سرخط خبرهای پیک ایران

۱۳۸۸/۶/۷

سعید مرتضوی از دادستانی تهران کنار گذاشته شد

29/08/2009

روز شنبه، آیت الله صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی در حکمی سعید مرتضوی، دادستان تهران را برکنار و عباس جعفری دولت آبادی را به عنوان دادستان عمومی و انقلاب تهران انتخاب کرد.

سعید مرتضوی، به واسطه نقشی که در سال های گذشته در سرکوب مطبوعات و فعالان سیاسی و مدنی داشته با انتقادهای گسترده ای در داخل و خارج از کشور روبرو بوده است.

در تحولی دیگر، روز شنبه

Iranian police dispersing demonstrators at the Behesht-e-Zahra cemetery in Tehran, 30 jul 2009

سرتیپ عزیزالله رجب زاده، فرمانده نیروی انتظامی تهران، اعلام کرد همه کسانی که به بازداشتگاه کهریزک منتقل شدند با حکم قضایی بوده و کسی در بازداشتگاه کشته نشده است.

فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ گفت ۱۴۰تا ۱۴۵نفر از بازداشت شدگان به علت نبود جا به مدت سه روز در کهریزک نگهداری شدند.

رجب زاده افزود در روز دوم نگهداری این افراد در کهریزک مسئول مربوطه را خواستم و تذاکرات لازم را به او دادم.

چندی پیش، آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، به دلیل اعتراض ها به نحوه برخورد با معترضان در بازداشتگاه کهریزک دستور تعطیل این بازداشتگاه را صادر کرد.

بازداشتگاه کهریزک در جنوب تهران واقع است و صدها نفر از بازداشت شدگان ناآرامی های اخیر انتخاباتی به آنجا منتقل شدند.

این فرمانده ارشد پلیس تاکید کرده که نیروهای ضد اغتشاش به کسانی که آشوب به پا می کنند رحم نخواهد کرد.

در حالی که تصاویری از تخریب خودروها و اموال مردم توسط برخی ماموران نیروی انتظامی پخش شده است، سرتیپ رجب زاده در این ارتباط گفته است شاید چند مامور ما تحت احساسات و دور از دید فرماندهان، خساراتی را به مال مردم وارد کرده باشند اما این موضوع یک دستور سازمانی نبوده است.

در همین حال سردار عزیز جعفری ، فرمانده سپاه پاسداران، امروز شنبه ادعا کرد در حوادث اخير ۱۳ نفر از نيروهای بسيج و حدود ۷ نفر از نيروهای مردمی که بعضا سابقه بسيجی نيز داشتند، به شهادت رسيدند که نيروهای مردمی در ترورهای کور و نيروهای بسيجی با اقدام از پيش تعيين شده به وسيله زير گرفتن با خودرو يا با پرتاب سنگ و اشيای مختلف به شهادت رسيدند.

به گفته جعفری، از مخالفين و معارضين نيز ۹ نفر کشته شدند که مقايسه اين آمار نشان میدهد نيروهای امنيتی و بسيج عليرغمگستردگی بالای اين حوادث به خوبی متوجه حفظ جان مردم بودند

رادیو صدای آمریکا

Balatarin

فاطمه رجبی و باز هم مخالفت با وزارت زنان

فاطمۀ رجبی، کاشفِ معجزۀ هزارۀ سوم، در هر حال مخالف حضور زنان در در کابینۀ «معجزه، یعنی احمدی نژاد» است. آسمان-ریسمان کردن هایش نیز جالب و خنده دار است! یک روز با تکیه بر گفتار این امام و آن نایب امام، زن را در حد و اندازۀ وزارت و تصدی یک مقتم کلیدی نمی داند. روز دیگر زنان متصدی در امور اجرایی جوامع، عروسک های ویترینی میداند امروز بر این ادعاست که تصدیی پست وزارت و یا هر پست کلیدی دیگر دونِ شان مقام والای زن است! و.....

موضعگيري انديشهاي و اعتقادي اينجانب عليه وزارت زنان، نه تنها اهانت، بيتوجهي و كمارزش دانستن توانمندي، ظرفيت و قابليت زنان مسلمان، به ويژه زن شيعي ايران نيست، بلكه رويكردي دقيقا معكوس است. بهتر است بگويم واكنشي است نسبت به رفتارهاي ابزارگرايانه، سطحينگرانه و تبليغاتي نسبت به جايگاه و شخصيت رفيع زن و حفظ قدرتطلبي رقابتآميز برخي زنان با مردان.

معتقدم و بر اساس آموزههاي قرآن كريم و سنت معصوم عليهالسلام، آموختهام زن، سازنده جامعه است. زن سازنده انديشه و اعتقاد، رشد و بالندگي، امنيت و آرامش، فرهيختگي و سلامت جامعه است. اين نقش منحصر به فرد نه در توان مردان است، و نه خداوند عليم و قادر متعال، براي مرد چنين نقش تعيينكنندهاي را اراده فرموده است. زن معلم است و مربي. انسانساز است و تاريخساز، عامل پويايي است و دانايي. زن محور همه خوبيهاست. و سرامد خوبيها و نماد خوبيها «بندگي حق» است كه زن عامل ساختن بندگاني آزاد از هر بند شرك و نفاق و كفر و الحاد است. اما اين نقش و جايگاه، اين ظرفيت و محوريت چگونه در پست و مقام خلاصه ميشود و يا در اين «قفس تنگ و تقليدي از غرب» كارآمد خواهد بود؟

