دولت در جریان است و با توجه به اینکه شکایت به طرفیت مدیرعامل ایرنا صورت گرفته است، این مرجع قضایی خواستار حضور محمدجعفر بهداد در این شعبه شده است.
چندی پیش نیز وکیل محمد هاشمی در گفتگو با روزنامه اعتماد از شکایت موکلش از خبرگزاری ایرنا خبر داده بود.

پیک ایران

موج گسترده تخريب آثار فرهنگي



ميراث‌ايران- گروه استانها -‌ سهيلا نياكان:
شايد انتشار خبرهايي از سرقت ميراث فرهنگي در سراسر كشور براي مردم بعد از مدتي عادي شود و ديگر تاثير خود را از دست بدهد.

از اينرو، كارشناسان رسانهاي حوزه ميراث فرهنگي متذكر ميشوند در كنار چاپ خبرهاي حادثهاي كه بيشتر شامل دزدي، تخريب، انهدام يا كاربري غيراصولي از ميراث فرهنگي و طبيعي كشور است، خبرها، گزارشها و مقالههايي درباره اهميت و ضرورت حفظ و نگهداري آثار هنري و فرهنگي ايران به اطلاع مردم برسد تا همه به ارزشهاي معنوي و مادي اين يادگارهاي بهجا مانده از گذشتگان پي ببرند.

با اينحال متاسفانه تيترهايي كه نشان از ضايع شدن ميراث فرهنگي در كشور است بيشتر به چشم ميخورد و به سختي ميتوان مواردي از حفظ و مرمت آنها را در ميان مطالب نشريات جستجو كرد.

تنها در ماه گذشته اين عناوين روي سايتهاي خبري به چشمخورده است: «تخريب تپه تاريخي كاني ره شكله در عمليات راهسازي كرمانشاه به مياندوآب»، «تپه باستاني 3500 ساله قره در‌آذربايجان غربي با خاك يكسان شد»، «طاقهاي حمام تاريخي خوري بانه، يكبه يك فرو ميريزد»، «باستانشناسان از وضعيت كاخهاي هخامنشي بوشهر نگران هستند»، «اعتراض هنرمندان محيطي به تخريب حريم تاريخي قلعه دختر در شهرستان آمل»، «غارت تپه باستاني سردشت همچنان ادامه دارد» و ... .

اگرچه در نگاه اول چنين خبرهايي نشان از وقوع يك فاجعه فرهنگي دارد كه هرگز جبران نميشود، اما از زاويه ديگر جاي اميدواري دارد كه رسانهها و مسئولان فرهنگي كشور نسبت به حفظ ثروتهاي فرهنگي حساس هستند، اما دستاندركاران طرحهاي عمراني و غارتگران، بدون توجه به اهميت هويتي آنچه در برابرشان دارند، ميراث فرهنگي– هنري كشور را به يغما ميبرند و يا نابود ميكنند.

متاسفانه سازمانها و نهادهايي كه تحت عنوان ساخت و ساز و عمران و توسعه بهخود اجازه ميدهند آثار بهجا مانده از تمدنهاي كهن ايرانزمين را با خاك يكسان كنند كم نيستند، با اين اوصاف، تنها راه مقابله با موج گسترده تخريب آثار فرهنگي همانا رسانهاي كردن و انتشار گزارشها و تفسيرها پيرامون اخباري از اين دست است؛

چرا كه مردم نسبت به داشتههاي خود حساس شده و اجازه نميدهند تحتپوشش انجام يك فعاليت عمراني بدون مطالعه و تحقيق، آثار فرهنگيشان از بين برود. بههمين ترتيب در برابر وسوسه غارت و فروش ميراث گذشتگان از خود واكنش نشان داده و آثار فرهنگي را نه به چشم گنجهايي مادي بلكه به ديد ميراثي فرهنگي مينگرند كه امانتي در دست آنها است و بايد سالم و با افتخار به آيندگان تحويل دهند.

چنين تفكري اگر در رسانهها رايج شود كه مردم را هدف اصلي تاثيرپذيري مطالباتشان بدانند و به آنها گوشزد كنند كه آثار فرهنگي و طبيعي امانتي است نزد اين نسل براي آيندگان، آنگاه ميتوان انتظار داشت كه ايرانيان ميراث فرهنگي كشورشان را از آن خود بدانند و به آن افتخار كنند.

چرا كه ميتوان با درآمدهاي نفتي هركالايي را از چين خريد اما بايد يادمان باشد ميراث فرهنگي توليد نميشود، نميتوان آن را در بازار خريد و صاحب هويتش شد، حتي نميتوان ميراث فرهنگي ساخت، بلكه بايد آن را حفظ كرد و در بهترين وضع ممكن با آنها زندگي كرد تا از ثروت هويتي و معنوي آنها بهرهمند شد.

يادمان باشد اين خبرها گوشهاي ناچيز از موج گسترده و رو به افزايش تخريب آثار فرهنگي در 3 ماه اخير است و اين در زماني است كه عراقيها ميخواهند شهر باستاني «آشور» را از نو بازسازي كنند.

میراث فرهنگی

در آن اتاقهای بازجویی بر من چه گذشت؟


از مدت هفتاد روزی که در زندان بودم، ۴۰ روز را به یک شکل در ساختمان ۲۰۹ و ۳۰ روز را در ساختمان ۲۴۰ بازجویی می شدم. بازجوها و به قول آنجایی ها کارشناسان متعددی داشتم و با هرکدام از این تغییرها مجموعه کسانی که بازجویی می کردند، برای من تغییر کرد. سوالات و پرسشهایی که نه مربوط به انتخابات دهم که به سیزده سال اخیرم بازمی گشت. شاید در سه دوره مجزا به دلیل تغییرات بنیادین در روند بازجویی اتوبیوگرافی مفصلی از خودم نوشتم. فکر نکنم بشود دوباره آن را نوشت و کاش لااقل نسخه ای از آن در اختیار خودم هم قرار می گرفت. با توجه به اینکه اساسا عادت به نوشتن داشتم و پیش از زندان نیز حجم نوشته های روزانه ام بالا بود، موقع نوشتن هایی از این دست مفصل می نوشتم و حتی برای خودم در برگه های بازجویی تحلیل هم ارائه می دادم. البته این ماجرا چندان به مذاق بازجوها خوش نمی آمد و دائم تاکید می کردند که در حال پیچاندن ماجرا هستم. درباره حال و هوای بازجویی ها بقیه هم نوشته اند. یکی از نکات جالب بازجویی من زمانی بود که تمام نوشته های این وبلاگ را کپی شده دیدم. دلم برای بنده خدایی که دقیق این نوشته ها را خوانده بود و حتی بخشی از آنها را بولد کرده بود می سوخت. فکر نکنم من موقع نوشتن آن مطالب در دو سال پیش اینقدر دقت در نوشتن کرده بودم که ایشان در خواندنش وقت گذاشته بودند. طبیعی بود که باید درباره فرق وبلاگ و روزنامه حرف می زدم و از دامنه مخاطب می گفتم. البته روال بازجویی از وبلاگ از دو پست در وبلاگ فراتر نرفته بود که بازهم روال کار تغییر کرد. در زندان کتابهای زیادی را برای مطالعه دادند (درباره ولایت فقیه و اندیشه امام و نهادهای مثل شورای نگهبان و مفاهیمی مثل دموکراسی و عقلانیت ) و یک روز هم بعد از خواندن یکی از این کتب یکی از کسانی که چهره شاخصی هم در بین جناح مقابل دارد برای بحث و نظر به ۲۴۰ آمده بود. بیش از دو ساعت با ایشان بحث کردم. در واقع جلسه ای بود که دو طرف حرفشان را زدند و هیچکدام حرف دیگری را نه توانست که بشنود و نه خواست که بپذیرد. اما بعد از آن حدود بیست روز - تا زمان آزادی - روال بازجویی تغییر کرد. یکی از اساتید دانشگاه پرونده را مجددا از ابتدا آغاز کردند. البته اینبار روال بازجویی فرق کرده بود. در ابتدای کار بعد از ۵۶ روز ممنوع الملاقات بودن توانستم با خانواده دیدن کنم. کتاب و قلم و کاغذ برایم آزاد شد، هرچند مدت زمان طولانی حضور برای بازجویی ها زمانی را برای خواندن آنها در سلول برایم نمی گذاشت. با ایشان نیز بحث زیادی می کردم و بخش زیادی از انتقاداتی که می شد را چه از وضعیت جامعه و سیاست و چه از وضعیت زندان و کارشناسان قبلی به ایشان ارائه کردم. در ابتدای امر سعه صدر ایشان در شنیدن این حرف ها و حتی آرامش بازجویی ها و احترام گفتگوها برام هم عجیب بود و هم مشکوک! البته این تعجب تا انتها برایم باقی ماند چرا که از بین کسانی که آنجا دیدم تنها فردی بود که نگاه جناحی نکرد و حتی از بودن ما در زندان هم راضی نبود. همزمان با پرونده من تا جایی که می دیدم پرونده های دیگری را نیز در دست داشت که حتی دیدم ژیلا نیز درباره روند کارش با این اقای دکتر نوشته است. هرچه بود نقطه امیدی بود در آن روالی؟! که داشت طی می شد. انقدر بود که در روزهای انتهایی گفتم فکر کنم که وزارتخانه و مسیر بازجویی ها نیاز دارد که افرادی مثل ایشان تکثیر شوند. هرچند که بر این باورم جز خدا نمی تواند و نمی توانست کاری از پیش ببرد، اما گاهی مخلوقات می توانستند واسطی در این خواست باشند. بدون شک تلاش خانواده و دوستان و نیز اتفاقاتی از این دست برای این آزادی بی تاثیر نبودند.