آيا داشتن چند وزير مانند حضور تعدادي نماينده، تبلور ارزش و كرامت بينظير زناني است كه با دانش و بينش، درايت و تدبير، مديريت و خلاقيت، سكاندار خانههايي هستند كه جامعه را برپا ميدارند و اوج ميدهند؟

آيا زن دانشمند و انديشمند، اگر مادري را انتخاب كند و انديشه پربار خويش را در مسير شكوفايي جامعه و در گستره كار علمي تحقيقي در بسترهاي حوزه و دانشگاه، عرضه نمايد «ناديده» گرفته شده و توانمندي و مديريت او زير سؤال رفته و به «حذف» محكوم گرديده است؟

آيا كار اجرايي و مسابقه و رقابت نا به جا با مردان و تلاش در نفي شايستهسالاري با جايگزيني «زنسالاري» در وزارت و وكالت بيانگر ارزش والاي زنان است؟ اگر يك كابينه كاملا از زنان متشكل شود چه نشاني از انديشهگري، دانش و بينش و خلاقيت و ارتقاي شخصيت با كرامت و والاي زنان خواهد داشت؟ همچنان كه وزارت و رياست، وكالت و قضاوت مردان نيز گرچه ضرورت همه جوامع است، اما نماد برتري دارنده آن مناصب بر نخبگان فكري و علمي نيست؟ چه رسد به ملاك تقوا و پايبندي به شريعت.

بانوان ايران زمين! اگر اسوههايي چون زهراي مرضيه سلام الله عليها و زينب كبري و ... در اين عرصه مقدستر از آنند كه به قياس گذارده شوند، كه چنين است، و اصولا جايگاه منحصر به فرد آنها در حوزه كار اجرايي نبوده و نيست. تا بتوان با التقاط و انحراف بدان تمسك جست، اما ميتوان در تاريخ تمدن اسلامي ايران زنان برجستهاي را ديد، زناني كه به دليل شعور و دانش، انديشه و توان علمي و فرهنگي جايگاه ويژه و بالايي يافتهاند، آنان كه هرگز هوس وزارت نداشته، حتي به چنين مقولاتي نينديشيدهاند. كافي است، مرحومه «پروين اعتصامي» را نام برد كه در دوران سياه رضاخاني، نه تنها به پليديهاي غربزدگي آن فرهنگستيزيها نيالود، بلكه طبع بلند و ذوق سليم خود را با توشه پربار از دانش و معرفت اسلامي آميخت. پروين اعتصامي زني ماندگار در ادبيات ايران، بلكه در فرهنگ اسلامي است. آيا خطباي ديني در گذشته كه دينشان به سياسيكاري نيالوده بود، از اشعار معرفتي و سازنده اين بانوي عظيمالشان در منبرها سود نميجستند؟ همين بس كه از اين بانوي فرهنگساز با اين بيتهاي ياد شود:

آن كه خاك سيهاش بالين است

اختر چرخ ادب پروين است

صاحب آن همه گفتار امروز

سائل فاتحه و ياسين است

و اين يعني فرهنگ و شعور و دانش و بينش اسلامي در رفتاري دنياگريزانه. اينك دهها و شايد صدها بانوي با فرهنگ و داراي علم و دين در سراسر اين كشور حضور انديشهاي دارند، همانها كه كمترين هوسي براي وزارت ندارند، بلكه عطاي اين رقابت و مسابقه فمينيستي را به لقايش بخشيده، آزمايشگاه و كتابخانه، كلاس درس و مطالعه، پژوهش و نوشتن را در آن ترجيح دادند.

بانوان ايرانزمين! مخالفت با وزارت زن، تكريم و بزرگداشت زن مسلمان است. احترام به شخصيت والاي زن ايراني است. و اعلان مرزبندي دينمدارانه، آگاهانه و ارزشمدارانه خواستها و اصول و افكار زن مسلمان ايراني است، با غربزدگان فمينيست از نوع اسلامي يا الحادي است.

انصار نیوز



Balatarin

عقب نشینی سنگین اعترافگیران از تهمت اخیر به خاتمی


روزنامه جوان و سایت منتسب به مشایی و دامادش ادعای مطرح شده علیه سیدمحمدخاتمی را که در دادگاه از زبان کیان تاجبخش مطرح شده بود، پس گرفتند و ادعایی کاملا متفاوت مطرح کردند.

این روزنامه و سایت نوشتند:

پس از انتشار جوابیه سید محمد خاتمى مبنى بر تکذیب دیدار خود با جورج سوروس که با حضور آنتونى ریکتر معاون خاورمیانه بنیاد سوروس، جورج سوروس و شخصى به نام «نیر» انجام شده بود یک منبع آگاه اطلاعات جدیدى از بنیاد سوروس و سفر معاون این بنیاد به ایران در زمان خاتمى در اختیار ما قرار داد.

این منبع آگاه گفت: آقایان که دیدار خود با سوروس را تکذیب مى کنند نمى توانند منکر این مطلب شوند که آنتونى ریکتر معاون خاورمیانه و ایران جورج سوروس در زمان ریاست جمهورى خاتمى به ایران سفر کرده است.