بازجویی ها حال و هوای خاصی داشت. تقریبا تمام فشار زندان بود خصوصا برای من که از هفتاد روزی که آنجا بودم نزدیک ۵۰ روزش بازجویی داشتم. یکی از خصوصیات بازجویی هایی که می شدم این بود که مدت زمان طولانی در اتاق بازجویی یا سلول انفرادی ۲۴۰ می ماندم و بخش کمی از زمانی که آنجا بودم به گفتگو و نوشتن می گذشت. مابقی زمانهایش را باید به کاری اختصاص می دادم. نشستن و تنها فکر کردن گاهی آزار دهنده می شد. قرآنی داشتم که از شبی که از خانه رفتم همراهم بود و تا انتها همراه همیشگی ام ماند. خداوند توفیق زیادی داد تا بارها و بارها بتوانم در همین زمانها کلامش را بخوانم و قرآنش را ختم کنم. گاهی هم تفال ها و قران بازکردن ها آنقدر آرامش بخش می شد که گویی خداوند مستقیم با تو حرف می زند. بخش دیگری از زمانها هم مشغول نوشتن و خط خطی کردن می شدم. کمتر در اتاق می شد نوشت و من هم طبق عادت دوست داشتم اشعار و متن هایی که در ذهنم بود مکتوب کنم. همین باعث شده بود که هرچه دستمال کاغذی با خودم داشتم بر رویش می نوشتم و توانسته ام چندتایی از این دستمال ها را -که اجازه دادند - با خودم بیاورم. نوشته هایی که تنها حس لحظه بازجویی بود. یکی از این نوشته ها که البته متعلق به روزهای آرام بیست روز آخر آن است نوشته زیر است. برای ثیت خاطره، آن را می گذارم برای اینکه فراموش نکنم که در آن اتاق های با پشم شیشه بازجویی، در اتاق های پوشیده با یونولیت ِ شکسته بازجویی، در آن اتاقهای شلوغ و مملو از صندلی ِ بازجویی و در ان سلول انفرادی دو در سه و پوشیده از یک میز و سه صندلی ِ بازجویی چقدر خدا نزدیک بود.

اشعاری که نوشتم اغلب تفال های دیوان حافظی بود که در همان بیست روز آخر، خانواده برایم آورده بودند.

از بر ساحل سلامت

استاد انوشیروان روحانی و اجری شوشتری و همایون


مجمع روحانيون مبارز: اقدامات غيرقانونی در قوه ‏قضائيه را پايان دهيد

محمد خاتمی

۱۳۸۸/۰۶/۰۹
شورای مرکزی مجمع روحانيون مبارز در نشست يکشنبه شب خود خواهان توقف اقدامات غيرقانونی در قوهقضائيه شد.

به نوشته سایت مجمع روحانیون مبارز، در اين نشست که به رياست محمد خاتمی، رئیس جمهوری سابق ایران، برگزار شد، گزارشهايی درباره آخرين وضعيت بازداشتشدگان معترض به روند برگزاری و نتايج انتخابات رياست جمهوری، ادامه نقض قوق قانونی آنها ارائه و مورد بررسی قرار گرفت.

در ادامه این نشست به مواردی از اقدامهای غيرقانونی در روند بازجويی و نگهداری بازداشتشدگان اشاره شد از جمله نگهداری افراد در سلولهای انفرادی با وجود پايان يافتن بازجويی برخی از آنها، بلاتکليفی برخی از بازداشتشدگان و بیاطلاعی خانوادهها از وضعيت عزيزان بازداشتی خود.

بیشتر بخوانید:




در روزهای گذشته خانوادههای برخی از بازداشتشدگان اظهار داشتهاند که بهرغم تعيين وثيقه توسط مقامهای قضايی و تأمين آن توسط بستگان افراد بازداشتی، مقامهای دادستانی تهران از آزادی افراد جلوگيری به عمل میآورند.

علاوه بر اين تاکنون چهار دوره محاکمه فعالين سياسی و روزنامهنگاران برگزار شده که با انتقادهای فراوان گروههای سياسی و حقوقبشری داخلی و خارجی همراه بوده و برخی کارشناسان حقوقی اين محاکمهها را در تضاد با معيارهای شناختهشده برای محاکمههای عادلانه تشخيص دادهاند.

مجمع ضمن ابراز نگرانی و تأسف شديد از وضعيت جاری، از صادق لاريجانی، رياست جديد قوه‏قضائيه، خواست تا دستور قاطع برای تسريع در رسيدگی به موارد نقض قانون در زندانها صادر کند و به اقدامات غير قانونی در اين قوه پایان دهد.

علاوه بر اين مجمع روحانيون مبارز در اين جلسه هتاکی و اهانت به برخی مراجع تقليد، شخصيتهای دينی و سياسی که اين تشکل سياسی آنها را «سرمايههای انقلاب و خدمتگذاران اسلام» ناميده، محکوم کرده است.

در طی روزهای گذشته در اجتماعات و مراسم مذهبی، برخی مراجع تقليد منتقد حواد اخير و نيز شخصيتهای سياسی مانند ميرحسين موسوی، مهدی کروبی، اکبر هاشمی رفسنجانی از جانب کسانی که تندروهای مذهبی نزديک به دولت توصيف شدهاند، هدف حمله و انتقادهای تند قرار گرفتهاند.

مجمع روحانيون مبارز از تشکلهای سياسی سابقهدار در جمهوری اسلامی است که روحانيونی نظير موسوی خوئينیها، موسوی لاری، انصاری، موسوی بجنوردی، محتشمی پور در آن عضويت دارند. اعضای اين گروه در زمان حيات آيتالله خمينی، بنیادگذار جمهوری اسلامی، از نزديکان وی محسوب شده و از جانب وی عهدهدار مسئوليتهای متفاوتی در جمهوری اسلامی بودند.

در سالهای رهبری آيتالله خامنهای اين تشکل در حاشيه قرار گرفته و بهرغم اثرگذاری خود در حرکتهای اصلاحطلبانه نتوانسته است که در حاکميت سياسی نقشی در خور پيدا کند.

اين تشکل از منتقدين جدی محمود احمدینژاد بود و در انتخابات رياست جمهوری اخير از ميرحسين موسوی حمايت کرد. برخی چهرههای نزديک و طرفدار دولت در حاشيه حوادث اخير خواهان انحلال مجمع روحانيون مبارز شده بودند.

رادیو فردا

فرمانداری تهران: ادامه‌ی اعتراض‌ها منجر به تعطیلی دانشگاه‌ تهران برای یک ترم می‌شود

فرمانداری تهران طی نامهیی به مدیریت کوی دانشگاه تهران خواستار تعطیلی این دانشگاه بری دستکم یک ترم شدهاست.

به گفته چند تن از دانشجویان دانشگاه تهران وقتی به اتاق اقای باقرزاده مدیریت کوی دانشگاه مراجعه کردند با نامهای از سو فرمانداری تهران برخورد می کنند که در آن قید شده بود «محرمانه».

در این نامه نوشته شده «در صورتی که دانشجویان به اعتراضات خود در کوی دانشگاه ادامه دهند، کوی دانشگاه و دانشگاه تهران برای حداقل یک ترم باید تعطیل شود.

تاریخ این نامه مربوط به دو روز پیش و برای ریاست دانشگاه تهران و مدیریت کوی دانش گاه نیز ارسال شده است .
گفتنی است در دو ماه اخیر ساعت ده هرشب دانشجویان در کوی دانشگاه برای نشان دادن اعتراضات خود به دلیل وقایع اخیر، حمله به کوی دانشگاه و حمایت از جنبش مدنی بانگ الله و اکبر سر میدهند.

خبرنامه امیر کبیر

ابرابراز نگرانی و مخالفت آیت الله خامنه ای از آموزش علوم انسانی در دانشگاه ها

آیت الله خامنه ای رهبر ایران

آقای خامنه ای دانشگاهیان را به شناسایی دشمن ترغیب کرد

آیت الله علی خامنه ای می گوید آموزش بسیاری از علوم انسانی در دانشگاه ها باعث بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی می شود. وی همچنین شمار استادان معتقد به "جهان بینی اسلامی" در دانشگاه ها را کم ارزیابی کرده است.

رهبر ایران روز یکشنبه در جمع شماری از استادان، اعضای هیات های علمی و رؤسای دانشگاه های ایران اظهار نظر می کرد.

آقای خامنه ای تحصیل حدود دو میلیون نفر از سه و نیم میلیون دانشجو در ایران در رشته های علوم انسانی را مایه نگرانی دانست "زیرا توانایی مراکز علمی و دانشگاه ها در زمینه کار بومی و تحقیقات اسلامی در علوم انسانی و همچنین تعداد اساتید مبرز و معتقد به جهان بینی اسلامی رشته های علوم انسانی در حد این تعداد دانشجو نیست."

رهبر جمهوری اسلامی از آموزش بسیاری از علوم انسانی در دانشگاه ها ابراز نارضایتی کرد و گفت: "بسیاری از علوم انسانی مبتنی بر فلسفه هایی است که مبانی آنها مادی گری و بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی است و آموزش این علوم موجب بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی می شود و آموزش این علوم انسانی در دانشگاه ها منجر به ترویج شکاکیت و تردید در مبانی دینی و اعتقادی خواهد شد."

آیت الله خامنه ای از مراکز تصمیم گیری از جمله دولت، مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی خواست به این موضوع رسیدگی کنند.

رهبر ایران در این سخنان همچنین خواستار "تعبد و تدین بیشتر" دانشجویان و جوانان شد زیرا به گفته وی در این صورت "عمل، رفتار و فکر آنها از آسیب کمتری برخوردار خواهد بود و جامعه، بهره بیشتری از آنان خواهد برد."

آقای خامنه ای همچنین بار دیگر در اشاره به بحران پس از انتخابات که با اعتراض های گسترده نسبت به اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد همراه بود، آن را "یک آزمون سیاسی تعیین کننده" توصیف کرد و گفت: "نظام جمهوری اسلامی به دلیل ظرفیت بالای خود توانست بر این مسائل فائق آید."

آیت الله خامنه ای هرچند بروز اعتراضات پس از انتخابات را ناشی از "آزادی های مختلف" در نظام اسلامی دانست اما در جای دیگری از سخنانش این بحران را به "جنگ" تشبیه کرد و خواستار همت استادان برای پیروزی در آن شد.

او گفت: "قطعا انتظاری که از اساتید دانشگاه ها در این جنگ و مبارزه نرم می رود فراتر از انتظاری است که از دانشجویان وجود دارد."

وی استادان را "فرماندهان جبهه جنگ نرم" خواند و گفت: "فرماندهان این جبهه باید با شناخت مسائل کلان، شناسایی دشمن و کشف اهداف او، طراحی کلان انجام دهند و براساس این طراحی حرکت کنند."

بعضی از مقام های بلند پایه جمهوری اسلامی در اظهار نظرهایی از احتمال اعتراضات تازه سیاسی همزمان با بازگشایی دانشگاه ها از اول مهر ماه ابراز نگرانی کرده اند. از جمله آیت الله خامنه ای دو روز پیش اظهار امیدواری کرده بود که "هدف آشکار و مشخص دشمن برای اینکه حداقل مدتی دانشگاه ها را به تعطیلی و تشنج و اختلال بکشاند" محقق نشود.