وى افزود: ریکتر در این سفر دیدارهایى با مسؤولان دولت خاتمى و مشاوران برجسته وى از جمله (س.ح) و (م.ت) و چند تن از معاونان وى داشته است.
سفر ریکتر به ایران در آن ایام با مخفى کارى و پوشش شدید اطلاعاتى که توسط برخى نهادهاى امنیتى ایجاد شده بود صورت گرفت.

با این حساب طبق ادعای جدید, به جای آن که خاتمی با سوروس صحبت کرده باشد، حجاریان و تاج زاده با معاون سوروس ملاقات کرده اند!

آینده

Balatarin

افزایش اختلافات میان دولت و مجلس نمایندگان مهمانی احمدی نژاد را تحریم کردند

پنجشنبه ۵ شهریورماه ۱۳۸۸ , 2009 Aug 29 | نظر 0

به علت عدم تمایل جمع کثیری از نمایندگان مجلس برای حضور در این مراسم این دیدار برای رایزنی های بیشتر و جلب رضایت نمایندگان به دوشنبه هفته آینده موکول شده است.

در حالی که خبرگزاری فارس از قول ولي اسماعيلي عضو شورای مركزي فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس مدعی شده است با توجه به اين كه اكثريت نمايندگان مجلس به خاطر هفته دولت و برای شركت در مراسم های افتتاحيه به حوزه های انتخابيه خود سفر كردند قرار بر اين شد كه نمايندگان مجلس شورای اسلامي در ضيافت افطاری روز دوشنبه هفته آينده با محمود احمدي نژاد ديدار و گفتگوكنند.
این خبر در حالی منتشر می شود که پيش ار اين اعلام شده بود كه اين ديدار چهارشنبه برگزار خواهد شد. بنابر خبرهای موثق از یک منبع اگاه در مجلس به علت عدم تمایل جمع کثیری از نمایندگان مجلس برای حضور در این مراسم این دیدار برای رایزنی های بیشتر و جلب رضایت نمایندگان به دوشنبه هفته آینده موکول شده است.
همچنین خبر می رسد رایزنی های گسترده ای برای حضور تعداد بیشتری از نمایندگان در این مراسم آغاز شده است. در همین حال به علت عدم عدم شرکت بسیاری از چهره های شاخص اصولگرایان ، دخالت مقامات عالی رتبه برای مجبور نمودن نمایندگان ناراضی برای حضور در این جلسه قوت گرفته است.
برخی نمایندگان معتقدند در حالی که احمدی نژاد بدون توجه به دیدگاه نمایندگان کابینه ی خود را معرفی نموده برگزاری جلسه توجیهی ، عملی به مراتب توهین آمیز تر قلمداد می گردد.

رویداد
Balatarin


پاسخی به افاضات آقای احمدی نژاد


دست نفوذىها رو شد (سندشموجود است)

(سايه روشن)
کيوان آذرپندار
آقاى احمدىنژاد ديروز در سخنانى که پيش از خطبههاى نماز جمعه تهران ايراد شد مطالبى را مطرح کرد که اشاره به برخى از آنها خالى از فايده نيست.
1- «دموکراسىهاى رايج دنيا يک نمايش و يک طراحى از پيش تعيين شده است
اى کاش مصاديق دموکراسىهاى نمايشى و از پيش طراحى شده دنيا مشخص مىشد تا مخاطب با نوع نگاه ايشان آشنايى بيشترى مىيافت.
2- «مردم ما در اين انتخابات دموکراسىهاى مبتنى بر ثروت، فريب و رسانههاى دروغگو را درهم شکسته و زير سوال بردند
باز هم بهتر بود مشخص شود که منظور از ثروت و فريب چيست؟ رقبا که پولى براى توزيع نداشتند حتى سيبزمينى و... هم توزيع نکردند. از نظر امکانات تبليغاتى و پشتيبانى هم دروضعيت حداقلى بودند. رسانههاى آنها هم تاب رقابت با رسانههاى دولتى و يا صدا و سيما را هم که نداشت. از فرصت اضافه رسانه ملى هم که برخوردار نبودند.
3- «دشمنان هر چه داشتند اعم از پول، رسانههاى مختلف و کارشناسانى که توانسته بودند براندازى سفيد و سرخ و سياه را در دنيا هدايت کنند، به صحنه آوردند... ولى شکست خوردند
اگر براندازى سفيد و سرخ و سياه را هم توضيح دهند شايد منظور ايشان بهتر فهميده شود. اين واژهها شباهت زيادى به ادبيات افرادى دارد که در گذشتههاى دور استفاده مىشد و فعلا امکان پرداختن به آن نيست.
4- احمدىنژاد با اشاره به رفتار برخى کشورهاى خارجى گفت: «در حال حاضر به ما پيغام مىدهند و مىگويند مىخواهيم اصلاح کنيم اميدواريم که رفتار و نيت خود را اصلاح و در واقع به سمت اصلاح حرکت کنند
شما را با خدا يکى از اين کشورها را نام ببريد تا مردم با اين کشورها و رفتارهايشان بيشتر آشنا شوند.
5- «معلوم شد که انتخابات سالمترين و پاکترين بود و بهرغم همه ادعاها هيچ سندى که نتايج انتخابات را مخدوش کند ارائه نکردند
ظاهرا آقاى احمدىنژاد گزارشهاى تفصيلى کميته صيانت از آراى مهندس موسوى را مطالعه نکرده است توصيهمىشود اسناد، شواهد و مدارکى که توسط اين کميته به دفعات مطرح شده و البته امکان چاپ در مطبوعات را نيافته مطالعه کنند.
6- «من مىخواهم اعلام کنم اين کارها که در کوى دانشگاه و برخى بازداشتگاهها و امثال آن انجام شد بدانيد که اينها هم اجزاى سناريوى دشمن بود. اينها توسط وابستگان به جريان برانداز انجام شد. ما امروز اسناد و شواهد و دلايل روشنى داريم.
ساحت نيروهاى انقلاب و نيروهاى امنيتي، نظامى و اطلاعاتى از اين کارهاى شرمآور مبراست... مطمئن باشيد که نفوذىهاى جريانبرانداز در سناريوى دشمن، فساد و اقدام کردند
شايد مهمترين بخش از اظهارات آقاى احمدىنژاد همين قسمت باشد بالاخره مشخص شد که حمله به کوى دانشگاه و حوادث بازداشتگاهها هم کار نفوذىها بوده است و اسناد آن هم موجود است!‌ فقط نمىدانيم چرا اسامى اين نفوذىها اعلام نشده يا اسناد و مدارک آن منتشر نمىشود.
7- «کسانى هم که حقوقشان زياد شده مراعات کنند و به بازار زياد فشار نياورند و پولهاى خود را پسانداز کنند
بالاخره افرادى هم پيدا شدند که به علت افزايش حقوقها مىتوانند بازار را با مشکل مواجه کنند و احتمالا با همين توصيه به جاى خريد از بازار و ايجاد فشار کاذب به پسانداز در بانک روى آورند. احتمالا از فردا بانکها با افزايش سرمايه به ميزان چند برابر مواجه مىشوند.