آیت الله خامنه ای در روز ۲۹ خرداد در نماز جمعه تهران، در پی چندین روز تلاطم بی سابقه در عمر ۳۰ ساله جمهوری اسلامی شیوه های مخالفان در اعتراضات عظیم خیابانی را غلط خواند. فردای آن روز نیروهای امنیتی از تجمع از پیش برنامه ریزی شده مخالفان در میدان انقلاب تهران جلوگیری کردند و در درگیری های پس از آن تعدادی از معترضان کشته شدند.

این برخوردها خشم بسیاری از مخالفان را برانگیخت که از جمله در شعارهای تند علیه آیت الله خامنه ای در اعتراضات بعدی تبلور یافت.

رهبر ایران در سخنان روز یکشنبه خود تاکید کرد که "در نظام اسلامی آزادی واقعی است" اما افزود "آزادی غیرواقعی و مورد نظر غرب را مطلقا قبول ندارد و در این خصوص هیچ رو در بایستی هم با غرب نخواهد داشت."

او که قبلا بر برخورد با "تخلفات و جنایات" صورت گرفته در حادثه کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک تاکید کرده است گفت: "همه افرادی که در این حوادث دچار آسیب شده اند بدانند نظام، تصمیم بر مجامله و گذشت ندارد و همانگونه که با افرادی که صریحا با نظام مقابله می کنند از موضع قانون و حق برخورد می کند، اگر کار بد و جنایتی انجام شده باشد، با عوامل این اقدامات نیز از موضع قانون و حق برخورد خواهد شد."

بی بی سی

روايتی از زندگی، بازداشت و کشته شدن سعيده پورآقايی، پارلمان نيوز

همزمان با انتشار خبر شهادت سعيده پورآقايی (آمايی) دختر جوانی که عنوان میشود اکنون پيکر او در يکی از قبور گمنام قطعه ۳۰۲ بهشت زهرا دفن شده است، فردی با ارسال يادداشتی برای فراکسيون خط امام(ره) مجلس به روايتی از زندگی و بازداشت سعيدهپرداخت.

به گزارش پايگاه خبری فراکسيون خط امام(ره) مجلس«پارلماننيوز»، دراين متن که با عنوان «ديروز همه گريستند»، نگاشته شده، آمده است:

سعيده دو سال بود که ديگر پدر نداشت.اگرچه آن وقت هم پدرش نمی توانست خيلی پابه پای دخترش تکاپو و هياهو داشته باشد.

جنگ از پدر سعيده جسمی بيمار به يادگار گذاشته بود که فقط "بود"

هرچه بود پدرش بود و کوله باری از خاطرات و خطرات جنگ

خاطراتی از ۸ سال دفاع از ناوس ملت ايران و اميد از اينکه ناموس اش را بعد از او پاس خواهيم داشت.سعيده دو سال پيش پدرش را از دست داد.

آثار به جای مانده از سلاح های شيميايی ديگر توانی برای ماندن در او نگذاشته بود و او بايد می رفت و همسر و دختر نوجوانش را که يادگار سالهای جنگ و امام بود به ما میسپرد...ما چه کرديم؟!

ديروز مراسم ختم سعيده بود.مراسم ختم که نه!مادرش بود و چند نفر از اعضای خانواده و مهندس مير حسين موسوی و البته فضايی از غم و اندوه و بهت و حيرت

سعيده برای همراهی با جنبش سبز فقط به پشت بام خانهاش می رفت نه برانداز بود و نه مخملی فقط الله اکبر میگفت

تا اينکه شبی آمدند سه زن و دو مرد بودند او را بردند، برای هميشه!

امانتدارش که دلبندش را برده بودند به همهجا متوسل شد تا يادگار همسر شهيدش را باز يابد اما هرچه تلاش میکرد کمتر به نتيجه میرسيد، تا اينکه به درگاه يکی از اعضای نزديک به رييس دولت متوسل شد و او هم راهنماييش کرد تا به پشت سردخانهای صنعتی رسيد.

آری سعيدهاش را درآغوش گرفت اما چه سياه و چه سرد

چرا ديگر از آن نشاط و شور نوجوانی اثری نبود؟!

ديروز همه گريستند.

حسین فدائی، زاکائی و سروری شورای نگهبان آدم کش ها را نماینده مجلس هشتم کرد!


این جانب حدود 20 سال در شهرری زندگی می کردم. در اوایل انقلاب که آزادی های سیاسی زیاد بود و گروه های سیاسی می توانستند توسط هوادارانشان روزنامه یا اطلاعیه های حزبی و سازمانی شان را بین مردم توزیع کنند افرادی بودند که مانع این کار گروهها می شدند. سردسته این افراد در شهرری شخصی بود به نام حسن هیتلر که بعدا توسط هواداران مجاهدین به قتل رسید. اواخر سال 60 اینها افراد طرفدار این گروه های سیاسی را با جاقو، زنجیر و حتی با اسلحه گرم تهدید می کردند و برخی را همه به قتل رساندند.

پس از قتل حسن هیتلر، آقای حسین فدایی که آن موقع در کمیته ها رفت و آمد داشت و در حقیقت عضو کمیته بود ولی از همان موقع بصورت مخفی کار می کرد و در نقش مردم در اجتماعات حاضر می شد، کار حمله به طرفداران گروههای را بر عهده داشت .نامبرده در حقیقت پست حسن هیتلر را با گروه فاشیست خودش بر عهده داشت و امروز هم مزد آدم کشی های سالهای 60 به بعد خود را دریافت کرده است و نماینده مجلس و میلیارد شده است.
در این گزارش شک نکنید، چون خود من از قربانیان این جانی هستم که اکنون در خارج از ایران زندگی می کنم.

ضمنا، در باره مطلبی که تحت عنوان "مداحان و اوباش..." در این پیک نت منتشر کردید، چرا فقط نام یک نماینده مجلس را بعنوان قمه کش ذکر کردید؟ او تنها نماینده قمه کش مجلس نیست. حسین فدائی که سینه چاک دولت احمدی نژاد در مجلس است، از عاملین جنایات روی داده در کهریزک است. علاوه بر حسین فدایی، که تاکنون چند بار در مجلس از ضرورت دستگیری موسوی و کروبی سخن گفته و عضو ارشد فراکسیون اصولگرایان مجلس است و
دبیرکل جمعیت ایثارگران، از دو نماینده دیگر، یعنی سروری و زاکانی نیزبعنوان اعضای تیم فاجعه آفرینان در بازداشتگاه کهریزک نام ببرید.سروری پیش از نمایندگی مجلس، فرمانده بسیج پایگاه مقداد و زاکانی نیز فرمانده بسیج دانشجویی بوده است

پیک نت

یورش وحشيانه به زندانيان سياسی بند 4 زندان گوهردشت کرج


فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران:بنابه گزارشات از بند 4 زندان گوهردشت کرج صبح امروز حفاظت و اطلاعات زندان همراه با تعداد زيادی از نيروهای گارد زندان به زندانيان سياسی و ساير زندانيان بی دفاع يورش بردند و آنها را بصورت وحشيانه ای مورد ضرب وشتم و اهانت قرار دادند.


روز يکشنبه 8 شهريور ماه حوالی ساعت 0830 حفاظت و اطلاعات و تعداد زيادی از گارد زندان به بند 4 زندان گوهردشت کرج يورش بردند و زندانيان سياسی و ساير زندانيان را مورد يورش وحشيانه خود قرار دادند. گارد ويژه بصورت وحشيانه زندانيان بی دفاع را آماج باتون ها،مشت و لگد خود قرار دادند و با تحقير و اهانت تمامی زندانيان سياسی و ساير زندانيان را به محوطۀ زندان منتقل کردند. در اين يورش وحشيانه تعدادی از زندانيان مجروح شدند که از جملۀ آنها آقای سيد رضا حسينی 28 ساله با ضربات باتون از ناحيه دست زخمی گرديد. گارد زندان زندانيان را به مدت 5 ساعت در زير آفتاب و گرمای زياد قرار دادند .در طی اين مدت زندانيان حق استفاده از سرويسهای بهداشتی را نداشتند و زندانيان که بيمار مسن بودند از نوشيدن آب محروم بودند.


همزمان که زندانيان در زير آفتاب و گرمای زياد قرار داشتند به سلولهای آنها يورش بردند و حداقل وسائل که خانواده های زندانيان برای آنها تامين کرده بودند يا تخريب کردند و يا با خود بردندو يا اينکه آنها را پخش کردند .آنها همچنين دست نوشته ها و ياداشتها و ساير وسائل زندانيان سياسی را با خود بردند.


از جمله زندانيان که امروز مورد يورش وحشيانه قرار گرفتند و با ضرب و شتم و توهين و تحقير به محوطه زندان منتقل شدند آقای منصور اسالو رئيس هيئت مديره سنديکای شرکت واحد ، آقای شيرمحمد رضائی ،حميد و اصغر بنازداده از نجات يافتگان قتل عام 1367 ،محمد علی منصوری ،ارژنگ داودی ،افشين بايماني،صالح کهندل،علی معزي،هود يازرلو و ساير زندانيان سياسی می باشند.


پس از پايان يورش و حشيانه به زندانيان سياسی ،زندانی سياسی افشين بايمانی و آقای حامد حيدرپور از سالن نوجوانان سالن 12 به حفاطت و اطلاعات زندان برده شدند . آنها توسط نبی الله فرج نژاد تهديد به قتل شدند.نبی الله فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات خطاب به آنها گفت: شما را می فرستم به بند 1 و دستور ميدهم که با چاقو شماها را تک ،تک کنند ابتدا حامد را خواهيم کشت تا بدانيد که ما جدی هستيم و خطاب به آقای بايمانی سپس تو را همين بلا رابر سرت خواهيم آورد.


از طرفی ديگر امروز روز ملاقات خانواده های زندانيان سياسی و ساير زندانيان با عزيزانشان بود. خانواده ها که بعضی از آنها از شهرستان و با زبان روزه برای ديدن عزيزانشان آمده بودند. بر خلاف معمول که ملاقاتها صبح صورت می گرفت خانواده ها تا ساعت 13:00 با زبان روزه و در گرمای زياد در انتظار بسر بردند.