حیات نو


Balatarin

احمدی نژاد در نماز جمعه

به قلم : فواد روستائی

تاریخ انتشار مقاله 28/08/2009 به روز شده 28/08/2009 15:42 TU

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران، در یک سخنرانی در مراسم نماز جمعه در تهران، حمله به کوی دانشگاه ودیگرتجاوزها به حقوق مردم معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری را اجرای سناریوی دشمن خواند و گفت این اقدامات توسطوابستگان به جریان براندازی انجام شد.

رئیس جمهوری اسلامی ایران، در یک سخنرانی در مراسم نماز جمعه در تهران

احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنرانی امروز بر ضرورت برخورد با سران جریان و عوامل اصلی اغتشاشات تأکید کرد بدون آن که در این مورد ازکسی نام ببرد. رئیس جمهوری اسلامی ایران به ذکر این نکته اکتفا کرد که باید با کسانی که ساماندهی و تحریک کردند برخورد جدی شود.

احمدی نژاد به گزارش ایرنا هشدار داده است که مبادا عناصر اصلی اغتشاشات از امنیت برخوردار باشند. رئیس جمهوری اسلامی ایران در دنبالۀ سخنان خود ضمن اشاره به حمله به کوی دانشگاه و کشته و زخمی شدن شمار کثیری از مردم در جریان تظاهرات پس از انتخابات به دفاعی بی سابقه از نیروهای دولتی پرداخت و گفت ساحت نیروهای انقلاب اعم از امنیتی، نظامی، انتظامی و اطلاعاتی از این اقدامات مبراست.

محمود احمدی نژاد مدعی شد که در جریان اعتراض و تظاهرات مردم بسیجیان در خیابان ها کتک خوردند و دم بر نیاوردند. محمود احمدی نژاد این سخنان و درخواست برخورد با رهبران جنبش اعتراض به نتایج انتخابات را درست چهل و هشت ساعت پس از سخنان آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران مطرح میکند که لحنی نسبتاً آرام کننده داشت. رهبر جمهوری اسلامی ایران در سخنرانی پریروز برای دانشجویان گفته بود که پیشقراولان حوادث پس از انتخابات را به دست نشاندگی بیگانگان متهم نمی کند چرا که چنین چیزی برای او ثابت نشده است. رهبر جمهوری اسلامی ایران علاوه بر این در مورد تعرض ها و تجاوزها نیز از محاکمه شدن عوامل آن خبرداده و تأکید کرده بود که به هرنیروئی متعلق باشند باید با آنان برخورد شود.

سخنان محمود احمدی نژاد در نماز جمعه نشانه ای از اختلاف دیدگاه او با رهبر جمهوری اسلامی است؟ با توجه به سخنان آیت الله خامنه ای در مورد مجازات متخلفان از قانون، دفاع بی قید و شرط محمود احمدی نژاد از نیروهای انتظامی، نظامی و امنیتی و اطلاعاتی را چگونه می توان توجیه کرد؟ این پرسش ها را در گفتگوئی کوتاه با سعید رضوی فقیه، روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل ایران در تهران در میان نهاده ایم.