يورش وحشيانۀ امروز به دستور وزارت اطلا عات صورت گرفت و توسط علی حاج کاظم و علی محمدی رئيس و معاون زندان ،کرمانی رئيس حفاظت و اطلاعات زندان،نبی الله فرج نژاد معاون حفاظت و اطلاعات زندان ،شجاعی و حبيب کرمی صورت گرفت.کرمانی و نبی الله فرج نژاد خود شخصا در ضرب وشتم و توهين به زندانيان سياسی و ساير زندانيان شرکت داشت و به دستور آنها زندانيان با باتون ،مشت و لگد مورد ضرب وشتم قرار می گرفتند.

روشنگری

بازگشت مرتضوی بقدرت


نیک آهنگ کوثر


واکنش صالح نیک بخت، وکیل پدر یکی از جان باختگان به سخنان سرکرده انتظامی


روزنامه سرمایه: پس از انتشار اظهارات سردار رجب زاده در مورد کشته نشدن کسی در بازداشتگاه کهریزک، صالح نیکبخت وکیل دادگستری و سخنگوی انجمن دفاع از حقوق زندانیان، ضمن تاکید بر اینکه «آقای رجب زاده در چنین مواردی باید سعی کنند مستند و قانونی سخن بگویند»، به «سرمایه» گفت: «غیر از اینکه سخنگوی انجمن دفاع از حقوق زندانیان هستم، وکیل پدر امیر جوادی فر که در آسایشگاه کهریزک فوت یا کشته شده نیز هستمنیکبخت گفت: «براساس سوابق موجود و مدارکی که در اختیار ما است، امیر در ساعت شش بعدازظهر 18 تیر 88 در تقاطع خیابان شهدای ژاندارمری و دانشگاه، توسط افراد لباس شخصی دستگیر شده و مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت و به وسیله همین افراد هم به کلانتری 148 تهران در خیابان انقلاب نرسیده به وصال شیرازی منتقل شد. به دلیل اینکه حال او در اثر ضرب و شتم وخیم بود، ماموران کلانتری او را در ساعت 9 شب به بیمارستان فیروزگر منتقل کردند. در همین موقع خانواده او نیز از موضوع مطلع می شوند. در بیمارستان فیروزگر از امیر، اسکن مغزی گرفته می شود و عملیات لازم جهت بررسی خونریزی داخلی انجام و مشخص می شود هیچ علائمی دایر بر مشکل خونریزی مغزی داخلی مشاهده نشد

این وکیل ادامه می دهد: «تنها در عکس های متعددی که از امیر جوادی فر گرفته می شود مشخص می شود امیر از ناحیه آرنج، فک و بینی دارای آسیب دیدگی اساسی است. حدود ساعت 12 همان شب، بیمارستان فیروزگر امیر را ترخیص می کند و با اصرار خانواده و همکاری کلانتری مذکور، امیر به بیمارستان خصوصی لاله واقع در شهرک غرب تهران منتقل شده و در ساعت دو بامداد روز 19 تیر در آنجا بستری و تحت مداوا قرار می گیرد. در ساعت 9 صبح مجدداً امیر توسط متخصصان مغز، اعصاب، داخلی، گوش، حلق، بینی و چشم ویزیت می شود و با توجه به عکس های او مشکل خاصی تشخیص داده نمی شود. متخصصان او را تنها با مجوز مصرف داروی مسکن و یک قطره چشم مرخص می کنندصالح نیکبخت با تاکید بر اینکه تمامی مدارک پزشکی بیمارستان لاله مبنی بر سلامتی امیر جوادی فر موجود است، ادامه می دهد: «در ساعت یک بعدازظهر 19 تیر امیر از بیمارستان مرخص می شود و همراه با ماموران کلانتری 148 و خانواده مجدداً به کلانتری تحویل داده می شود. در این کلانتری عنوان می شود که شکایتی از طرف پایگاه مقاومت ف...غ که مقتول توسط آنان دستگیر شده بود، به دست آنان رسیده است

صالح نیکبخت می افزاید: «با توجه به این شکایت، در کلانتری 148 از آزادی امیر جوادی فر خودداری می شود و در این کلانتری نامه ای تنظیم می شود که در پی آن امیر در همان تاریخ 19 تیر همراه با ماموران و خانواده اش به پلیس امنیت تهران منتقل می شود. در پلیس امنیت تهران، امیر پس از 15 دقیقه به پلیس پیشگیری واقع در ضلع جنوبی میدان انقلاب اعزام می شود. در نتیجه امیر در همان روز در حالی که بر اساس اسناد پزشکی به جز دررفتگی آرنج و فک- که نتیجه ضرب و شتم لباس شخصی ها بود- در سلامت کامل تحویل پلیس پیشگیری تهران می شود اما با پیگیری های خانواده مشخص می شود در همان روز تا ساعت شش بعدازظهر دستگیر شدگان به زندان اوین یا جایی دیگر منتقل شده اند. خانواده امیر فردای آن روز به زندان اوین می روند اما نام امیر را در لیست 90 نفره دستگیرشدگان 18 تیر که به این زندان منتقل شده بودند، نیافتند

نیکبخت ادامه داد: «در پیگیری های بعدی به آنها خبر داده می شود کسانی که از پلیس پیشگیری منتقل شده اند یا به زندان اوین برده شده اند یا به بازداشتگاه کهریزک. با مراجعه خانواده به دادگاه انقلاب متوجه می شوند که نوشته ای در بیرون دادگاه نصب شده مبنی بر اینکه خانواده افراد دستگیر شده در روز 18 تیر، 10 روز دیگر مراجعه کنند. آنها مجدداً در تاریخ 23 تیر به زندان اوین مراجعه می کنند و متوجه می شوند که در فهرست افرادی که در این تاریخ از کهریزک به اوین منتقل شده اند نیز نامی از امیر نیست. سرانجام با پیگیری های خانواده از تاریخ 28 تیر تا سوم مرداد که 10 روز از دستگیری امیر گذشته بود، در ملاقات با قاضی مستقر در دادگاه انقلاب به خانواده امیر گفته می شود که به زودی بازجویی او تمام می شود و با قرار صادر شده توسط قاضی آزاد خواهد شد.

پدر امیر با امید به آزادی او به خانه می رود اما در صبح روز سوم مرداد ناگهان در خانه خود با ماموری مواجه می شود که از او می خواهد به پلیس امنیت شهرری مراجعه کند. پس از مراجعه پدر، او را جهت شناسایی جنازه امیر به پزشک قانونی کهریزک هدایت می کنند. در سالن پزشکی قانونی کهریزک جنازه امیر توسط خانواده شناسایی می شود و مشخص می شود جنازه امیر روز 23 تیرماه یعنی فقط چهار روز پس از اینکه امیر به پلیس پیشگیری تحویل داده شده بود، به این سالن تحویل داده شده است و ظاهراً در این مدت به هر دلیل به خانواده خبر کشته شدن امیر را 10 روز پس از فوت اعلام می کنند

نیکبخت ادامه داد: «در برگ پروانه دفن امیر آمده که علت مرگ تحت آزمایش است و در برگ گواهی فوت او قید شده که علت فوت نامعلوم استدر ادامه، خانواده امیر، اجازه برگزاری مراسم سوگواری نیافتند و پدر امیر به مراکز مختلفی احضار می شود و در آنجا جریان کشته شدن پسرش را توضیح می دهد. سرانجام درباره پرونده امیر جوادی فر سوال این است که اگر امیر تحویل کهریزک نشده، در فاصله روز اعزام از پلیس پیشگیری تا روز تحویل جسد او به پزشکی قانونی کهریزک، امیر کجا بوده است؟ زیرا در روند عادی هر بازداشتی که از یک مرکز پلیس انتظامی به مرکز دیگری منتقل می شود، با نامه رسمی اعزام و در موقع تحویل نیز رسید ارائه می شود، هرچند خانواده امیر جوادی فرد اسناد و مدارک دیگری هم دارند که موید مرگ فرزندشان در کهریزک است

صالح نیکبخت وکیل دادگستری

با سابقه در انتها به سردار رجب زاده فرمانده پلیس تهران توصیه می کند: «براساس مستندات درباره کشته شدن امیر جوادی فر و افراد دیگری مانند روح الامینی، سردار رجب زاده باید مستند و قانونی سخن بگویند زیرا سخنان ایشان با مستندات پرونده امیر جوادی فر و دیگران همخوان نیست. ضمناً باز تاکید می کنم که تمامی اسناد پزشکی امیر جوادی فر دال بر سالم بودن ایشان در بیمارستان فیروزگر و لاله موجود است

هشدار به تیم کودتا...

همانطور که می‌‌دانید رهبر کودتای انتخاباتی (خامنه ای) در نماز جمعه ۲۹ خرداد نه تنها نتیجه قلابی انتخابات را تایید کرد بلکه دستور سرکوب شدید معترضین به انتخابات را نیز صادر کرد. همگان می‌‌دانیم که در طول ۲ ماه گذشته وحشیانهترین سرکوبها از جمله تجاوز جنسینه تنها صدای آزادی خواهانه ملت را خاموش نکرد بلکه نفرت عمومی را از شخص خامنهای هر چه بیشتر افزایش داد. اکنون که خامنهای متوجه شده که سرکوب شدید جواب نمی‌‌دهد به در یوزگی افتاده تا شاید بتواند اندکیاز آبروی بر با د رفته خود را حفظ نماید. ایشان ۱۰ سال پیش در ماجرای قتلهای زنجیرهای با قربانی کردن سعید امامی از آنبحران عبور کرد. خامنهای همان خامنهای هست. تاکتیک همان تاکتیک می‌‌باشد. در حال حاضر نیز به طور قطع و یقین افرادی را قربانی خواهد کرد تا شاید بتواند از بحران کنونی عبور کند. سخن من به کسانیمی‌‌باشد که در سرکوب ملت ایران نقش مستقیم و یا غیر مستقیم داشته اند. همانطور که می‌‌بینید سعید مرتضوی شروع این سناریو می‌‌باشد.مطمئناً شما ها در نوبت بعدی خواهید بود. آیا می‌‌خواهید کنار ملت بمانید یا همانند صدام در دادگاه ملت حضور یابید؟؟؟ انتخاب با شماست. آغوش ملت همیشه باز نخواهد بود

بسوی دمکراسی

مشورت احمدی نژاد در رابطه با دولت دهم


فراموش نخواهیم کرد