سعید رضوی فقیه، روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل ایران

Balatarin

گورهای بی نشان خاوران شهادت می دهند

منصور امان

فراخوان خانواده های زندانیان سیاسی جان باخته در جریان کُشتار 67 به گردهمایی در خاوران، رشته اعصاب آمران و عاملاناین جنایت را به هم ریخت. صدها گُماشته امنیتی، لباس شخصی و اونیفورم پوش از نخستین ساعات روز آدینه، گُلزار خاوران و مسیرهای مُنتهی به آن را به مُحاصره درآوردند تا از شهادت مزارهای بی نشان و گورهای دسته جمعی در برابر وُجدان عُمومی و تریبون داوری آن جلوگیری کرده باشند. ُ

بنا به گُزارشهای مُنتشر شُده، دژخیمان آیت الله خامنه ای افزوده بر تهدید، آزار و ضرب و شتم خانواده ها و تجُمع کُنندگان در خاوران، شُمار نا مُشخصی را نیز دستگیر کرده اند.

گُسیل گله ی اوباش به خاوران، بخشی از واکُنش سراسیمه و خشم آلود قاتلان فرزندان میهن به اشاره ی مُستقیم به دستهای خونین آنها است. آنها در هفته های گُذشته تلاش کرده بودند با تهدید حُضوری و تلفُنی خانواده های قُربانیان خود و پراکندن جو وحشت در میان آنها و نیز کسانی که همراه آنان یاد و نام جانباختگان راه آزادی و عدالت را پاس می دارند، از طرح جنایت سازماندهی شُده توسُط آیت الله خُمینی و بالاترین مقامهای مذهبی و سیاسی رژیم ولایت فقیه جلوگیری کُنند.

حساسیت حُکومت و دستگاه های امنیتی آن نسبت به یادآوری جنایت مزبور به ویژه از رو به چرک نشسته است که این روزها به شدت درگیر شُستن خونهای هنوز گرم از دستان خود و توجیه گورهای تازه ای هستند که در پُشت سر به جا گُذاشته اند. در همان حال که اسناد کُشتار ده ها تن از دستگیر شُدگان و رفتار کثیف قصابان تحت امر آیت الله خامنه ای با دستگیر شُدگان در سطح جامعه دست به دست می شود، گردهمایی بازماندگان و شاهدان یک کُشتار دیگر در سال 67، فشار خُردکُننده انزجار و خشم همگانی علیه "نظام" و نمادها و آدمهای آن را به دو چندان افزایش می دهد.

از سوی دیگر، در حالی که آیت الله خامنه ای و گُماشتگان وی تلاش می کُنند تازه ترین جنایات خود را با انتساب به "ماموران مُتخلف" و "بازداشتگاه غیر استاندارد" بی آزار و استثنایی جلوه دهند، ورق خوردن کارنامه خونین "نظام" در خاوران، این توجیهات را بی اثر ساخته و ثابت می کُند که شکنجه و کُشتار مُخالفان و مُعترضان، قاعده "نظام" و روش سیستماتیک و پیش بینی شُده آن برای پاسداری از سُلطه خود بر جامعه است.

ایران پرس نیوز

Balatarin

چه بودم ؟ چه شدم ؟ چه بر سر باورهای دینی من آمد ؟

در باغ پدر بزرگ نشانی از آب گرم و لوله کشی در قسمت ما نبود . در 5 سالگی برای گرفتن
وضو باید یخ استخر را درزمستان می شکستیم . در ماه رمضان در هوای مناسب , بر روی
تخت در محوطه , خوردن افطاری و سحری عالمی داشت که هنوز که هنوز است و بعد از
گذشت آن همه سال ,مرور آن برایم بسیار جالب است .
اوضاع در دبیرستان فرق کرد . زمانه نیز عوض شد . دوستان دیگری و پارتی و سینما و
........اما برنامه های محرم و رمضان جای خود را داشتند . این برنامه ها برای همه مردم
گرامی داشته می شد , حتی برای اقلیت های دینی .
دانشگاه و بعد از چند سال انقلاب 57 و بعد نزول اجلال شیطان بزرگ به مام میهن که با
دروغ و کشت و کشتار و تزویر و ریا بود , افق دیدگاه مرا نسبت به دین دچار تزلزل کرد.
همیشه سعی می کردم خود را راضی کنم یا قانع کنم که کارهایی که اینها می کنند , هیچ نوع
ارتباطی با دین ندارند اما قانع نمی شدم .
مخالفین مذهبی رژیم نیز بر این عقیده بودند که هیچیک از اعمال عمال حکومتی از خود خمینی
گرفته تا دیگران , هیچ ارتباطی با دین و مذهب ندارد و اینها با این کارهایشان دارند به دین
لطمه می زنند .بگیر و ببندها و زندانها و شکنجه ها و اعدام ها و مصادره اموال مردم از جمله
کارهایی بود که همیشه نام اسلام را بر خود داشت .
به کتابهایی که مربوط به صدر اسلام بود , رجوع فراوانی کردم . حتی بسیاری از کارهای
آن زمان را نیز مغایر با افکار خودم یافتم . سوالات بسیاری نیز داشتم و همیشه از کسانی که
ادعای مذهبی بودن داشتند می پرسیدم , اما با برخوردهای نامناسب روبرو می شدم و تهمت
کفر هم به دیگر عناوین من اضافه شد ! برده داری , رفتار با زنان , رفتار با اسرای جنگی ,
مسلمان شدن یا کشته شدن , تقسیم غنایم و ازاد گذاشتن در چپاول و ....همگی کارهایی بود که
در همان صدر اسلام نیز انجام می شد .
الآن هم بعد از سی سال جنایتکاران به نام دین و اسلام هرچه می خواهند می کنند . میگیرند ,
می بندند و می زنند و می کشند و مصادره می کنند و جان می ستانند . به نام خدا و امام زمان
و نایب برحقش و ولی فقیه و کوفت و زهر مار .
تنها اتفاقی که برای من روی داد , همان نوک سوزن اعتقادم نیز به باد رفت . دیگر خود را
مدیون چیزی به نام دین نمی دانم و باری را بر دوشم حس نمی کنم . خودم هستم و خودم و
افکار خودم . درست یا نادرست .
به راستی ما چه بودیم ؟ بر ما چه گذشت ؟ چرا اینچنین شدیم ؟ بر سر باورهای قشنگ
کودکی و جوانی ما چه آمد ؟ چه چیزهایی را به نام دین و اسلام در پاچه ما فرو کردند ؟
چرا این همه سوال برای ما پیش امد ؟
دیگر منتظر هیچ جوابی برای این سوالات نیستم . به همین وضع کنونی راضیم .
1 نظر:

ناشناس گفت...

مطلب جالبی بود. من هم دقیفا همین تجربه شما را داشته ام. اما الان اینگونه نیست که ندانسته اون تفکرات قدیمی را کنار گذاشته باشم بلکه با دلیل و عقل و منطق به این نتیجه رسیده ام که دین افیونی بیش نیست.
توصیه میکنم کتاب "تولدی دیگر" نوشته " شجاع الدین شفا" رو حتما بخون(میتونی تو گوگل سرچ و دانلود کنی). این کتاب فوق العاده است و با بیان منطقی خیلی از اون سوالاتی که برات پیش اومده رو پاسخ میده. این کا حداقل به آدم این ارامش رو میده که اشتباه نمیکنه و برای نحو تفکرش دلیل منطقی داره.
پایدار باشی

از : دارالمجانین
Balatarin

"سرکوبی بيشتر فقط نارضائی را بيشتر ميکند"


صدای آمريگا : نيويورک تايمز در سرمقاله خود زيرعنوان " شرم بر ايران" می نويسد اپوزيسيون سياسی ايران به چالش گرفتن ملاهای تندرو حاکم را بيشتر از آنچه بسياری ممکن است پيش بينی کرده باشند ادامه ميدهد. اعتراض هائی خيابانی که کشور را پس از انتخابات ساختگی دوازدهم ژوئن رياست جمهوری تکان داد کم رنگ شده است، اما جرات صحبت کردن عليه بدرفتاری فزاينده رژيم از بين نرفته است.

نيويورک تايمز می نويسد اوايل اين ماه مهدی کروبی، معمم اصلاح طلب نفر چهارم در ميان رقيبان رياست جمهوری، با طرح اين اتهام که به بعضی از هزاران مرد و زن بازداشتی در اعتراض های پس از انتخابات مورد اختلاف تجاوز شده است، بسياری از ايرانيان را به حيرت کشاند. آقای کروبی حتی بعد از آنکه دولت اتهام را به عنوان دروغ محض رد کرد پای حرف خود ايستاد. او خواستار تحقيق شد و گفت چهار نفر حاضرند شهادت بدهند به اين شرط که ايمنی شان تضمين شود. او گفت اگر دولت به تکذيب حقايق ادامه دهد و وی را برای گفتن حقيقت به ترساند نا گفته ها را ميگويد.

نيويورک تايمز می نويسد مير حسين موسوی رهبر اپوزيسيون مواردی تکميلی ارائه داد. او گفت ايادی حکومت مسئول تجاوزها بوده اند، و روز سه شنبه يک نماينده معرفی نشده مجلس گفت تحقيقی رسمی مويد آن است که تجاوزها رخ داده است. اين موضوعی حساس است. شايعات راجع به آزار جنسی در زندان های ايران پس از انقلاب ۱۹۷۹ رايج بوده است اما اين نخستين بار است که علنا مطرح ميشود.

نيويورک تايمز می نويسد بدبختانه بنظرميرسد دولت دراذعان به اينکه بعضی از بازداشتی ها شکنجه شده اند کمتر خجالت می کشد. قربانعلی دری نجف آبادی، مقامی ارشد در قوه قضائيه، در يک کنفرانس خبری گفت اين وقايع اشتباه بوده است. در قانون اساسی و ديگر قوانين ايران شکنجه منع شده است، اما گزارش سال ۲۰۰۸ وزارت امورخارجه آمريکا در باره حقوق بشرحاوی مواردی متعدد و موثق ازشکنجه زندانيان طی سالها توسط نيروهای امنيتی و زندانبانان است.

نيويورک تايمز می نويسد انتخابات و خشونت های پس از آن در ميان رهبران سياسی و مذهبی کشور شکاف و جدائی بيسابقه ای بوجود آورده است. سرکوبی بيشتر، به احتمال قوی فقط نارضائی را بيشتر ميکند. ما اميدواريم محافظه کاران بيشتری در طلب مجازات برای کسانی که با زندانيان بدرفتاری کرده اند به اپوزيسيون ملحق شوند، و تندروها نيز در تهديد های شوم عليه آقای کروبی و آقای موسوی بخاطر صحبت کردن تجديد نظر کنند.


صدای آمریکا
Balatarin


چاق سلامتی جانانه با رهبر


سیدعلی جان، سیدعلی جان! حال و احوالت چطوره؟
حالتِ پارینه ات چون؟ مالِ امسالت چطوره؟

کیفِ محمودِ ملیجک جان، بحمداله کوکه؟
جنتیِ جائر و مصباحِ رمال چطوره؟

اخمِ آقازادۀ گل، مجتبی جان واشد از هم ؟
جانشینی ترگل و تالیِ افعالت چطوره؟

بام غلتانت بعون اله می غلتد کماکان؟
توپولف هایت چسان؟ سجیل و زلزالت چطوره؟

حالِ بادمجان چین ها که بلطف اله خوبه؟
پاچه خوارانت چسان؟ پی مال و پامالت چطوره؟

خاتمی و یزدی و آن کاسه لیسان دگر چون؟
حالِ کیهانیِ گول و پاچ ورمالت چطوره؟

آخ بمیره مادرت! گویی که چرتت فلفلی شد!
خطِ آقا خط خطی شد، تو خط و خالت چطوره؟

چون شد آن توپ و تشرهای غلیظِ خنده دارت؟
کل کلِ کشکیت کو؟ هان! جار و جنجالت چطوره؟

با خس و خاشاکِ جاریِ خیابان در چه کاری؟
روزگارت کشمشی، آسید علی حالت چطوره؟

یاور استوار
Balatarin


نترسون با صدای داریوش



Balatarin

طلسم دیو قلعه وحشت


تابوی لاجوردی هنوز مرا رنج می دهد.

پس از گذشت 28 سال توانستم بسیاری از چهره های زشت را فراموش کنم. بجز دو چهره. حاج اسدالله لاجوردی و حاج داود رحمانی! هیچگاه سعی نکردم نزد احدی، حتی غمخوار نزدیکی که درک می کند چه می گویم، از خاطرات زندانم بگویم زیرا این را در گنجینه پرارزشم سپرده ام تا روزی آن را به فرزندان لایق وطن هدیه کنم تا با آگاهی تمام در یابند که در اوین مخوف چه گذشت. بزرگترین سرمایه ام اکنون افتخار بودن شش سال در کنار قهرمانانی بود که حلاج وار ندا سر دادند: اقتلونی یا ثقات! (یاران بکشید مرا!) و به معراج شتافتند.

خواهران و برادرانی که گوهر وجودشان بر پیشانی تاریخ وطن حک شده است .امروز در سایتی چشمم به عکس لاجوردی افتاد و گورهای بی نام 44 شهید در قطعه 302. نتوانستم خود را نگه دارم و باز هم زخم کهنه ام را بپوشانم. در این روزها که بحث زندان و شکنجه و تجاوز پیش می آید دوباره تابوی روزهای وحشت سالن 209 زنده می شود و دو باره باید به قرص متوسل شوم. می گویند زمان بهترین طبیب دردهاست. کاملا درست است.

تا کنون توانسته ام بسیاری از صورت های زشت را از ذهنم پاک کنم، بجز دو صورت شیطانی. اسدالله لاجوردی و حاج داود رحمانی را هرگز نمی توانم از سلولهای نفرت زده ام پاک کنم. لاجوردی واقعا چهره زشت و شیطانی داشت. دو صحنه برخورد من با لاجوردی باعث شد زشتی یک انسان در اعماق روحم نفوذ کند. تا حدی که سال ها جنگیدن با خویش هم نتوانست آنرا از من بزداید.

داستان چنین بود. ده تیر ماه 1360 مرا همراه با هشت نفر از کمیته تهران پارس مستقیم به اوین آوردند. در طول مسیر آنقدر با ته ماهی تاوه سنگین بر سرم زده بودند که حالم بهم خورده و سرم گیج میرفت. بعد از دو روز شکنجه پیاپی در سالن زیر زمین دادستانی، مرا با بدنی آش و لاش در سلول شماره 14 سالن ده بند 209 جای دادند. زیر کف سلول لوله های آب جوش بود که به حمام همجوار وصل بود. هوا بسیار گرم و کف اطاق بسیار داغ بود به طوری که با پاهای زخمی و باد کرده ام می توانستم فقط روی سه کاشی بشینم.

دو روز بعد که نمی دانستم چه وقت از روز بود، در میان زجه و فریاد ها ی زندانیان بند 209 ، در حالی که در این فکر بودم، چه وقت در باز می شود و مرا برای اعدام می برند، ناگهان نگاهم به طرف در سر خورد، از دریچه کوچک قیافه هولناکی را دیدم که به من خیره شده بود. آن چهره آنقدر ترسناک بود که ساعت ها قلبم می زد. او لاجوردی بود و با لبخند شیطانی و صدای بازاریش چنین گفت: " کثافت مزدورمی ذارمت سینه دیوار!"

سه شب از فکر اعدام خوابم نمی برد. زیرا در آن ابتدا هنوز مسئله اعدام برایم حل نشده بود و عاشق دیدار آزادی مردم و دیدار فرزندم بودم که تازه به دنیا آمده بود. شنیدن اعدام از دهان لاجوردی را نمیتوانستم جدی نگیرم، از این رو سه شبانه روز بیدار بودم. تا اینکه مرا دوباره به بازجویی بردند. سه تا چشم بند روی هم زده بودند و چند ساعتی بعد یکی زیر بغل من را گرفت و بلندم کرد و با فشار چشم بندم را بالا زد. چشم هایم تار میدید بعد از چند ثانیه همان قیافه لاجوردی را دیدم که درفاصله بیست سانتیمتری توی چشمانم خیره شده بود. مرگ وحشتناکی را جلوی چشمم می دیدم. او گفت: "آشغال مقاومت می کنی؟ میذارمت سینه دیوار...."

این دو صحنه از بدترین صحنه های ابتدای زندانی من بود. ولی خدا را شکر می کنم که این روزها شاهد فرو ریختن این دستگاه ظلم هستم و این به من آرامش فرح انگیزی می بخشد. به نظر من اعدام او توسط مجاهدین اشتباه بود. او باید زنده می ماند تا شاهد ریزش اوتاد فرعونیان بود! ریزش ستونهایی که موریانه و کپک آن را از درون خورده است. روزهای شکست طلسم دیو قلعه وحشت!

در پست های بعدی از قبر، اطاقهای سفید، توبه و اعتراف، مطالبی خواهم داشت.

+ نوشته شده توسط رضا طیبی در جمعه ششم شهریور 1388 و ساعت 22:49 | Balatarin

اعتبار عجیب صد میلیون تومانی به هر نماینده درآستانه رای اعتماد!!


آينده : وزیر پیشنهادی مسکن در آستانه گرفتن رای اعتماد از نمایندگان مجلس، پیشنهادی را مبنی بر هزینه کردن 20 میلیارد تومان بودجه با نظر نمایندگان مجلس در روستاها ارائه کرده است.
به گزارش خبرنگار «آينده»، نیکزاد، معاون عمرانی فعلی وزارت کشور و گزینه پیشنهادی وزارت مسکن در اقدامی نامتعارف برای پرداخت مبلغ 20 میلیارد تومان بودجه تحت عنوان «مرمت و بازسازی یا تجهیز مساجد روستایی» به نمایندگان مجلس اعلام آمادگی کرده است.
این پیشنهاد نامتعارف در آْستانه رای اعتماد در حالی ارائه شده که هرگونه پرداخت بودجه باید در تخصیص های ابتدای سال دیده شود و پرداخت این مبلغ هنگفت که با احتساب تعداد نمایندگان مجلس حدود 100 میلیون تومان برای هر نفر میشود، چند روز پس از آغاز ماه مبارک رمضان و درست قبل از بررسی رای اعتمادبه وزرا، شائبه اعمال نفوذ بر رای نمایندگان را ایجاد میکند.
سال گذشته نیز همزمان با استیضاح علی کردان برای وزارت کشور، چک های 5 میلیون تومانی از سوی معاونت پارلمانی ریاست جمهوری جهت «کمک به مساجد حوزه انتخابیه» توزیع شده بود که با واکنش شدید نمایندگان اصولگرا مواجه شد و حتی به درگیری لفظی نمایندگان با عامل دولت و در نهایت اخراج وی انجامید.
اقدام اخیر و ارائه مبالغ 100 میلیونی به نمایندگان، یادآور خاطره استیضاح پرحاشیه کردان، البته با سخاوت بیشتر و 20 برابر کردن مبلغ یک سال قبل میباشد.

پیک ایران

Balatarin

۱۳۸۸/۶/۶

آقای خامنه ای بهمان روال سابق خود ادامه دهید

آقای خامنه ای! در آن نماز جمعه پس از انتخابات قدم در مسیری بی بازگشت گذاشته ای که دیگر راه برگشتی بر آن وجود ندارد. امروز هم بهتر است اشک تمساح نریزی! گفته ای: «در حوادث پس از انتخابات تخلفات و جنایاتی صورت گرفته است که بطور قطع با آنها برخورد خواهد شد...» بعد از ماجرای ۱۸ تیر ۷۸ هم گفته بودی که این رویداد قلبت را جریحه دار کردهاست و گفته بودی حتی اگر عکس مرا پاره کردند شما واکنشی نشان ندهید. اما بعدش چی شد؟ چی بر سر دانشجویان آوردید؟ از اکبر و منوچهر محمدی چه خبر؟ با احمد باطبی چه کردید؟ چه بر سر امیر جوادی لنگرودی آوردید؟ با آن ماجرای مضحک سرقت ماشین ریش تراشی چگونه به ریش مردم خندیدید و احساسات مردم را به بازیچه گرفتید؟ سردارهایتان پس از آن ماجرا چه کردند؟ چگونه ترفیع گرفتند؟
چگونه است که در این زمینه به شواهد و قرینه ها نمی توان استناد کرد اما جوانان این مملکت را می توان اسیر کرد و حتی بدون شاهد و قرینه ای باتوم به ماتحتشان فرو کرد؟ آقای منتظری چه خوب گفت که این حکومت نه جمهوری است و نه اسلامی!
آقای خامنه ای! دیگر دیر شده است. بهتر است جنابعالی بر همان مسیر قبلی ادامه دهید تا حداقل شخصیت نامتعادل و مکارانه خود را مخفی نگه دارید! این حنای شما دیگر رنگی ندارد. مردم ایران ابله نیستند. اگر تا به حال برخورد قهرآمیز جدی با شما نکرده بودند از سعه صدرشان بوده نه از فرط بلاهت. اما این بار دیگر فریب این چرندیات تو را نخواهند خورد.